آزمون دستورالعمل کرامت
عمادالدين باقي

چند روز پيش آقاي محمدرضا فقيهي، وکيل دلسوزي که از اعضاي هيئتمديره و کميته حقوقي انجمن دفاع از حقوق زندانيان بود و همواره به مشي اعتدال و بيان حقوقي شناخته میشود، براي دفاع از موکل خود آقاي عباس لساني به اردبيل رفت، ولي وکيل و موکل با هم راهي زندان شدند. به صلاحديد خانواده و برخي از دوستان، قرار شد دو، سه روزي حقوقدانان و رسانههاي داخلي در واکنش، سكوت کنند به اميد اينکه سوءتفاهم سادهاي بوده و مرتفع شود، هرچند اين سكوت سبب شد رسانههاي ديگري بازتاب دهند و خود ميتوانست منشأ تصميم ديگري براي مرجع بازداشتکننده باشد. خوشبختانه روز گذشته آقاي فقيهي با توديع وثيقه آزاد شد؛ اما نکته بسيار مهم در اين اتفاق که نبايد مسکوت گذاشته شود، تهديد امنيت دفاع است. چندي پيش معاون قوه قضائيه گفت: «اگر وکيلي از پرونده جاسوسي دفاع ميکند و براي حق موکل خود تلاش ميکند، بايد بداند حق ۸۰ ميليون ملت را فراموش کرده است». هرچند گوينده محترم بعدا سخن خود را تصحيح کرد؛ اما اين سخنان عجيب ناشي از عدم شناخت فلسفه وکالت و موجب سلب امنيت دفاع است. اکنون نيز وکالت آقاي لساني با همان منطق مورد اتهام قرار ميگيرد؛ اين در حالي است که فلسفه وکالت، دفاع از حقوق متهم است، اعم از اينکه مجرم يا بيگناه باشد، زيرا مجرم نيز حقوقي انکارنشدنی دارد. با سلب امنيت دفاع، مفهوم عدالت رنگ ميبازد و نظام قضائي دچار بحران ميشود. وقتي «دستورالعمل حفظ کرامت و ارزشهاي انساني در قوه قضائيه» صادر شد و شادماني عدهاي را برانگيخت، در نوشتهاي با ترديد با اين شادماني مواجه شدم؛ زيرا به گفته حضرت سعدي «به عمل کار برآيد به سخنداني نيست». کرامت مردم به حرف و بخشنامه و شعار نيست. ماده 13 آن بخشنامه از حفظ حيثيت و کرامت وکلا گفته، بهگونهاي که حتي بازرسي بدني آنها را در هنگام ورود به نهادهاي قضائي ممنوع ميکند و خود رياست قوه هم در سخناني ميگويد وکيل، همکار و همتراز قاضي است، اما در عمل آقاي محمدرضا فقيهي، وکيل عباس لساني، در دادگاه همراه با موکلش راهي زندان ميشود.
گرچه آقاي فقيهي پيش از سفر گزارشي از جزئيات پرونده موکل خود را برايم تشريح کرد که بايد در جاي خود به آن پرداخت؛ اما اگر هيچ اطلاعي از جزئيات اتفاق در جلسه دادگاه نداشته باشم هم با قاطعيت ميتوانم بگويم آنچه اتفاق افتاده، نقض دستورالعمل پيشگفته است، زيرا آقاي فقيهي از حقوقدانان زبردستي است که به شهادت سالهاي دراز همکاريمان هيچگاه سوداي شهرتطلبي از طريق پروندههايي حقوقبشري نداشته و چون به توان حقوقي خود اعتماد دارد، در هيچ شرايطي از جاده احتجاج حقوقي خارج نميشود. براي رئيس محترم قوه قضائيه با عنایت به دستورالعمل صادرشده، اين آزموني است که از طريق پيگيري و رسيدگي بيطرفانه و گفتوگو با خود آقاي فقيهي و مقام بازداشتکننده و برخورد لازم جلوي تکرار اين اتفاقات ناگوار را بگيرند.
