30 شماره آخر

  • شماره 3593 -
  • ۱۳۹۸ سه شنبه ۱۹ آذر
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه ورق بزنید دریافت همه صفحات
تبلیغات
روزنامه شرق روزنامه شرق نارون

حقوق بشر، شعار يا واقعيت

مجيد فراهاني . عضو شوراي شهر تهران

روز جهاني حقوق بشر در حالي از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد با هدف برقراري و تضمين آزادي‌هاي برابر براي همه مردم به اين عنوان نام‌گذاري شده است که در سطح جهاني و در حوزه‌هاي منطقه‌اي و جغرافيايي متنوع، تکريم و تعريض به اين اصل مهم انساني همواره از موضوعات مورد مناقشه هم در سطح دولت‌ها و حکومت‌ها و هم در عرصه افکار عمومي جوامع بوده است. اين اهميت تا حدی است که دولت‌ها تلاش رسانه‌اي و سياسي گسترده‌اي را صرف نمايش و معرفي خود به‌عنوان مدافع حقوق بشر مي‌کنند تا ‌ خود را مشروع و مقبول جلوه دهند. اين نام‌گذاري و اعلاميه‌اي که در نهايت به آن ختم شد، عمدتا معطوف به نتايج مستقيم جنگ جهاني دوم بود که در قالب اعلاميه‌اي با ۳۰ ماده در حوزه‌هاي مدني، فرهنگي، اقتصادي و سياسي ظهور و بروز پيدا کرده است. واقعيت‌هاي ملموس جهاني و روند کلي که بر اداره نظم جهاني حاکم است به‌خوبي نشان مي‌دهد باوجود اهميت و اصالت اين مفهوم انساني، کشور‌هاي قدرتمند و دولت‌هايي که در آن منافع سياسي و اقتصادي گروه‌هاي حاکم در قياس با مصالح مردم از اهميت بيشتري برخوردار است، حقوق بشر را بار‌ها و به کرات در حوزه‌هاي مختلف نقض مي‌کنند. در روز دهم دسامبر ۱۹۴۸ که براي اولين‌بار در تاريخ جهان و درست بعد از تحولات و خرابي‌هاي ناشي از جنگ جهاني دوم و در هنگامه‌اي که اعلاميه حقوق بشر در حضور ۴۶ حکومت عضو سازمان ملل متحد قرائت شد، شايد‌ کمترکسي تصور مي‌کرد اين اعلاميه تااين‌حد در ديدگاه دولت‌ها بي‌مبنا و شکننده تلقي شود و به‌ حربه‌اي در نزاع‌هاي سياسي ميان کشور‌ها و دولت‌ملت‌ها تبدیل شده و از آن سوءاستفاده‌هاي شرمگينانه و غيرانساني بشود. دولت‌هايي که عملا در سراسر جهان هرروز از يک طرف اين حقوق مسلم انساني را نقض و هتک کنند و از طرف ديگر با ساز‌و‌برگ رسانه‌اي و پروپاگانداي سياه خود را مدافع انسان و حقوق و کرامت آن معرفي کنند. طبعا در ادوار گذشته اين شگرد رسانه‌اي و سياسي در تلقي و القاي اهداف دولت‌ها مؤثر واقع مي‌شد اما اکنون و با حاکميت شبکه‌هاي مجازي که به گردش آزاد اطلاعات مفهوم تازه‌اي بخشيده‌اند، از نگاه تيزبين افکار عمومي، خباثت‌ها و جنايت‌ها پنهان نمي‌ماند و در هرکجاي جهان که جنايتي رخ دهد...

 در کمترين زمان ممکن در قلمرو‌هاي ديگر بازتاب و انعکاس آن موج‌هاي مخالفت و جريان‌هاي معترضي را سامان مي‌دهد. هرچند اين موج‌ها نتوانسته‌اند جريان کلي نقض حقوق بشر را متوقف کنند اما دست‌کم توانسته‌اند با بالابردن هزينه دست‌يازيدن به اعمال جنايت‌کارانه، در مسير گسترش آن موانع جدي به وجود آوردند. در همين منطقه خاورميانه و در تحولات کشور‌هايي که به بهانه دموکراسي و آزادي مورد تهاجم قدرت‌هاي جهاني قرار گرفته‌اند، به‌وضوح ميزان پايبندي و تعهد مدعيان حقوق بشر نمايان و گوياست؛ آنجا که خون کودکان بي‌گناه در يمن، افغانستان، سوريه و در اقصا‌ نقاط ديگر وجه‌المصالحه منافع اقتصادي و سياسي مي‌شود، چهره واقعي مدعيان و مدافعان جهاني حقوق بشر نمايان مي‌شود. امروز هيچ کشوري در دنيا وجود ندارد که بتواند مدعي شود ايدئال‌هاي حقوق قانوني و انساني بشر را به‌طورکامل رعايت کرده است و به نظر مي‌رسد براي آنچه حق حاکميت بشر بر سرنوشت و زندگي خود خوانده مي‌شود، باید به‌جاي دل‌بستن به سياست‌هاي دولت‌ها، نهاد‌ها و سازمان‌هاي مدني و مردمي را تقويت کنيم و از همه مهم‌تر با کمک به رشد آگاهي‌هاي نوع بشر از حقوق خود در روند کلي جهاني که در آن حقوق بشر نه فقط يک مفهوم والاي انساني بلکه صرفا يک ماشين سياسي براي اهداف گروه‌هاي قدرت تلقي مي‌شود، مبارزه و مقاومت بي‌اماني را سامان دهيم.

