آیا سازمان حسابرسی، مستقل عمل کرده است؟!
محسن قاسمی. دبیرکل انجمن حسابداران خبره ایران

با نگاهی گذرا به تاریخچه تأسیس «سازمان حسابرسی» درمییابیم این سازمان محصول و زاییده رادیکالترین شقّ تفکر دولتیسازی اقتصاد ایران است که اوج اقبال به آن و تأثیرگذاری آن را در دهه 1360 شاهد بودیم. «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» در سال 1362 و «قانون اساسنامه سازمان حسابرسی» در سال 1366 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در اجرای این دو قانون، سازمان حسابرسی از ادغام چهار مؤسسه حسابرسی دولتی و شبهدولتی - شامل شرکت سهامی حسابرسی، مؤسسه حسابرسی سازمان صنایع ملی و سازمان برنامه، مؤسسه حسابرسی بنیاد مستضعفان و مؤسسه حسابرسی شاهد - و در هیئت یک سازمان عجیبالخلقه پا به عرصه اقتصاد كاملا دولتی آن سالهای ایران گذاشت و باوجود تغییر ساختار مالکیتی اقتصاد ایران در سه دهه گذشته، همچنان با همان منطق رادیکال دولتی به فعالیت خود ادامه داده است. خدمات این سازمان را در قریب به 30 سال که از تأسیس آن میگذرد، میتوان در سه گروه اصلی زیر گروهبندی کرد: 1) ارائه خدمات اطمینانبخشی (عمدتا شامل، حسابرسی صورتهای مالی شرکتهای دولتی و شبهدولتی)، 2) استانداردگذاری (در همه زمینههای تخصصی حسابداری شامل حسابداری بخش خصوصی، حسابداری
بخش عمومی، حسابرسی مستقل و حسابرسی عملیاتی) و 3) انتشارات/ آموزش.
آنچه در این مقاله استدلال خواهد شد، این باور است که سازمان حسابرسی، به دلیل پیریزی غیرمنطقی و غیرحرفهای، هم در زمینه ارائه خدمات اطمینانبخشی (حسابرسی) و هم در زمینه استانداردگذاری - دو خدمت اصلی و تأثیرگذار این سازمان بر اقتصاد ایران - نه میتوانسته «مستقل» عمل کند و نه در همه موارد «مستقل» عمل کرده است؛ به عبارت دیگر، سازمان حسابرسی هم ماهیتا یک سازمان وابسته (نامستقل) است و هم عملکرد آن در 30 سال گذشته در موارد متعددی مؤید این وابستگی (استقلال مخدوش) بوده است.
سازمان حسابرسی: سازمانی با وظایف قانونی متضاد
با نگاهی گذرا به مادهواحده نیمصفحهای «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» (مصوب 1362) که ساختار ساده، ناشیانه و ناقص آن کاملا گویای این واقعیت است که به صورت عجلهای، سردستی و برای خالینبودن عریضه در سالهای به اوجرسیدن اقدامات دولتیسازی اقتصاد ایران تنظیم شده است؛ درمییابیم که پیشنهاددهندگان این قانون ناقصالخلقه، عمدا یا سهوا، معجونی از وظایف گوناگون و عمدتا متضاد را بر عهده این سازمان گذاشتهاند؛ بهگونهای که به جرئت میتوان دلایل اصلی توسعهنیافتگی حرفه حسابداری ایران و همچنین بسیاری از مسائل و مشکلات مبتلا به آن در 30 سال گذشته را با این بنیانگذاری غلط ردیابی کرد.
در تبصره (2) مادهواحده «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» (مصوب 1362)، وظیفه ارائه خدمات حرفهای متنوع و بعضا متضاد زیر به دستگاهها و شرکتهای دولتی و شبهدولتی که از اوایل دهه 1360 در نتیجه ملیسازی (بخوانید «دولتیسازی») بخش عمدهای از اقتصاد کشور، عملا درگیر بنگاهداری شده بودند، بر عهده سازمان حسابرسی گذاشته شده است:
· حسابرسی صورتهای مالی
· بازرسی قانونی
· ارائه خدمات مالی
· آموزش کارکنان
· تدوین اصول و ضوابط فنی حسابداری و حسابرسی.