چند روز پيش آقاي محمدرضا فقيهي، وکيل دلسوزي که از اعضاي هيئتمديره و کميته حقوقي انجمن دفاع از حقوق زندانيان بود و همواره به مشي اعتدال و بيان حقوقي شناخته میشود، براي دفاع از موکل خود آقاي عباس لساني به اردبيل رفت، ولي وکيل و موکل با هم راهي زندان شدند. به صلاحديد خانواده و برخي از دوستان، قرار شد دو، سه روزي حقوقدانان و رسانههاي داخلي در واکنش، سكوت کنند به اميد اينکه سوءتفاهم سادهاي بوده و مرتفع شود، هرچند اين سكوت سبب شد رسانههاي ديگري بازتاب دهند و خود ميتوانست منشأ تصميم ديگري براي مرجع بازداشتکننده باشد. خوشبختانه روز گذشته آقاي فقيهي با توديع وثيقه آزاد شد؛ اما نکته بسيار مهم در اين اتفاق که نبايد مسکوت گذاشته شود، تهديد امنيت دفاع است. چندي پيش معاون قوه قضائيه گفت: «اگر وکيلي از پرونده جاسوسي دفاع ميکند و براي حق موکل خود تلاش ميکند، بايد بداند حق ۸۰ ميليون ملت را فراموش کرده است». هرچند گوينده محترم بعدا سخن خود را تصحيح کرد؛ اما اين سخنان عجيب ناشي از عدم شناخت فلسفه وکالت و موجب سلب امنيت دفاع است. اکنون نيز وکالت آقاي لساني با همان منطق مورد اتهام قرار ميگيرد؛ اين در حالي است که فلسفه وکالت، دفاع از حقوق متهم است، اعم از اينکه مجرم يا بيگناه باشد، زيرا مجرم نيز حقوقي انکارنشدنی دارد. با سلب امنيت دفاع، مفهوم عدالت رنگ ميبازد و نظام قضائي دچار بحران ميشود. وقتي «دستورالعمل حفظ کرامت و ارزشهاي انساني در قوه قضائيه» صادر شد و شادماني عدهاي را برانگيخت، در نوشتهاي با ترديد با اين شادماني مواجه شدم؛ زيرا به گفته حضرت سعدي «به عمل کار برآيد به سخنداني نيست». کرامت مردم به حرف و بخشنامه و شعار نيست. ماده 13 آن بخشنامه از حفظ حيثيت و کرامت وکلا گفته، بهگونهاي که حتي بازرسي بدني آنها را در هنگام ورود به نهادهاي قضائي ممنوع ميکند و خود رياست قوه هم در سخناني ميگويد وکيل، همکار و همتراز قاضي است، اما در عمل آقاي محمدرضا فقيهي، وکيل عباس لساني، در دادگاه همراه با موکلش راهي زندان ميشود.
گرچه آقاي فقيهي پيش از سفر گزارشي از جزئيات پرونده موکل خود را برايم تشريح کرد که بايد در جاي خود به آن پرداخت؛ اما اگر هيچ اطلاعي از جزئيات اتفاق در جلسه دادگاه نداشته باشم هم با قاطعيت ميتوانم بگويم آنچه اتفاق افتاده، نقض دستورالعمل پيشگفته است، زيرا آقاي فقيهي از حقوقدانان زبردستي است که به شهادت سالهاي دراز همکاريمان هيچگاه سوداي شهرتطلبي از طريق پروندههايي حقوقبشري نداشته و چون به توان حقوقي خود اعتماد دارد، در هيچ شرايطي از جاده احتجاج حقوقي خارج نميشود. براي رئيس محترم قوه قضائيه با عنایت به دستورالعمل صادرشده، اين آزموني است که از طريق پيگيري و رسيدگي بيطرفانه و گفتوگو با خود آقاي فقيهي و مقام بازداشتکننده و برخورد لازم جلوي تکرار اين اتفاقات ناگوار را بگيرند.