|

احیای داعش خطای راهبردی آمریکا در عراق

محمد عارف ‌فصیحی‌دولتشاهی . استاد دانشگاه

کاخ سفید در تطبیق سیاست‌هایش در عراق بارها دچار خطای استراتژیک شده است. حمله به عراق و سرنگونی حکومت سکولار صدام‌حسین به ظهور و تقویت نقش‌آفرینی ایران در عراق منتهی شد. شیعیان و کردها که تحت بیشترین فشارها در حکومت بعث قرار داشتند، اهرم‌های قدرت را در دست گرفتند و از این طریق زمینه نفوذ ایران را در تحولات سیاسی این کشور فراهم کردند. ایجاد داعش با هدف تقسیم خاورمیانه و گسترش عمومی رادیکالیسم اسلامی در جامعه شکننده عراق نیز نتیجه معکوس را به همراه داشت.

ایران در انسجام نیروهای پراکنده عراق نقش اساسی ایفا کرد و توانست از این نیروها سدی مقاوم در برابر ماشین جنگی داعش ساخته و ایده تقسیم خاورمیانه و تشکیل خلافت داعش را با شکست مواجه کند. ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران اشتباه راهبردی دیگر کاخ سفید بود. این ترور که بر مبنای محاسبات غلط آمریکایی‌ها صورت گرفت، بر اعتبار نیم‌بند آمریکا لطمه جدی وارد کرد، جامعه این کشور را دوقطبی کرد.
حمله موشکی ایران به پایگاه «عین‌الاسد» هژمونی آمریکا را زیر سؤال برد و موضوع خروج آمریکا از عراق در سریع‌ترین زمان ممکن به هم‌خواهی و پویش عمومی در عراق تبدیل شد. با خروج نظامیان آمریکایی از پایگاه‌هایی مانند القیاره، قائم و استقرار در پایگاه‌های بزرگ‌تری مانند عین‌الاسد، باعث شد که خطرناک‌ترین عناصر داعش از اردوگاه السد که تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه بود، به این پایگاه‌ها وارد شوند.
هدف کاخ سفید از این سناریو علاوه بر منحرف‌کردن توجه مردم از حضور نظامی آمریکا در عراق، توسل به جنگ نیابتی و به‌وجود‌آوردن قدرت بازدارندگی تقریبی در برابر گردان‌های حشد‌الشعبی و نفوذ ایران بود. به نظر می‌رسد احیای هسته‌های خاموش داعش از سوی آمریکا و هم‌پیمانانش خطای راهبردی دیگر این کشور در عراق باشد.
در این زمینه نکات زیر درخور‌‌توجه است:
1. سازماندهی مجدد داعش و حملات متعدد این گروه در مناطق مختلف عراق از‌جمله استان الانبار، جنوب موصل، تکریت، اربیل و شدیدترین آن در سامرا ضرورت و مشروعیت فعالیت‌های حشد‌الشعبی را به اثبات رساند. آمریکا و طرفداران محلی‌اش در عراق همواره تلاش کرده‌اند تا زمینه کاهش نفوذ گروه‌های مقاومت را در ساختارهای سیاسی عراق از بین برده و در چشم‌انداز بلندمدت، این کشور را از جبهه مقاومت