|

کشف آب

بهنام مؤذن : جا داشته و دارد که اصفهانی‌ها بیشتر اعتراض‌های خود را متوجه نابودسازی آثار فرهنگی کم‌مانند شهر و استان کنند که می‌تواند شیوه‌های تأمین معیشت پایدار و کم‌آب‌بر را ممکن سازد. میراث‌هایی مانند سی‌‌وسه‌پل که با کمپرسور به جانش افتادند تا برای نورپردازی استخوان‌بندی‌اش را سوراخ‌سوراخ کنند، یا سازه تاریخی کوه آتشگاه در اصفهان که منبع آب به آن عظمت با بتون ساخته شده و میراث دیگری که در این چند دهه تخریب شدند یا آسیب جدی دیدند.
چه بر سر آب زاینده‌رود می‌آید؟
اگر منصفانه و عمیق نگاه کنیم، کشور ما از نظر منابع آبی و ذخایر نه‌تنها کشور ثروتمندی نیست بلکه منابع بسیار محدودی دارد. جهان درگیر تغییر اقلیم است و ایران نیز با خشک‌سالی شدیدی مواجه است. مجموع مقدار کل بارندگی برف و باران در سال ۱۳۹۹ در منطقه کوهرنگ هزارو ۸۰ میلی‌متر است، در دوره 51 ساله میانگین بارش کوهرنگ هزارو ۴۰۵ میلی‌متر بوده و در 10 سال اخیر به هزارو ۲۷۳ میلی‌متر رسیده که به معنی خشک‌سالی است. این در حالی‌ است که فقط در یک زمستان ارتفاع برف در حوالی تونل کوهرنگ به هفت متر می‌رسید.
از سوی دیگر کم‌شدن بارش به مقدار ۵۸۳ میلی‌متر نسبت به دوره دراز‌مدت باعث شده تا روان‌آب‌ها کاهش پیدا کنند. این اتفاقی ‌است که در همه کشور در ‌حال رخ‌دادن است.
بخش اسفناک این را من و کوهنوردان دیگر، خیلی زودتر از خشک‌شدن رودخانه در اصفهان، در کوه‌ها و یخچال‌های طبیعی دیده‌ایم، بسیار دردناک است که برفچال‌ها و یخچال‌های زاگرس که سرچشمه اصلی کارون و زاینده‌رود هستند، به‌شدت تحلیل رفته‌اند و جایشان را به زمین خشک داده‌اند. پس نباید فکر کرد عده‌ای وجود دارند که آب اصفهان را در منبعی نامعلوم احتکار کردند و نمی‌گذارند که به شهر برسد.
زنگ خطر برای رودخانه‌های کارون و زاینده‌رود ۶۰ سال پیش در دوره پهلوی زده شد که سد اول و دوم کوهرنگ برای انتقال آب در دامنه‌های زردکوه تأسیس شدند و ادامه‌اش تأسیس ذوب‌آهن، فولاد مبارکه و سیمان سپاهان و کارخانه‌های کاشی و سرامیک و صنایع به‌شدت آب‌بر دیگر در منطقه کویری بود. مگر نه اینکه باید این کارخانجات کنار دریا تأسیس شوند و از آب دریا استفاده کنند؟ یا حالا که در این شرایط قرار گرفته‌ایم، از پساب شهری برای صنعت استفاده شود؟ پیش از این اصفهان صنایع دیگری داشت که دست‌کم گرفته شدند و به مرور صنایع چرم، مس و صنایع دستی اصفهان بی‌قدر شدند. حتی بزرگ‌ترین پتانسیل اصفهان که صنعت گردشگری آن بوده و هست نیز نادیده گرفته شده. اصفهان و شیراز دو مقصد قطعی مسافران خارجی هستند و ظرفیت سرمایه‌گذاری و اشتغال‌زایی در این زمینه بسیار فراتر از کاری‌ است که انجام شده.