دانشگاهیان و افراد حرفهای حسابداری، چه در ایران و چه در دیگر نقاط جهان، بهعنوان یک فرض بدیهی میدانند که خدمات اصلی حرفه حسابداری شامل: 1)حسابداری و گزارشگری مالی (خدمات اجرائی)، 2)خدمات مشاورهای و 3) حسابرسی (خدمات اطمینانبخشی)، خدماتی هستند که به دلیل تضاد ذاتی نمیتوانند همه از سوي یک شخصیت (حقیقی/حقوقی) به یک صاحبکار ارائه شوند. به عنوان مثال، شخصی (حقیقی/حقوقی) که در یک دوره مالی وظیفه حسابداری و گزارشگری مالی یک شخصیت گزارشگر را برعهده داشته است، یا در آن دوره مالی به آن شخصیت گزارشگر خدمات مشاورهای ارائه داده است، نمیتواند وظیفه حسابرسی صورتهای مالی همان دوره مالی آن شخصیت گزارشگر را ایفا کند. دلیل هم کاملا واضح است؛ چراکه مجری یک کار نمیتواند درباره کاری که خود در انجام آن درگیر بوده است، اظهارنظر درخور اتکایی ارائه دهد، بلکه شخص مستقل دیگری باید این وظیفه را ایفا کند. علاوه بر تعارض آشکار فوق، هر ناظر معقول و منطقی تأیید میکند «ضابطهگذار (استانداردگذار)» یک عمل باید از «مجری» آن عمل مستقل باشد. به عنوان مثال، یک کارخانه خودروسازی منطقا نمیتواند استانداردهای ساخت خودرو را نیز وضع کند؛
حتی اگر بزرگترین یا تنها کارخانه خودروسازی باشد. در این مثال، وظیفه تعیین استانداردهای ساخت خودرو باید برعهده نهادی باشد که هیچگونه وابستگی به صنعت خودروسازی نداشته باشد. با توجه به دو استدلالي كه در بالا گفته شد، هر مخاطب اهل فنی، تأیید میکند وظایف مقرر در تبصره (2) «قانون تشکیل سازمان حسابرسی»، از همان روز تصویب قانون تاکنون، در تضاد ماهوی با یکدیگر بودهاند؛ بنابراین، ایجاد سازمان عجیبالخلقهای مانند سازمان حسابرسی که به جرئت میتوان گفت در تاریخ حسابداری جهان هیچ نمونه مشابهی نداشته است و نخواهد داشت، کاملا طبیعی و مورد انتظار بوده است.
حسابرس وابسته/ اظهارنظر سوگیرانه
«استقلال» از صاحبکار (وابستگینداشتن به صاحبکار) اصلیترین ویژگی بایسته و اغماضناپذیر حسابرس در ارائه خدمات اطمینانبخش از جمله حسابرسی صورتهای مالی است. به عبارت دیگر، حسابرس باید فاقد هرگونه وابستگی به صاحبکار باشد تا بتواند بیطرفانه و بدون هرگونه سوگیری نسبت به صورتهای مالی صاحبکار اظهارنظر کند. در غیر این صورت، اظهارنظر حسابرس درباره صورتهای مالی صاحبکار ممکن است تحت تأثیر وابستگیاش به صاحبکار قرار گیرد و از دایره انصاف خارج شود.
