مجلس خوب برای حکمرانی خوب
ناصر ذاکری

در سه دهه اخیر مفهوم حکمرانی خوب (good governance) در مباحث توسعه مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. کشورهایی که از نعمت حکمرانی خوب برخوردار باشند، میتوانند با سرعت در مسیر توسعه و شکوفایی حرکت کنند و آینده بهتری را برای شهروندان خود به ارمغان بیاورند. حکمرانی خوب فقط به عملکرد مطلوب دولت بهعنوان قوه مجریه توجه ندارد؛ بلکه در سایه عملکرد درست و کارآمد تمام اجزای حکومت تحققپذیر است. به بیان دیگر علاوه بر قوه مجریه باید همه نهادهای حکومتی صفت «خوب» را داشته باشند تا حکمرانی خوب محقق شود و آثار مترتب بر آن در سطح جامعه ظاهر شود. بااینحال ضمن تأکید بر ضرورت «خوببودن» همه ارکان حکومتی، با عنایت به نقش رأی شهروندان در شکلگیری دو قوه مجریه و مقننه، میتوان توجه ویژه به تعامل بین این دو قوه داشت. مجلس «خوب» میتواند دولت را به خوب عملکردن وادار کند؛ همانگونه که مجلس «بد» میتواند بهاصطلاح چوب لای چرخ دولت «خوب» بگذارد. درواقع میتوان ادعا کرد «خوببودن» مجلس مهمتر از «خوببودن» دولت است؛ اما سؤال این است که «مجلس خوب» چه ویژگیهایی دارد و چگونه میتوان به آن دست یافت؟
با نیمنگاهی به ویژگیهای «حکمرانی خوب» مهمترین ویژگیهای «مجلس خوب» را میتوان به شرح زیر برشمرد:
1 - مجلس خوب خانه ملت است.
مجلس هرچند عنوان «خانه ملت» را یدک میکشد؛ اما ممکن است واقعا خانه ملت نبوده و به جای آن خانه احزاب سیاسی باشد. این به آن معنی است که تریبون مجلس به جای انعکاس خواستههای واقعی مردم، خواستههای حکومت یا جریانهای سیاسی را منعکس کند. عملکرد مجلس نهم در دوران بررسی برجام بهترین شاهد این مدعاست که در آن ایام مجلس نه خانه ملت؛ بلکه خانه احزاب سیاسی بود؛ زیرا در شرایطی که مردم دولتی را که شعار مذاکره برای حل بحران هستهای میداد، انتخاب کرده و مورد حمایت خود قرار داده بودند، بخش بزرگی از مجلس سرسختانه طالب کنارگذاشتن این توافق و در اصل بیاعتنایی به خواست و اراده مردم بود. دغدغه آنان تحقق اراده ملت نبود و فقط طالب پیشبردن برنامه حزب خودشان بودند و تضعیف دولت وابسته به جریان سیاسی رقیب.
2 - مجلس خوب مجلس شفاف است.
شفافیت یکی از معیارهای اصلی حکمرانی خوب است. مجلس شفاف مجلسی است که مردم را محرم میداند و با شیوهای اداره میشود که حق انتخاب مردم پایمال مطامع جریانها نشود. مردم میتوانند درباره موضعگیریهای نمایندگان و نیز رفتار مالی آنان بهخوبی کسب اطلاع کنند و با اطلاعات کامل به نمایندگان مورد اعتماد خود در انتخابات بعدی رأی بدهند.
در شرایط فعلی چنین اطلاعاتی به شکل کارآمد در اختیار شهروندان قرار نمیگیرد.