جدا کرده و به بازیگر همسو با آمریکا بدل کنند. یگانه راه ممکن در این راستا از نظر آمریکایی‌ها انحلال حشدالشعبی بود؛ اما یورش بی‌رحمانه داعش و دفع حملات این گروه در مناطق مختلف عراق نشان داد که ادامه فعالیت حشد‌الشعبی در عراق نه‌تنها تصور اشتباهی نیست بلکه برای امنیت عراق ضروری و مایه حیات است. اکنون حتی مخالفان حشدالشعبی به این نکته واقف شده‌اند که ضریب امنیت در عراق با فعالیت حشدالشعبی پیوند خورده است.
2. حملات گسترده داعش بار دیگر نگاه‌ها را متوجه مادر فتنه‌ها در عراق کرد. هنگامی ‌که دولت این کشور به دلیل کاهش قیمت نفت با بحران کسری بودجه روبه‌رو شده و شیوع کرونا ساختار اقتصادی این کشور را تحت تأثیر جدی خود قرار داد، آمریکایی‌ها تلاش کردند تا سلطه‌ خود را در عراق سیطره بخشند. تضعیف گروه مقاومت و تقویت داعش می‌تواند این سلطه را تسهیل کند. داعش‌سازی و تقویت این گروه این ذهنیت را در عراقی‌ها پدید آورده است؛ تا زمانی که آمریکا در عراق است، این کشور روی امنیت را نمی‌بیند. رو‌شدن دست‌های پنهان آمریکا در ناامنی‌های عراق مردم را در مطالبه‌شان که همان خروج بی‌قیدوشرط آمریکا از عراق است، مصمم‌تر خواهد کرد.
3. همان‌گونه که ظهور داعش تبدیل به یک فرصت بی‌نظیر برای نمایش توانمندی و کارآمدی گروه‌های مقاومت شد، احیای هسته‌های خاموش این گروه نیز به گسترش قدرت و پایگاه اجتماعی مقاومت می‌انجامد.
4. اشتباه بزرگ آمریکایی‌ها این است که فکر می‌کنند حشد‌الشعبی با ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس دچار مشکل ساختاری و فرماندهی شده است و در غیبت دائمی آنان می‌تواند این گروه را تضعیف و زمینه‌های نفوذ ایران را در عراق محدود کنند؛ درحالی‌که درخت مقاومت در عراق ریشه‌های توانمندی داشته و از عراق تا لبنان و فلسطین امتداد دارد. برخلاف تصور آمریکایی‌ها حشدالشعبی یک جریان سیاسی مقطعی نیست؛ بلکه هویت و طرز تفکر است.
5. اشتباه بزرگ آمریکایی‌ها در معادلات قدرت در عراق بی‌توجهی به پشتوانه معنوی حشدالشعبی است. واقعیت آن است که مرجعیت، پشتوانه قوی برای حشدالشعبی، ملت و دولت عراق به شمار می‌رود. مرجعیت در عراق با اتخاذ مواضع راهبردی نقش سرنوشت‌سازی در شکست داعش و پروژه آشوب ایفا کرده است. خطای راهبردی قدرت‌های بزرگ از‌جمله آمریکا توجه صرف به قدرت مادی و باروبنه نظامی است؛ اما از قدرت معنوی و آتش‌فشان‌های خاموش که از پهپاد و پاتریوت هم قوی‌تر عمل می‌کند، غافل‌اند.

