ورود به حساب کاربری
ایجاد حساب کاربری
کلمه عبور را فراموش کرده‌اید؟
ویرایش حساب کاربری

شارژ اعتبار
سوابق خرید
ردیف فاکتور تاریخ مبلغ (تومان) شرح تراکنش کد رهگیری

30 شماره آخر

  • شماره 3569 -
  • ۱۳۹۸ سه شنبه ۲۱ آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه ورق بزنید دریافت همه صفحات
تبلیغات
سپیدار شهروند نارون روزنامه شرق

آینه

ایران
 چرا فساد ریشه‌کن نمی‌شود

سعید لیلاز: ...مادامی که متن و زمینه اقتصاد و سازوکارهای اقتصادی در ایران عوض نشود، نمی‌توان انتظار داشت فساد مهار یا ریشه‌کن شود... . وقتی در یک اقتصاد، زمینه‌های فساد وجود دارد، برخورد مقطعی با مفسدان دردی را دوا نمی‌کند. یکی از این زمینه‌های اصلی فساد، نقش گسترده دولت در اقتصاد است؛ نقشی که هدایت منابع و منافع را در اختیار بخش‌های خاصی از جامعه نگه می‌دارد. دوم؛ یک علت ناموفق‌بودن مبارزه با فساد در کشور، برخورد جناحی و سیاسی با این مسئله است. مثال بزنم؛ سال 88 هنگامی که محاکمه من در حال برگزاری بود، تصویر من در صفحه یک روزنامه ایران چاپ شد، این در حالی است که تا سال‌ها رسانه‌ها فقط اجازه داشتند از حروف اختصاری «ب.ز» برای اشاره به یک مفسد استفاده کنند. سؤال این است که چرا یک قانون برای من کار نمی‌‌کند، اما برای دیگری کار می‌کند؟ این رویکرد دوگانه، یعنی برخورد جناحی با فساد، اجازه نخواهد داد در مقابله با آن توفیقی کسب کنیم. همین‌جا باید اشاره کرد که مسیر آقای رئیسی در مقابله با فساد، بسیار خوب و مطلوب است، اما این مسیر در صورتی به‌طور تمام و کمال کار خواهد کرد که به همه ارکان و بخش‌های کشور تسری پیدا کند. سومین مسئله فقدان آزادی است. آزادی به این معنا نیست که رسانه‌ها اجازه داشته باشند تا فقط اسامی و اخبار محاکمات خاصی را منتشر کنند. بلکه به این معنی است که رسانه‌ها به اخبار محاکمات قائم‌مقام سابق فلان مقام هم دسترسی داشته باشند. در نبود آزادی برای نقد صریح همه ارکان قدرت، البته نقد منصفانه و دلسوزانه، نمی‌توانیم به موفقیت مبارزه با فساد امید داشته باشیم.

کیهان
برباد‌رفته‌ها؛ از 18 میلیارد دلار تا عزت پاسپورت ایرانی

... متأسفانه در سال‌های اخیر نفوذ جاسوس‌ها در مراکز تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز دولت نگران‌کننده بوده اما نگران‌کننده‌تر آنکه وقتی جاسوس‌ها دستگیر می‌شوند، مقامات ارشد دولت واکنش مناسبی نشان نمی‌دهند. سکوت، توجیه و توهین، خلاصه واکنش برخی دولتمردان در قبال دستگیری جاسوس‌ها در مراکز تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز دولتی بوده است. «عبدالرسول دری‌اصفهانی» نماینده بانک مرکزی و مسئول امور بانکی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ و یکی از کارکنان ستاد اجرای برجام، «باقر و سیامک نمازی» از عناصر سازمان جاسوسی آمریکا با فعالیت گسترده از مدیریت و آموزش تا مشارکت در پروژه‌های نفتی، «جیسون رضائیان» جاسوس معروف آمریکایی که تا بن دندان دولت آقای روحانی نفوذ کرده بود، «نزار زاکا» تبعه لبنانی-  آمریکایی و مهره اطلاعاتی دستگاه امنیتی آمریکا و فعال در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات در ایران، «نازنین زاغری» جاسوس دوتابعیتی و مدیر پروژه‌های امنیتی سازمان جاسوسی انگلیس در ایران و «کاووس سید‌امامی» سر‌شبکه جاسوسی در قالب فعالیت زیست‌محیطی که گرای سایت‌های موشکی در پوشش حمایت از یوز ایرانی را به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه می‌دادند... روحانی همچنین با وعده‌های خود در برخی زمینه‌ها، امید و انتظار واهی در جامعه ایجاد کرد. آنهایی که شب اعلام توافق ایران و 1+5 به خیابان‌ها آمدند و زدند و رقصیدند و در دست اسکناس یک‌دلاری و هزار تومانی داشتند، متوهم امید کاذبی بودند که دولتمردان با وعده‌دادن امتیاز به دشمن و حل‌شدن مشکلات به آنها داده بودند، تا جایی که آب‌خوردن مردم را هم به برجام گره زدند.