این در حالی است که سازمان حسابرسی بهعنوان یکی از سازمانهای زیرمجموعه وزارت امور اقتصادی و دارایی دارای بالاترین حد وابستگی به صاحبکار خود (دولت) است. به جرئت میتوان گفت این حد از وابستگی یک مؤسسه حسابرسی به صاحبکار خود در طول تاریخ حسابداری جهان هیچ نمونه مشابهی نداشته است و نخواهد داشت. در 30 سال گذشته به دفعات شاهد اجرای نمایش برگزاری مجامع عمومی عادی سالانه شرکتهای دولتی ریز و درشتی بودهایم که در آنها «مالک» (دولت)، «مدیر» (مدیران دولتی)، و «حسابرس» (سازمان حسابرسی) هر سه در واقع یکی و همان «دولت» بودهاند. البته شاید برخی افراد چنین استدلال کنند که دولت صاحباختیار اموال خود است و در 30 سال گذشته چنین صلاح دانسته است که یک سازمان زیرمجموعه خود را مأمور انجام حسابرسی صورتهای مالی شرکتهای زیرمجموعه خود کند. به عبارت دیگر، دولت با وجود اینکه از عدم استقلال (وابستگی) سازمان حسابرسی آگاه بوده است، ولی چون به کیفیت فنی کار حسابرسی این سازمان اعتماد داشته است (یا هر دلیل دیگری) بنابراین به اظهارنظرهای مدیران این سازمان اتکا میکرده است. به این استدلال به ظاهر منطقی دو ایراد اساسی وارد است:
نخست، اینکه اموال در تملک دولت، از جمله شرکتهای دولتی، بهظاهر در تملک دولت هستند. درحالیکه مالک حقیقی این اموال «مردم» هستند. در واقع، فقط «اداره» (مباشرت) این اموال برعهده دولت است. بنابراین، دولت در جایگاه «مباشر» مردم، که مالکان حقیقی اموال دولتی هستند، باید هرساله درخصوص نحوه اداره این اموال به مردم گزارش دهد. صورتهای مالی سالانه شرکتهای دولتی تجلی «حسابدهی» دولت (مباشر) به مردم (مالک) است. از این دیدگاه، آن شخصیت حسابرسی که وظیفه انجام حسابرسی صورتهای مالی شرکتهای دولتی و اظهارنظر نسبت به منصفانهبودن ارائه آنها را بر عهده میگیرد، نمیتواند یک مؤسسه حسابرسی صددرصد دولتی و کاملا وابسته و تحت کنترل و نفوذ مطلق دولت (مباشر) باشد. چنین وضعیتی مشابه این است که وظیفه انجام حسابرسی صورتهای مالی یک شرکت سهامی عام (با چندین هزار سهامدار) از سوی هیئتمدیره شرکت بر عهده یکی از کارکنان همان شرکت گذاشته شود. بدیهی است، اظهارنظر چنین حسابرسی به دلیل عدم استقلال و وابستگی مطلق وی به مدیریت شرکت از دیدگاه سهامداران فاقد هرگونه ارزش و اتکاپذیری است.
دومین ایرادی که به استدلال فوق وارد است، در خصوص حسابرسی صورتهای مالی آن گروه از شرکتهای دولتی مصداق پیدا میکند که دارای سهامداران خُرد غیردولتی نیز هستند. در این شرکتها، حسابرسی که وظیفه انجام حسابرسی صورتهای مالی و اظهارنظر نسبت به منصفانهبودن ارائه آنها را برعهده دارد (سازمان حسابرسی) دارای وابستگی مطلق به سهامدار عمده است. به همین دلیل، اظهارنظر چنین حسابرسی نیز به دلیل وابستگی مطلق آن به سهامدار عمده (دولت) از دیدگاه سهامداران خُرد غیردولتی فاقد هرگونه ارزش و اتکاپذیری است.
استانداردگذار وابسته / استانداردهای سوگیرانه
همانطور که در بالا به دفعات تأکید شد، سازمان حسابرسی بهعنوان یکی از سازمانهای زیرمجموعه وزارت امور اقتصادی و دارایی دارای وابستگی مطلق به دولت است. این سازمان از اواسط دهه 1370 با تفسیر به رأی مفادی از «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» (مصوب 1362) و «قانون اساسنامه سازمان حسابرسی» (مصوب 1366) اقدام به تدوین (بخوانید «ترجمه» و «بومیسازی» سلیقهای و بعضا سوگیرانه) استانداردهای حسابداری بخش خصوصی، استانداردهای حسابداری بخش عمومی، استانداردهای حسابرسی و استانداردهای حسابرسی عملیاتی لازمالاجرا در کشور کرده است. این اقدام غیرحرفهای و غیرمنطقی سازمان حسابرسی، در مقاطع مختلفی از 20 سال گذشته، از سوی صاحبنظران متعدد حسابداری کشور از زوایای گوناگونی مورد انتقاد قرار گرفته است. بهعنوان مثال، ابعاد مختلف این فرایند استانداردگذاری غیرحرفهای و غیرمنطقی در مقاله دیگری به قلم این نگارنده با عنوان «ضابطهگذاری حسابداری در ایران: نیازمند بازاندیشی و دگرگونی» (مجله حسابدار، شماره 257، مرداد 1392، صص 9-3) که در سال 1392 بهعنوان مقاله برتر سال از سوی انجمن حسابداران خبره ایران مورد تقدیر قرار گرفت، به صورت مشروح مورد
انتقاد قرار گرفته است که از تکرار جزئیات آن در مقاله حاضر خودداری میشود؛ و با توجه به شاهبیت مورد تأکید در این مقاله، صرفا به ایراد اساسی «عدم استقلال» (وابستگی) سازمان حسابرسی پرداخته خواهد شد.
