30 شماره آخر

  • شماره 3862 -
  • ۱۳۹۹ پنج شنبه ۲۲ آبان
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه ورق بزنید دریافت همه صفحات
تبلیغات
روزنامه شرق روزنامه شرق نارون

در سوگ روشنفکری که همیشه در میدان بود

هادی خانیکی

مرگ ناگهانی دکتر داود فیرحی آن‌قدر جان‌گداز بود که انبوه روشنفکران، دانشگاهیان و حوزویان و خیل پرشماری از شهروندان را به سوگ بنشاند و به سخن وا‌دارد. خصائل نیکو، خلاقیت‌های فکری و رفتارهای دلنشینش به آن حد است که روزها را به گفتن، صفحه‌ها را به نوشتن و چشم‌ها را با خیره‌شدن پر کند؛ پس بهتر می‌‌دانم که سوگ‌یادهای او را در حد آنچه دوستان و همکاران و دانشجویان و خویشانش نوشته‌اند واگذارم و در ضرورت آموختن از آموزه‌های فیرحی و در باب گشوده‌گذاشتن افقی که او به آن پرداخت، چند سخن کوتاه بگویم.

1. فیرحی در دنیاهایی متفاوت زیست اما به مثابه پلی پایدار میان آنها ماند و خود نیز از حرکت میان این جهان‌ها باز نایستاد. از دانشگاه چنان آموخت که از حوزه و در میدان سیاست همان‌گونه گام زد که در میدان دانش و معرفت. با دانشجو همان بود که با استاد و در حوزه عمومی چنان بود که در حوزه خصوصی. در همه جا و از همه کس می‌آموخت و به همه در هر جا می‌آموزاند؛ درس‌هایی از اخلاق، انصاف، تتبع، نوآوری و نواندیشی.
2. تناقض‌ها و تفاوت‌ها در گفتار و رفتارش رو به هم‌نوایی و هم‌زیستی می‌نهاد؛ فهم عمیق و نقد آرام و کلام مؤثر او به اندیشه‌اش اثربخشی، به سخنش استحکام و به مخاطبش توان اندیشیدن می‌داد.
3. روشنفکری بود دین‌باور و دینداری بود اهل مدارا و نهایتا کنشگری در میانه میدان که به یک نسبت در پی حقیقت و به دنبال کاستن از رنج‌های مردم می‌دوید.
4. در نهایت اشتیاق و تأمل و تفکر از استادان بزرگ خویش در حوزه و دانشگاه آموخت و هیچ‌گاه زبان و قلم را به اسائه ادب در برابر آنان نیالود. نهاد ناآرام او در آموختن، نواندیشیدن و نوآوردن هرگز آرامی را از گفتارها و نوشتارهای او در باب اندیشه‌ها و اندیشمندان دیگر نگرفت.
5. در تحقیق و تدریس بر دستیابی به متون و منابع دستِ‌اول متکی بود و یافته‌ها و داده‌های بدیع خود را از همنشینی میان جدید و قدیم و سنت و مدرنیته –در عین نقد آنها- درمی‌آورد. از داشته‌های کهن با صورت و زبانی نو سخن می‌گفت و تبار دریافت‌های جدید را به درستی و با وسواس پیدا می‌کرد. آثار برجسته او از «قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام» و «دین و دولت در عصر مدرن» تا «فقه و سیاست در ایران معاصر» و «فقه و حکمرانی حزبی» همگی ماندگار و خواندنی است.
6. زیست اخلاقی او مثال‌زدنی و از‌یاد‌نرفتنی است؛ چرا‌که در همه‌ جا فروتن و خویشتن‌دار بود و اخلاق گفت‌وگویی او استادان، دانشجویان و مخاطبان را همیشه به تحسین وا‌می‌داشت. برای همراهی با همکاران و دانشجویان از قدم و قلم دریغ نداشت؛ چنان‌که جان را نیز در این راه بر کف نهاد و از جلسه دفاع در دانشگاه به چنگال عفریت کرونا گرفتار شد و حسرت‌ به دل‌ها گذاشت. او چنان‌که باور داشت آرام گرفت اما همه دوستان و دوستدارانش را ناآرام کرد.