دنیای اقتصاد
چرا مسکن پناهگاه شد؟ 

مطالعات یک اقتصاددان درباره ریشه بیرونی التهابات بازار مسکن که در دوره‌های مختلف به شکل جهش قیمت بروز کرده است، نشان می‌دهد تورم بالا در اقتصاد ایران همواره موجب شده خانوارها به‌دنبال یک پناهگاه امن برای حفظ ارزش واقعی سرمایه‌هایشان باشند و چون بازار ملک طی همه این سال‌ها اطمینان افراد را جلب کرده، موج «تقاضای سرمایه‌ای» حاصل از آن باعث جهش‌های قیمتی شده است. مهدی برکچیان معتقد است در همه این حداقل سه دهه بعد از انقلاب –تا ابتدای دهه ۹۰ و قبل از تحریم‌های شدید هسته‌ای- جریان قوی سرمایه از سمت خانوار پس‌انداز‌کننده به سمت بازار مسکن سرازیر بوده است. این جریان سرمایه که تقاضا برای خرید مسکن را بالا می‌برده و سرمایه‌گذاری در امر ساخت‌وساز را سودآور می‌کرده، سبب شده عرضه ساختمان‌های مسکونی افزایش یابد و نتیجه آن به حداقل ۲ میلیون «خانه خالی از سکنه» و همچنین بیش از ۲ میلیون «خانه دوم» منجر شده است. او پیشنهاد می‌کند در گام اول باید سیاست‌های پولی اصلاح شود. دومین گام توسعه مالی در اقتصاد است. لازم است برای خانوار ایرانی گزینه‌های سرمایه‌گذاری، «متنوع» شود و در عین حال این گزینه‌ها برای خانوارها «قابل اطمینان» باشد... . خانوارها به تجربه فهمیده‌اند که توان مداخله دولت در بازار ملک خیلی کمتر از سایر بازارها است. بنابراین تا «اطمینان» خانوارها به بازارهای مالی برای سرمایه‌گذاری جلب نشود، نمی‌توان انتظار داشت ریشه نوسانات شدید قیمت‌ها در بازار ملک خشک شود. گام سوم هم این است که سیاست‌های ارزی کشور به‌ صورت اساسی اصلاح شود.

ارسال دیدگاه شما

ساعت
روزنامه شرق
عنوان صفحه‌ها

شماره 3533

تاریخ ۱۳۹۸/۷/۳

کارتون
کارتون

آینه

ایران
 چرا فساد ریشه‌کن نمی‌شود

سعید لیلاز: ...مادامی که متن و زمینه اقتصاد و سازوکارهای اقتصادی در ایران عوض نشود، نمی‌توان انتظار داشت فساد مهار یا ریشه‌کن شود... . وقتی در یک اقتصاد، زمینه‌های فساد وجود دارد، برخورد مقطعی با مفسدان دردی را دوا نمی‌کند. یکی از این زمینه‌های اصلی فساد، نقش گسترده دولت در اقتصاد است؛ نقشی که هدایت منابع و منافع را در اختیار بخش‌های خاصی از جامعه نگه می‌دارد. دوم؛ یک علت ناموفق‌بودن مبارزه با فساد در کشور، برخورد جناحی و سیاسی با این مسئله است. مثال بزنم؛ سال 88 هنگامی که محاکمه من در حال برگزاری بود، تصویر من در صفحه یک روزنامه ایران چاپ شد، این در حالی است که تا سال‌ها رسانه‌ها فقط اجازه داشتند از حروف اختصاری «ب.ز» برای اشاره به یک مفسد استفاده کنند. سؤال این است که چرا یک قانون برای من کار نمی‌‌کند، اما برای دیگری کار می‌کند؟ این رویکرد دوگانه، یعنی برخورد جناحی با فساد، اجازه نخواهد داد در مقابله با آن توفیقی کسب کنیم. همین‌جا باید اشاره کرد که مسیر آقای رئیسی در مقابله با فساد، بسیار خوب و مطلوب است، اما این مسیر در صورتی به‌طور تمام و کمال کار خواهد کرد که به همه ارکان و بخش‌های کشور تسری پیدا کند. سومین مسئله فقدان آزادی است. آزادی به این معنا نیست که رسانه‌ها اجازه داشته باشند تا فقط اسامی و اخبار محاکمات خاصی را منتشر کنند. بلکه به این معنی است که رسانه‌ها به اخبار محاکمات قائم‌مقام سابق فلان مقام هم دسترسی داشته باشند. در نبود آزادی برای نقد صریح همه ارکان قدرت، البته نقد منصفانه و دلسوزانه، نمی‌توانیم به موفقیت مبارزه با فساد امید داشته باشیم.