استانداردگذاری در زمینههای تخصصی حسابداری (از جمله، حسابداری بخش خصوصی، حسابداری بخش عمومی، و حسابرسی) در هر کشوری دارای تبعات اقتصادی و حتی دارای تبعات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متفاوت برای ذینفعان گوناگون است. از این رو، ساختار نهاد استانداردگذار و فرایند استانداردگذاری همواره باید بهگونهای طراحی و مستقر شود که هم این فرایند بیطرفانه باشد و هم از سوی عموم ذینفعان بیطرفانه به نظر برسد. ساختاری که عموما برای اطمینان از این بیطرفی و نشاندادن این بیطرفی مستقر میشود، تشکیل یک نهاد نظارتی فراگیر با مشارکت عموم ذینفعان برای اعمال نظارت بر فرایند استانداردگذاری است. در چنین ساختاری هم از بیطرفانه بودن استانداردهای وضعشده اطمینان حاصل میشود و هم این احساس در عموم ذینفعان به وجود میآید که فرایند استانداردگذاری بیطرفانه است. حالا بیایید ساختار مطلوب فوق را با ساختار معیوب استانداردگذاری حسابداری و حسابرسی در ایران در 20 سال گذشته مقایسه کنیم. در دو دهه گذشته، سازمان حسابرسی بهعنوان یکی از سازمانهای زیرمجموعه وزارت امور اقتصادی و دارایی که دارای وابستگی مطلق به دولت (بهعنوان فقط یکی از ذینفعان
این استانداردها) است، به صورت انحصاری و بدون اعمال هیچگونه نظارت فراگیری از سوی نمایندگان ذینفعان دیگر اقدام به استانداردگذاری در زمینههای تخصصی حسابداری و حسابرسی کرده است. در چنین ساختار معیوبی، نهتنها از بیطرفانهبودن فرایند استانداردگذاری اطمینان حاصل نخواهد شد، بلکه این احساس نیز در عموم ذینفعان به وجود نخواهد آمد که فرایند استانداردگذاری بیطرفانه است.
یکی از نمونههای مشخص و برجسته سوگیری (بیطرفنبودن) سازمان حسابرسی در جایگاه نهاد استانداردگذار، در فرایند تصویب استاندارد حسابداری شماره (12) ایران با عنوان «افشای اطلاعات اشخاص وابسته» (تجدیدنظرشده 1386) نمود پیدا کرد. در این ارتباط باید یادآور شد سازمان حسابرسی در تمام دو دهه گذشته سازوکار استانداردگذاری خود را بر مبنای ترجمه استانداردهای متناظر بینالمللی و تغییر بخشهایی از آنها - با توجیه «بومیسازی» - بنا کرده است. در چنین سازوکاری، با اینکه مبنای تدوین (بخوانید «ترجمه») استاندارد حسابداری شماره (12) ایران با عنوان «افشای اطلاعات اشخاص وابسته» (تجدیدنظرشده 1386)، درواقع استاندارد حسابداری بینالمللی شماره (24) با عنوان «افشای [اطلاعات] اشخاص وابسته» بود؛ بااینحال، در کمال شگفتی در پیوست این استاندارد، ذکر شده است دو مورد از اصلیترین الزامات استاندارد حسابداری بینالمللی شماره (24) در فرایند تدوین (بخوانید «ترجمه») استاندارد حسابداری شماره (12) ایران حذف شدهاند. این دو مورد عبارتاند از:
1) افشای حقوق و مزایای مدیران اصلی
2) الزام واحدهای تجاری تحت کنترل دولت به رعایت مفاد این استاندارد درخصوص تمام معاملات با سایر واحدهای دولتی. ناگفته روشن است که حذف این دو الزام بسیار بااهمیت از این استاندارد، ریشه در وابستگی مطلق نهاد استانداردگذار ایران (سازمان حسابرسی) به دولت داشته است و دلایل ذکرشده در پیوست این استاندارد، توجیههایی بیش نیستند؛ چراکه حداقل درباره مورد اول (حذف الزام افشای حقوق و مزایای مدیران اصلی در صورتهای مالی)، مطالبه و حساسیت بیسابقه به وجود آمده در جامعه در یک سال گذشته، درخصوص موضوع موسوم به «حقوقهای نجومی»، بر همگان ثابت کرد که از نظر عموم ذینفعان گزارشگری مالی شرکتهای دولتی، مبالغ حقوق و مزایای مدیران اصلی یکی از اساسیترین اطلاعات مربوط و مورد توجه است و برخلاف تصمیم سوگیرانه نهاد استانداردگذار (سازمان حسابرسی)، ضرورتا باید در صورتهای مالی افشا شود.