ساخت شهرک‌های تفریحی در بالادست سد زاینده‌رود با تصور اینکه نیازی به آب چندان ندارند نیز تصوری غلط بود. آبیاری فضای سبز سرتاسر چمن در آن شهرک‌ها صرف نزدیک‌بودن به دریاچه سد زاینده‌رود قانونی تصور شد.
این فقط مختص شهرک‌های تفریحی اطراف اصفهان نیست، خود شهرداری اصفهان پوشش فضای سبزی را برای شهر ساخته که مساحت آن از شهر پر‌آب و پر‌بارش رشت بیشتر است. همه می‌دانیم این چمن باید هر‌روز و با حجم زیاد آبیاری شود.
کشاورزی در شهر اصفهان با بارش متوسط ۱۱۰ میلی‌متر در سال و تبخیر و تعرق پتانسیل تا دوهزارو ۴۰۰ میلی‌متر که از خشک‌ترین و کم‌آب‌ترین نقاط کشور است، هیچ توجیه اقتصادی یا محیط‌زیستی ندارد، تعجب‌برانگیز است که بگوییم در اصفهان برنج کشت می‌شود، برنجی که برای هر کیلو نیاز به هشت تا 20 هزار لیتر آب دارد۱ آن‌هم در اصفهان که شهر گرم و خشکی‌ است و تبخیر آب زیاد است. شاید به ظاهر گفته شود که کشت برنج در اصفهان ممنوع شده ولی پیدا‌کردن برنج لنجان در اصفهان کار سختی نیست، اگر جاده ذوب‌آهن را ادامه دهیم، بدون هیچ مخفی‌کاری شالیزارهای غرقابی منطقه لنجانات قابل رؤیت هستند. علاوه بر آسیب‌های ناشی از کم‌آبی، تبخیر زیاد باعث تجمع املاح نمکی فراوان در سطح خاک و کاهش باروری زمین شده و زمینه را برای بیابانی‌شدن فراهم می‌کند. نشاکاری از اواسط اردیبهشت شروع می‌شود و در گرم‌ترین و کم‌بارش‌ترین روزهای سال تا اواخر شهریور به محصول می‌نشیند. به دلیل رطوبت فوق‌العاده پایین و تبخیر بالا و خاک سنگین رس غرقاب‌ماندن مزرعه در این زمان آسیب جدی به منابع آب منطقه می‌زند.
به گفته ایرنا۲ در زمین‌های دیگر کشاورزی اصفهان ۴۳هزار چاه قانونی و ۱۰هزار حلقه چاه غیرقانونی وجود دارد که در‌ حال مکیدن سهم آب‌های غیر‌سطحی هستند. به همین سبب است که الگوی کشاورزی در اصفهان باید به‌کل تغییر کند و چاره‌ای اندیشیده شود برای کنترل برداشت‌های غیرمجاز از آب رودخانه.
اگر در جاده شرقی اصفهان به سمت باغات اصفهانک و آن محدوده برانید با بیلبوردهای بزرگی مواجه می‌شوید با عنوان «کشف چاه آب». این بی‌انصافی است که هر خانواده در فضای خصوصی و شخصی‌اش حق خود بداند که باغ سرسبز داشته باشد با چاه آب و استخر و به کم‌بودن آب اعتراض کند. کشاورزان خوراسگانی که طالبی و گرمک می‌کارند، این اصطلاح را خوب می‌شناسند که آب را گلوله می‌کنیم و دست مردم می‌دهیم.