ارسال دیدگاه شما

ساعت
روزنامه شرق
عنوان صفحه‌ها

شماره 3945

تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۲

نور نوشت
کارتون

در سوگ روشنفکری که همیشه در میدان بود

هادی خانیکی

مرگ ناگهانی دکتر داود فیرحی آن‌قدر جان‌گداز بود که انبوه روشنفکران، دانشگاهیان و حوزویان و خیل پرشماری از شهروندان را به سوگ بنشاند و به سخن وا‌دارد. خصائل نیکو، خلاقیت‌های فکری و رفتارهای دلنشینش به آن حد است که روزها را به گفتن، صفحه‌ها را به نوشتن و چشم‌ها را با خیره‌شدن پر کند؛ پس بهتر می‌‌دانم که سوگ‌یادهای او را در حد آنچه دوستان و همکاران و دانشجویان و خویشانش نوشته‌اند واگذارم و در ضرورت آموختن از آموزه‌های فیرحی و در باب گشوده‌گذاشتن افقی که او به آن پرداخت، چند سخن کوتاه بگویم.

1. فیرحی در دنیاهایی متفاوت زیست اما به مثابه پلی پایدار میان آنها ماند و خود نیز از حرکت میان این جهان‌ها باز نایستاد. از دانشگاه چنان آموخت که از حوزه و در میدان سیاست همان‌گونه گام زد که در میدان دانش و معرفت. با دانشجو همان بود که با استاد و در حوزه عمومی چنان بود که در حوزه خصوصی. در همه جا و از همه کس می‌آموخت و به همه در هر جا می‌آموزاند؛ درس‌هایی از اخلاق، انصاف، تتبع، نوآوری و نواندیشی.
2. تناقض‌ها و تفاوت‌ها در گفتار و رفتارش رو به هم‌نوایی و هم‌زیستی می‌نهاد؛ فهم عمیق و نقد آرام و کلام مؤثر او به اندیشه‌اش اثربخشی، به سخنش استحکام و به مخاطبش توان اندیشیدن می‌داد.
3. روشنفکری بود دین‌باور و دینداری بود اهل مدارا و نهایتا کنشگری در میانه میدان که به یک نسبت در پی حقیقت و به دنبال کاستن از رنج‌های مردم می‌دوید.
4. در نهایت اشتیاق و تأمل و تفکر از استادان بزرگ خویش در حوزه و دانشگاه آموخت و هیچ‌گاه زبان و قلم را به اسائه ادب در برابر آنان نیالود. نهاد ناآرام او در آموختن، نواندیشیدن و نوآوردن هرگز آرامی را از گفتارها و نوشتارهای او در باب اندیشه‌ها و اندیشمندان دیگر نگرفت.
5. در تحقیق و تدریس بر دستیابی به متون و منابع دستِ‌اول متکی بود و یافته‌ها و داده‌های بدیع خود را از همنشینی میان جدید و قدیم و سنت و مدرنیته –در عین نقد آنها- درمی‌آورد. از داشته‌های کهن با صورت و زبانی نو سخن می‌گفت و تبار دریافت‌های جدید را به درستی و با وسواس پیدا می‌کرد. آثار برجسته او از «قدرت، دانش و مشروعیت در اسلام» و «دین و دولت در عصر مدرن» تا «فقه و سیاست در ایران معاصر» و «فقه و حکمرانی حزبی» همگی ماندگار و خواندنی است.
6. زیست اخلاقی او مثال‌زدنی و از‌یاد‌نرفتنی است؛ چرا‌که در همه‌ جا فروتن و خویشتن‌دار بود و اخلاق گفت‌وگویی او استادان، دانشجویان و مخاطبان را همیشه به تحسین وا‌می‌داشت. برای همراهی با همکاران و دانشجویان از قدم و قلم دریغ نداشت؛ چنان‌که جان را نیز در این راه بر کف نهاد و از جلسه دفاع در دانشگاه به چنگال عفریت کرونا گرفتار شد و حسرت‌ به دل‌ها گذاشت. او چنان‌که باور داشت آرام گرفت اما همه دوستان و دوستدارانش را ناآرام کرد.

ارسال دیدگاه شما