3 - مجلس خوب محل اجتماع پاکدستان متخصص است : اعضای یک مجلس خوب از یک سو باید پاکدست باشند و در کارنامه گذشتهشان خبری از رانتخواری و همراهی با مفسدان نباشد و از دانش و تخصص کافی برخوردار باشند. با نگاهی به وضع موجود میتوان ادعا کرد که این دو شرط بنیادین مورد بیمهری جدی قرار گرفته است. اولا با مرور سخنان و مواضع برخی از نمایندگان میتوان اندکبودن بهره آنان از دانش روز را مشاهده کرد. ثانیا با استناد به سخنان آیتالله محمدیزدی در تیر گذشته میتوان بیاعتنایی گروهی از نمایندگان به معیار پاکدستی را باور کرد. ایشان در این سخنان بهصراحت باجخواهی نمایندگان از وزرا و تهدید آنان به استیضاح در صورتندادن باج را مورد انتقاد قرار داده بودند. البته ازآنجاکه ایشان بهعنوان عضو شورای نگهبان در تأیید صلاحیت و انتخاب این نمایندگان نقشی جدی داشتهاند، باید پذیرفت که این سخنان ایشان به معنی جدیبودن این بیماری است.
4 - مجلس خوب حقوق مردم و منافع ملی را اولویت خود میداند: بارزترین مثال در این میدان، طرح سؤال و تذکر است. گفتنی است در دوسالو نیم ابتدای دولت یازدهم، نمایندگان مجلس نهم که وابسته به اردوی مخالف دولت بودند، به طور متوسط هر هفته با طرح 25 سؤال و 80 تذکر تلاش کردند آرامش فکری را از اعضای دولت بگیرند تا نتواند رضایت مردم را جلب کند!
5 - مجلس خوب حامی آزادی بیان بهویژه برای نمایندگان مردم است: در جامعه بدون آزادی بیان نه مشارکت مردم به معنی واقعی آن محقق میشود، نه مسئولیتپذیری نهادهای حکومتی رنگوبویی خواهد داشت و نه از وفاق عمومی خبری خواهد بود؛ اما آزادی بیان برای نمایندگان مجلس حتی بیشتر از آزادی بیان برای بقیه شهروندان از اهمیت برخوردار است. مجلسی که نتواند بهروشنی و بدون لکنت دیدگاه خود را بیان کند و از ترس پروندهسازی اقدام به خودسانسوری کند، هرگز نمیتواند مجلس «خوب» تلقی شود.
در سه دهه اخیر مفهوم حکمرانی خوب (good governance) در مباحث توسعه مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. کشورهایی که از نعمت حکمرانی خوب برخوردار باشند، میتوانند با سرعت در مسیر توسعه و شکوفایی حرکت کنند و آینده بهتری را برای شهروندان خود به ارمغان بیاورند. حکمرانی خوب فقط به عملکرد مطلوب دولت بهعنوان قوه مجریه توجه ندارد؛ بلکه در سایه عملکرد درست و کارآمد تمام اجزای حکومت تحققپذیر است. به بیان دیگر علاوه بر قوه مجریه باید همه نهادهای حکومتی صفت «خوب» را داشته باشند تا حکمرانی خوب محقق شود و آثار مترتب بر آن در سطح جامعه ظاهر شود. بااینحال ضمن تأکید بر ضرورت «خوببودن» همه ارکان حکومتی، با عنایت به نقش رأی شهروندان در شکلگیری دو قوه مجریه و مقننه، میتوان توجه ویژه به تعامل بین این دو قوه داشت. مجلس «خوب» میتواند دولت را به خوب عملکردن وادار کند؛ همانگونه که مجلس «بد» میتواند بهاصطلاح چوب لای چرخ دولت «خوب» بگذارد. درواقع میتوان ادعا کرد «خوببودن» مجلس مهمتر از «خوببودن» دولت است؛ اما سؤال این است که «مجلس خوب» چه ویژگیهایی دارد و چگونه میتوان به آن دست یافت؟
با نیمنگاهی به ویژگیهای «حکمرانی خوب» مهمترین ویژگیهای «مجلس خوب» را میتوان به شرح زیر برشمرد:
1 - مجلس خوب خانه ملت است.