 

ارسال دیدگاه شما

ساعت
روزنامه شرق
عنوان صفحه‌ها
تیتر خبرها پربازدید

شماره 3945

تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۲

نور نوشت
کارتون

حقوق بشر، شعار يا واقعيت

مجيد فراهاني . عضو شوراي شهر تهران

روز جهاني حقوق بشر در حالي از سوي مجمع عمومي سازمان ملل متحد با هدف برقراري و تضمين آزادي‌هاي برابر براي همه مردم به اين عنوان نام‌گذاري شده است که در سطح جهاني و در حوزه‌هاي منطقه‌اي و جغرافيايي متنوع، تکريم و تعريض به اين اصل مهم انساني همواره از موضوعات مورد مناقشه هم در سطح دولت‌ها و حکومت‌ها و هم در عرصه افکار عمومي جوامع بوده است. اين اهميت تا حدی است که دولت‌ها تلاش رسانه‌اي و سياسي گسترده‌اي را صرف نمايش و معرفي خود به‌عنوان مدافع حقوق بشر مي‌کنند تا ‌ خود را مشروع و مقبول جلوه دهند. اين نام‌گذاري و اعلاميه‌اي که در نهايت به آن ختم شد، عمدتا معطوف به نتايج مستقيم جنگ جهاني دوم بود که در قالب اعلاميه‌اي با ۳۰ ماده در حوزه‌هاي مدني، فرهنگي، اقتصادي و سياسي ظهور و بروز پيدا کرده است. واقعيت‌هاي ملموس جهاني و روند کلي که بر اداره نظم جهاني حاکم است به‌خوبي نشان مي‌دهد باوجود اهميت و اصالت اين مفهوم انساني، کشور‌هاي قدرتمند و دولت‌هايي که در آن منافع سياسي و اقتصادي گروه‌هاي حاکم در قياس با مصالح مردم از اهميت بيشتري برخوردار است، حقوق بشر را بار‌ها و به کرات در حوزه‌هاي مختلف نقض مي‌کنند. در روز دهم دسامبر ۱۹۴۸ که براي اولين‌بار در تاريخ جهان و درست بعد از تحولات و خرابي‌هاي ناشي از جنگ جهاني دوم و در هنگامه‌اي که اعلاميه حقوق بشر در حضور ۴۶ حکومت عضو سازمان ملل متحد قرائت شد، شايد‌ کمترکسي تصور مي‌کرد اين اعلاميه تااين‌حد در ديدگاه دولت‌ها بي‌مبنا و شکننده تلقي شود و به‌ حربه‌اي در نزاع‌هاي سياسي ميان کشور‌ها و دولت‌ملت‌ها تبدیل شده و از آن سوءاستفاده‌هاي شرمگينانه و غيرانساني بشود. دولت‌هايي که عملا در سراسر جهان هرروز از يک طرف اين حقوق مسلم انساني را نقض و هتک کنند و از طرف ديگر با ساز‌و‌برگ رسانه‌اي و پروپاگانداي سياه خود را مدافع انسان و حقوق و کرامت آن معرفي کنند. طبعا در ادوار گذشته اين شگرد رسانه‌اي و سياسي در تلقي و القاي اهداف دولت‌ها مؤثر واقع مي‌شد اما اکنون و با حاکميت شبکه‌هاي مجازي که به گردش آزاد اطلاعات مفهوم تازه‌اي بخشيده‌اند، از نگاه تيزبين افکار عمومي، خباثت‌ها و جنايت‌ها پنهان نمي‌ماند و در هرکجاي جهان که جنايتي رخ دهد...

 در کمترين زمان ممکن در قلمرو‌هاي ديگر بازتاب و انعکاس آن موج‌هاي مخالفت و جريان‌هاي معترضي را سامان مي‌دهد. هرچند اين موج‌ها نتوانسته‌اند جريان کلي نقض حقوق بشر را متوقف کنند اما دست‌کم توانسته‌اند با بالابردن هزينه دست‌يازيدن به اعمال جنايت‌کارانه، در مسير گسترش آن موانع جدي به وجود آوردند. در همين منطقه خاورميانه و در تحولات کشور‌هايي که به بهانه دموکراسي و آزادي مورد تهاجم قدرت‌هاي جهاني قرار گرفته‌اند، به‌وضوح ميزان پايبندي و تعهد مدعيان حقوق بشر نمايان و گوياست؛ آنجا که خون کودکان بي‌گناه در يمن، افغانستان، سوريه و در اقصا‌ نقاط ديگر وجه‌المصالحه منافع اقتصادي و سياسي مي‌شود، چهره واقعي مدعيان و مدافعان جهاني حقوق بشر نمايان مي‌شود. امروز هيچ کشوري در دنيا وجود ندارد که بتواند مدعي شود ايدئال‌هاي حقوق قانوني و انساني بشر را به‌طورکامل رعايت کرده است و به نظر مي‌رسد براي آنچه حق حاکميت بشر بر سرنوشت و زندگي خود خوانده مي‌شود، باید به‌جاي دل‌بستن به سياست‌هاي دولت‌ها، نهاد‌ها و سازمان‌هاي مدني و مردمي را تقويت کنيم و از همه مهم‌تر با کمک به رشد آگاهي‌هاي نوع بشر از حقوق خود در روند کلي جهاني که در آن حقوق بشر نه فقط يک مفهوم والاي انساني بلکه صرفا يک ماشين سياسي براي اهداف گروه‌هاي قدرت تلقي مي‌شود، مبارزه و مقاومت بي‌اماني را سامان دهيم.

 

ارسال دیدگاه شما

تیتر خبرها پربازدید