سازمان حسابرسی: تنها مؤسسه حسابرسی بدون ناظر حرفهای در جهان
در بخش پایانی این مقاله، نکتهای که جا دارد به آن اشاره و تأکید شود، این نکته ظریف و بااهمیت است که سازمان حسابرسی بهعنوان یک ابرمؤسسه حسابرسی در اقتصاد ایران که به گفته مدیرعامل آن به تنهایی حدود 20 درصد از درآمد حسابرسی کشور را در اختیار دارد (مجله حسابدار، شماره 287-288، اسفند 1394 - فروردین 1395، صص 13-12)، بدون هیچ دلیل منطقی و حرفهای، هم از سازوکار «کنترل کیفیت» و هم از سازوکار «اقدامات انضباطی» عملشده در حرفه حسابرسی کشور معاف است. این دو سازوکار بااهمیت و ضروری، با الگوبرداری منطقی و حرفهای از سازوکارهای مورد عمل در حرفههای حسابرسی سایر کشورها و همچنین سازوکارهای مورد عمل در حرفههای دیگر فعال در کشور (مثل وکالت، پزشکی، مهندسی و...)، از سوي نهاد قانونی ناظر بر حرفه حسابرسی ایران یعنی «جامعه حسابداران رسمی ایران» در ارتباط با همه مؤسسات حسابرسی و حسابرسان انفرادی دیگر مستمرا و با دقت بالا اعمال میشود و تنها این بزرگترین مؤسسه حسابرسی ایران (سازمان حسابرسی) است که صرفا به پشتوانه نفوذ دولتی خود از این دو سازوکار کنترلی ضروری معاف شده است. درصورتیکه اگر سازمان حسابرسی نیز مانند دیگر مؤسسات
حسابرسی فعال در کشور مشمول این دو سازوکار کنترلی قرار داشت، حداقل تاحدودی میتوانست در نگاه ذینفعان مختلف خدمات حسابرسی، مستقل به نظر برسد.
با نگاهی گذرا به تاریخچه تأسیس «سازمان حسابرسی» درمییابیم این سازمان محصول و زاییده رادیکالترین شقّ تفکر دولتیسازی اقتصاد ایران است که اوج اقبال به آن و تأثیرگذاری آن را در دهه 1360 شاهد بودیم. «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» در سال 1362 و «قانون اساسنامه سازمان حسابرسی» در سال 1366 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید. در اجرای این دو قانون، سازمان حسابرسی از ادغام چهار مؤسسه حسابرسی دولتی و شبهدولتی - شامل شرکت سهامی حسابرسی، مؤسسه حسابرسی سازمان صنایع ملی و سازمان برنامه، مؤسسه حسابرسی بنیاد مستضعفان و مؤسسه حسابرسی شاهد - و در هیئت یک سازمان عجیبالخلقه پا به عرصه اقتصاد كاملا دولتی آن سالهای ایران گذاشت و باوجود تغییر ساختار مالکیتی اقتصاد ایران در سه دهه گذشته، همچنان با همان منطق رادیکال دولتی به فعالیت خود ادامه داده است. خدمات این سازمان را در قریب به 30 سال که از تأسیس آن میگذرد، میتوان در سه گروه اصلی زیر گروهبندی کرد: 1) ارائه خدمات اطمینانبخشی (عمدتا شامل، حسابرسی صورتهای مالی شرکتهای دولتی و شبهدولتی)، 2) استانداردگذاری (در همه زمینههای تخصصی حسابداری شامل حسابداری بخش خصوصی، حسابداری
بخش عمومی، حسابرسی مستقل و حسابرسی عملیاتی) و 3) انتشارات/ آموزش.