مجلس هرچند عنوان «خانه ملت» را یدک میکشد؛ اما ممکن است واقعا خانه ملت نبوده و به جای آن خانه احزاب سیاسی باشد. این به آن معنی است که تریبون مجلس به جای انعکاس خواستههای واقعی مردم، خواستههای حکومت یا جریانهای سیاسی را منعکس کند. عملکرد مجلس نهم در دوران بررسی برجام بهترین شاهد این مدعاست که در آن ایام مجلس نه خانه ملت؛ بلکه خانه احزاب سیاسی بود؛ زیرا در شرایطی که مردم دولتی را که شعار مذاکره برای حل بحران هستهای میداد، انتخاب کرده و مورد حمایت خود قرار داده بودند، بخش بزرگی از مجلس سرسختانه طالب کنارگذاشتن این توافق و در اصل بیاعتنایی به خواست و اراده مردم بود. دغدغه آنان تحقق اراده ملت نبود و فقط طالب پیشبردن برنامه حزب خودشان بودند و تضعیف دولت وابسته به جریان سیاسی رقیب.
2 - مجلس خوب مجلس شفاف است.
شفافیت یکی از معیارهای اصلی حکمرانی خوب است. مجلس شفاف مجلسی است که مردم را محرم میداند و با شیوهای اداره میشود که حق انتخاب مردم پایمال مطامع جریانها نشود. مردم میتوانند درباره موضعگیریهای نمایندگان و نیز رفتار مالی آنان بهخوبی کسب اطلاع کنند و با اطلاعات کامل به نمایندگان مورد اعتماد خود در انتخابات بعدی رأی بدهند.
در شرایط فعلی چنین اطلاعاتی به شکل کارآمد در اختیار شهروندان قرار نمیگیرد.
3 - مجلس خوب محل اجتماع پاکدستان متخصص است : اعضای یک مجلس خوب از یک سو باید پاکدست باشند و در کارنامه گذشتهشان خبری از رانتخواری و همراهی با مفسدان نباشد و از دانش و تخصص کافی برخوردار باشند. با نگاهی به وضع موجود میتوان ادعا کرد که این دو شرط بنیادین مورد بیمهری جدی قرار گرفته است. اولا با مرور سخنان و مواضع برخی از نمایندگان میتوان اندکبودن بهره آنان از دانش روز را مشاهده کرد. ثانیا با استناد به سخنان آیتالله محمدیزدی در تیر گذشته میتوان بیاعتنایی گروهی از نمایندگان به معیار پاکدستی را باور کرد. ایشان در این سخنان بهصراحت باجخواهی نمایندگان از وزرا و تهدید آنان به استیضاح در صورتندادن باج را مورد انتقاد قرار داده بودند. البته ازآنجاکه ایشان بهعنوان عضو شورای نگهبان در تأیید صلاحیت و انتخاب این نمایندگان نقشی جدی داشتهاند، باید پذیرفت که این سخنان ایشان به معنی جدیبودن این بیماری است.
4 - مجلس خوب حقوق مردم و منافع ملی را اولویت خود میداند: بارزترین مثال در این میدان، طرح سؤال و تذکر است. گفتنی است در دوسالو نیم ابتدای دولت یازدهم، نمایندگان مجلس نهم که وابسته به اردوی مخالف دولت بودند، به طور متوسط هر هفته با طرح 25 سؤال و 80 تذکر تلاش کردند آرامش فکری را از اعضای دولت بگیرند تا نتواند رضایت مردم را جلب کند!
5 - مجلس خوب حامی آزادی بیان بهویژه برای نمایندگان مردم است: در جامعه بدون آزادی بیان نه مشارکت مردم به معنی واقعی آن محقق میشود، نه مسئولیتپذیری نهادهای حکومتی رنگوبویی خواهد داشت و نه از وفاق عمومی خبری خواهد بود؛ اما آزادی بیان برای نمایندگان مجلس حتی بیشتر از آزادی بیان برای بقیه شهروندان از اهمیت برخوردار است. مجلسی که نتواند بهروشنی و بدون لکنت دیدگاه خود را بیان کند و از ترس پروندهسازی اقدام به خودسانسوری کند، هرگز نمیتواند مجلس «خوب» تلقی شود.