کاخ سفید در تطبیق سیاست‌هایش در عراق بارها دچار خطای استراتژیک شده است. حمله به عراق و سرنگونی حکومت سکولار صدام‌حسین به ظهور و تقویت نقش‌آفرینی ایران در عراق منتهی شد. شیعیان و کردها که تحت بیشترین فشارها در حکومت بعث قرار داشتند، اهرم‌های قدرت را در دست گرفتند و از این طریق زمینه نفوذ ایران را در تحولات سیاسی این کشور فراهم کردند. ایجاد داعش با هدف تقسیم خاورمیانه و گسترش عمومی رادیکالیسم اسلامی در جامعه شکننده عراق نیز نتیجه معکوس را به همراه داشت.

ایران در انسجام نیروهای پراکنده عراق نقش اساسی ایفا کرد و توانست از این نیروها سدی مقاوم در برابر ماشین جنگی داعش ساخته و ایده تقسیم خاورمیانه و تشکیل خلافت داعش را با شکست مواجه کند. ترور فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران اشتباه راهبردی دیگر کاخ سفید بود. این ترور که بر مبنای محاسبات غلط آمریکایی‌ها صورت گرفت، بر اعتبار نیم‌بند آمریکا لطمه جدی وارد کرد، جامعه این کشور را دوقطبی کرد.
حمله موشکی ایران به پایگاه «عین‌الاسد» هژمونی آمریکا را زیر سؤال برد و موضوع خروج آمریکا از عراق در سریع‌ترین زمان ممکن به هم‌خواهی و پویش عمومی در عراق تبدیل شد. با خروج نظامیان آمریکایی از پایگاه‌هایی مانند القیاره، قائم و استقرار در پایگاه‌های بزرگ‌تری مانند عین‌الاسد، باعث شد که خطرناک‌ترین عناصر داعش از اردوگاه السد که تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه بود، به این پایگاه‌ها وارد شوند.
هدف کاخ سفید از این سناریو علاوه بر منحرف‌کردن توجه مردم از حضور نظامی آمریکا در عراق، توسل به جنگ نیابتی و به‌وجود‌آوردن قدرت بازدارندگی تقریبی در برابر گردان‌های حشد‌الشعبی و نفوذ ایران بود. به نظر می‌رسد احیای هسته‌های خاموش داعش از سوی آمریکا و هم‌پیمانانش خطای راهبردی دیگر این کشور در عراق باشد.
در این زمینه نکات زیر درخور‌‌توجه است:
1. سازماندهی مجدد داعش و حملات متعدد این گروه در مناطق مختلف عراق از‌جمله استان الانبار، جنوب موصل، تکریت، اربیل و شدیدترین آن در سامرا ضرورت و مشروعیت فعالیت‌های حشد‌الشعبی را به اثبات رساند. آمریکا و طرفداران محلی‌اش در عراق همواره تلاش کرده‌اند تا زمینه کاهش نفوذ گروه‌های مقاومت را در ساختارهای سیاسی عراق از بین برده و در چشم‌انداز بلندمدت، این کشور را از جبهه مقاومت جدا کرده و به بازیگر همسو با آمریکا بدل کنند. یگانه راه ممکن در این راستا از نظر آمریکایی‌ها انحلال حشدالشعبی بود؛ اما یورش بی‌رحمانه داعش و دفع حملات این گروه در مناطق مختلف عراق نشان داد که ادامه فعالیت حشد‌الشعبی در عراق نه‌تنها تصور اشتباهی نیست بلکه برای امنیت عراق ضروری و مایه حیات است. اکنون حتی مخالفان حشدالشعبی به این نکته واقف شده‌اند که ضریب امنیت در عراق با فعالیت حشدالشعبی پیوند خورده است.
2. حملات گسترده داعش بار دیگر نگاه‌ها را متوجه مادر فتنه‌ها در عراق کرد. هنگامی ‌که دولت این کشور به دلیل کاهش قیمت نفت با بحران کسری بودجه روبه‌رو شده و شیوع کرونا ساختار اقتصادی این کشور را تحت تأثیر جدی خود قرار داد، آمریکایی‌ها تلاش کردند تا سلطه‌ خود را در عراق سیطره بخشند. تضعیف گروه مقاومت و تقویت داعش می‌تواند این سلطه را تسهیل کند. داعش‌سازی و تقویت این گروه این ذهنیت را در عراقی‌ها پدید آورده است؛ تا زمانی که آمریکا در عراق است، این کشور روی امنیت را نمی‌بیند. رو‌شدن دست‌های پنهان آمریکا در ناامنی‌های عراق مردم را در مطالبه‌شان که همان خروج بی‌قیدوشرط آمریکا از عراق است، مصمم‌تر خواهد کرد.
3. همان‌گونه که ظهور داعش تبدیل به یک فرصت بی‌نظیر برای نمایش توانمندی و کارآمدی گروه‌های مقاومت شد، احیای هسته‌های خاموش این گروه نیز به گسترش قدرت و پایگاه اجتماعی مقاومت می‌انجامد.
4. اشتباه بزرگ آمریکایی‌ها این است که فکر می‌کنند حشد‌الشعبی با ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس دچار مشکل ساختاری و فرماندهی شده است و در غیبت دائمی آنان می‌تواند این گروه را تضعیف و زمینه‌های نفوذ ایران را در عراق محدود کنند؛ درحالی‌که درخت مقاومت در عراق ریشه‌های توانمندی داشته و از عراق تا لبنان و فلسطین امتداد دارد. برخلاف تصور آمریکایی‌ها حشدالشعبی یک جریان سیاسی مقطعی نیست؛ بلکه هویت و طرز تفکر است.
5. اشتباه بزرگ آمریکایی‌ها در معادلات قدرت در عراق بی‌توجهی به پشتوانه معنوی حشدالشعبی است. واقعیت آن است که مرجعیت، پشتوانه قوی برای حشدالشعبی، ملت و دولت عراق به شمار می‌رود. مرجعیت در عراق با اتخاذ مواضع راهبردی نقش سرنوشت‌سازی در شکست داعش و پروژه آشوب ایفا کرده است. خطای راهبردی قدرت‌های بزرگ از‌جمله آمریکا توجه صرف به قدرت مادی و باروبنه نظامی است؛ اما از قدرت معنوی و آتش‌فشان‌های خاموش که از پهپاد و پاتریوت هم قوی‌تر عمل می‌کند، غافل‌اند.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.