۱: سرحدی، علی و سلطانی، سعید و پورمنافی، سعید، 1385، مقایسه نیاز آبی برنج و سایر محصولات زراعی در منطقه اصفهان جهت مدیریت بهینه منابع آب، دومین کنفرانس مدیریت منابع آب، اصفهان، https://civilica.com/doc/13333
۲:https://www.irna.ir/news/84404816/۱%DB%B0- هزار حلقه چاه غیر‌مجاز در اصفهان وجود دارد

بهنام مؤذن : جا داشته و دارد که اصفهانی‌ها بیشتر اعتراض‌های خود را متوجه نابودسازی آثار فرهنگی کم‌مانند شهر و استان کنند که می‌تواند شیوه‌های تأمین معیشت پایدار و کم‌آب‌بر را ممکن سازد. میراث‌هایی مانند سی‌‌وسه‌پل که با کمپرسور به جانش افتادند تا برای نورپردازی استخوان‌بندی‌اش را سوراخ‌سوراخ کنند، یا سازه تاریخی کوه آتشگاه در اصفهان که منبع آب به آن عظمت با بتون ساخته شده و میراث دیگری که در این چند دهه تخریب شدند یا آسیب جدی دیدند.
چه بر سر آب زاینده‌رود می‌آید؟
اگر منصفانه و عمیق نگاه کنیم، کشور ما از نظر منابع آبی و ذخایر نه‌تنها کشور ثروتمندی نیست بلکه منابع بسیار محدودی دارد. جهان درگیر تغییر اقلیم است و ایران نیز با خشک‌سالی شدیدی مواجه است. مجموع مقدار کل بارندگی برف و باران در سال ۱۳۹۹ در منطقه کوهرنگ هزارو ۸۰ میلی‌متر است، در دوره 51 ساله میانگین بارش کوهرنگ هزارو ۴۰۵ میلی‌متر بوده و در 10 سال اخیر به هزارو ۲۷۳ میلی‌متر رسیده که به معنی خشک‌سالی است. این در حالی‌ است که فقط در یک زمستان ارتفاع برف در حوالی تونل کوهرنگ به هفت متر می‌رسید.
از سوی دیگر کم‌شدن بارش به مقدار ۵۸۳ میلی‌متر نسبت به دوره دراز‌مدت باعث شده تا روان‌آب‌ها کاهش پیدا کنند. این اتفاقی ‌است که در همه کشور در ‌حال رخ‌دادن است.
بخش اسفناک این را من و کوهنوردان دیگر، خیلی زودتر از خشک‌شدن رودخانه در اصفهان، در کوه‌ها و یخچال‌های طبیعی دیده‌ایم، بسیار دردناک است که برفچال‌ها و یخچال‌های زاگرس که سرچشمه اصلی کارون و زاینده‌رود هستند، به‌شدت تحلیل رفته‌اند و جایشان را به زمین خشک داده‌اند. پس نباید فکر کرد عده‌ای وجود دارند که آب اصفهان را در منبعی نامعلوم احتکار کردند و نمی‌گذارند که به شهر برسد.
زنگ خطر برای رودخانه‌های کارون و زاینده‌رود ۶۰ سال پیش در دوره پهلوی زده شد که سد اول و دوم کوهرنگ برای انتقال آب در دامنه‌های زردکوه تأسیس شدند و ادامه‌اش تأسیس ذوب‌آهن، فولاد مبارکه و سیمان سپاهان و کارخانه‌های کاشی و سرامیک و صنایع به‌شدت آب‌بر دیگر در منطقه کویری بود. مگر نه اینکه باید این کارخانجات کنار دریا تأسیس شوند و از آب دریا استفاده کنند؟ یا حالا که در این شرایط قرار گرفته‌ایم، از پساب شهری برای صنعت استفاده شود؟ پیش از این اصفهان صنایع دیگری داشت که دست‌کم گرفته شدند و به مرور صنایع چرم، مس و صنایع دستی اصفهان بی‌قدر شدند. حتی بزرگ‌ترین پتانسیل اصفهان که صنعت گردشگری آن بوده و هست نیز نادیده گرفته شده. اصفهان و شیراز دو مقصد قطعی مسافران خارجی هستند و ظرفیت سرمایه‌گذاری و اشتغال‌زایی در این زمینه بسیار فراتر از کاری‌ است که انجام شده.