کیهان
برباد‌رفته‌ها؛ از 18 میلیارد دلار تا عزت پاسپورت ایرانی

... متأسفانه در سال‌های اخیر نفوذ جاسوس‌ها در مراکز تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز دولت نگران‌کننده بوده اما نگران‌کننده‌تر آنکه وقتی جاسوس‌ها دستگیر می‌شوند، مقامات ارشد دولت واکنش مناسبی نشان نمی‌دهند. سکوت، توجیه و توهین، خلاصه واکنش برخی دولتمردان در قبال دستگیری جاسوس‌ها در مراکز تصمیم‌گیر و تصمیم‌ساز دولتی بوده است. «عبدالرسول دری‌اصفهانی» نماینده بانک مرکزی و مسئول امور بانکی تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای ایران با گروه ۵+۱ و یکی از کارکنان ستاد اجرای برجام، «باقر و سیامک نمازی» از عناصر سازمان جاسوسی آمریکا با فعالیت گسترده از مدیریت و آموزش تا مشارکت در پروژه‌های نفتی، «جیسون رضائیان» جاسوس معروف آمریکایی که تا بن دندان دولت آقای روحانی نفوذ کرده بود، «نزار زاکا» تبعه لبنانی-  آمریکایی و مهره اطلاعاتی دستگاه امنیتی آمریکا و فعال در حوزه فناوری ارتباطات و اطلاعات در ایران، «نازنین زاغری» جاسوس دوتابعیتی و مدیر پروژه‌های امنیتی سازمان جاسوسی انگلیس در ایران و «کاووس سید‌امامی» سر‌شبکه جاسوسی در قالب فعالیت زیست‌محیطی که گرای سایت‌های موشکی در پوشش حمایت از یوز ایرانی را به سرویس‌های اطلاعاتی بیگانه می‌دادند... روحانی همچنین با وعده‌های خود در برخی زمینه‌ها، امید و انتظار واهی در جامعه ایجاد کرد. آنهایی که شب اعلام توافق ایران و 1+5 به خیابان‌ها آمدند و زدند و رقصیدند و در دست اسکناس یک‌دلاری و هزار تومانی داشتند، متوهم امید کاذبی بودند که دولتمردان با وعده‌دادن امتیاز به دشمن و حل‌شدن مشکلات به آنها داده بودند، تا جایی که آب‌خوردن مردم را هم به برجام گره زدند.

دنیای اقتصاد
چرا مسکن پناهگاه شد؟ 

مطالعات یک اقتصاددان درباره ریشه بیرونی التهابات بازار مسکن که در دوره‌های مختلف به شکل جهش قیمت بروز کرده است، نشان می‌دهد تورم بالا در اقتصاد ایران همواره موجب شده خانوارها به‌دنبال یک پناهگاه امن برای حفظ ارزش واقعی سرمایه‌هایشان باشند و چون بازار ملک طی همه این سال‌ها اطمینان افراد را جلب کرده، موج «تقاضای سرمایه‌ای» حاصل از آن باعث جهش‌های قیمتی شده است. مهدی برکچیان معتقد است در همه این حداقل سه دهه بعد از انقلاب –تا ابتدای دهه ۹۰ و قبل از تحریم‌های شدید هسته‌ای- جریان قوی سرمایه از سمت خانوار پس‌انداز‌کننده به سمت بازار مسکن سرازیر بوده است. این جریان سرمایه که تقاضا برای خرید مسکن را بالا می‌برده و سرمایه‌گذاری در امر ساخت‌وساز را سودآور می‌کرده، سبب شده عرضه ساختمان‌های مسکونی افزایش یابد و نتیجه آن به حداقل ۲ میلیون «خانه خالی از سکنه» و همچنین بیش از ۲ میلیون «خانه دوم» منجر شده است. او پیشنهاد می‌کند در گام اول باید سیاست‌های پولی اصلاح شود. دومین گام توسعه مالی در اقتصاد است. لازم است برای خانوار ایرانی گزینه‌های سرمایه‌گذاری، «متنوع» شود و در عین حال این گزینه‌ها برای خانوارها «قابل اطمینان» باشد... . خانوارها به تجربه فهمیده‌اند که توان مداخله دولت در بازار ملک خیلی کمتر از سایر بازارها است. بنابراین تا «اطمینان» خانوارها به بازارهای مالی برای سرمایه‌گذاری جلب نشود، نمی‌توان انتظار داشت ریشه نوسانات شدید قیمت‌ها در بازار ملک خشک شود. گام سوم هم این است که سیاست‌های ارزی کشور به‌ صورت اساسی اصلاح شود.

ارسال دیدگاه شما