ساخت شهرک‌های تفریحی در بالادست سد زاینده‌رود با تصور اینکه نیازی به آب چندان ندارند نیز تصوری غلط بود. آبیاری فضای سبز سرتاسر چمن در آن شهرک‌ها صرف نزدیک‌بودن به دریاچه سد زاینده‌رود قانونی تصور شد.
این فقط مختص شهرک‌های تفریحی اطراف اصفهان نیست، خود شهرداری اصفهان پوشش فضای سبزی را برای شهر ساخته که مساحت آن از شهر پر‌آب و پر‌بارش رشت بیشتر است. همه می‌دانیم این چمن باید هر‌روز و با حجم زیاد آبیاری شود.
کشاورزی در شهر اصفهان با بارش متوسط ۱۱۰ میلی‌متر در سال و تبخیر و تعرق پتانسیل تا دوهزارو ۴۰۰ میلی‌متر که از خشک‌ترین و کم‌آب‌ترین نقاط کشور است، هیچ توجیه اقتصادی یا محیط‌زیستی ندارد، تعجب‌برانگیز است که بگوییم در اصفهان برنج کشت می‌شود، برنجی که برای هر کیلو نیاز به هشت تا 20 هزار لیتر آب دارد۱ آن‌هم در اصفهان که شهر گرم و خشکی‌ است و تبخیر آب زیاد است. شاید به ظاهر گفته شود که کشت برنج در اصفهان ممنوع شده ولی پیدا‌کردن برنج لنجان در اصفهان کار سختی نیست، اگر جاده ذوب‌آهن را ادامه دهیم، بدون هیچ مخفی‌کاری شالیزارهای غرقابی منطقه لنجانات قابل رؤیت هستند. علاوه بر آسیب‌های ناشی از کم‌آبی، تبخیر زیاد باعث تجمع املاح نمکی فراوان در سطح خاک و کاهش باروری زمین شده و زمینه را برای بیابانی‌شدن فراهم می‌کند. نشاکاری از اواسط اردیبهشت شروع می‌شود و در گرم‌ترین و کم‌بارش‌ترین روزهای سال تا اواخر شهریور به محصول می‌نشیند. به دلیل رطوبت فوق‌العاده پایین و تبخیر بالا و خاک سنگین رس غرقاب‌ماندن مزرعه در این زمان آسیب جدی به منابع آب منطقه می‌زند.
به گفته ایرنا۲ در زمین‌های دیگر کشاورزی اصفهان ۴۳هزار چاه قانونی و ۱۰هزار حلقه چاه غیرقانونی وجود دارد که در‌ حال مکیدن سهم آب‌های غیر‌سطحی هستند. به همین سبب است که الگوی کشاورزی در اصفهان باید به‌کل تغییر کند و چاره‌ای اندیشیده شود برای کنترل برداشت‌های غیرمجاز از آب رودخانه.
اگر در جاده شرقی اصفهان به سمت باغات اصفهانک و آن محدوده برانید با بیلبوردهای بزرگی مواجه می‌شوید با عنوان «کشف چاه آب». این بی‌انصافی است که هر خانواده در فضای خصوصی و شخصی‌اش حق خود بداند که باغ سرسبز داشته باشد با چاه آب و استخر و به کم‌بودن آب اعتراض کند. کشاورزان خوراسگانی که طالبی و گرمک می‌کارند، این اصطلاح را خوب می‌شناسند که آب را گلوله می‌کنیم و دست مردم می‌دهیم.
۱: سرحدی، علی و سلطانی، سعید و پورمنافی، سعید، 1385، مقایسه نیاز آبی برنج و سایر محصولات زراعی در منطقه اصفهان جهت مدیریت بهینه منابع آب، دومین کنفرانس مدیریت منابع آب، اصفهان، https://civilica.com/doc/13333
۲:https://www.irna.ir/news/84404816/۱%DB%B0- هزار حلقه چاه غیر‌مجاز در اصفهان وجود دارد

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «بله» و «روبیکا» بپیوندید.