آنچه در این مقاله استدلال خواهد شد، این باور است که سازمان حسابرسی، به دلیل پیریزی غیرمنطقی و غیرحرفهای، هم در زمینه ارائه خدمات اطمینانبخشی (حسابرسی) و هم در زمینه استانداردگذاری - دو خدمت اصلی و تأثیرگذار این سازمان بر اقتصاد ایران - نه میتوانسته «مستقل» عمل کند و نه در همه موارد «مستقل» عمل کرده است؛ به عبارت دیگر، سازمان حسابرسی هم ماهیتا یک سازمان وابسته (نامستقل) است و هم عملکرد آن در 30 سال گذشته در موارد متعددی مؤید این وابستگی (استقلال مخدوش) بوده است.
سازمان حسابرسی: سازمانی با وظایف قانونی متضاد
با نگاهی گذرا به مادهواحده نیمصفحهای «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» (مصوب 1362) که ساختار ساده، ناشیانه و ناقص آن کاملا گویای این واقعیت است که به صورت عجلهای، سردستی و برای خالینبودن عریضه در سالهای به اوجرسیدن اقدامات دولتیسازی اقتصاد ایران تنظیم شده است؛ درمییابیم که پیشنهاددهندگان این قانون ناقصالخلقه، عمدا یا سهوا، معجونی از وظایف گوناگون و عمدتا متضاد را بر عهده این سازمان گذاشتهاند؛ بهگونهای که به جرئت میتوان دلایل اصلی توسعهنیافتگی حرفه حسابداری ایران و همچنین بسیاری از مسائل و مشکلات مبتلا به آن در 30 سال گذشته را با این بنیانگذاری غلط ردیابی کرد.
در تبصره (2) مادهواحده «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» (مصوب 1362)، وظیفه ارائه خدمات حرفهای متنوع و بعضا متضاد زیر به دستگاهها و شرکتهای دولتی و شبهدولتی که از اوایل دهه 1360 در نتیجه ملیسازی (بخوانید «دولتیسازی») بخش عمدهای از اقتصاد کشور، عملا درگیر بنگاهداری شده بودند، بر عهده سازمان حسابرسی گذاشته شده است:
· حسابرسی صورتهای مالی
· بازرسی قانونی
· ارائه خدمات مالی
· آموزش کارکنان
· تدوین اصول و ضوابط فنی حسابداری و حسابرسی.
دانشگاهیان و افراد حرفهای حسابداری، چه در ایران و چه در دیگر نقاط جهان، بهعنوان یک فرض بدیهی میدانند که خدمات اصلی حرفه حسابداری شامل: 1)حسابداری و گزارشگری مالی (خدمات اجرائی)، 2)خدمات مشاورهای و 3) حسابرسی (خدمات اطمینانبخشی)، خدماتی هستند که به دلیل تضاد ذاتی نمیتوانند همه از سوي یک شخصیت (حقیقی/حقوقی) به یک صاحبکار ارائه شوند. به عنوان مثال، شخصی (حقیقی/حقوقی) که در یک دوره مالی وظیفه حسابداری و گزارشگری مالی یک شخصیت گزارشگر را برعهده داشته است، یا در آن دوره مالی به آن شخصیت گزارشگر خدمات مشاورهای ارائه داده است، نمیتواند وظیفه حسابرسی صورتهای مالی همان دوره مالی آن شخصیت گزارشگر را ایفا کند. دلیل هم کاملا واضح است؛ چراکه مجری یک کار نمیتواند درباره کاری که خود در انجام آن درگیر بوده است، اظهارنظر درخور اتکایی ارائه دهد، بلکه شخص مستقل دیگری باید این وظیفه را ایفا کند. علاوه بر تعارض آشکار فوق، هر ناظر معقول و منطقی تأیید میکند «ضابطهگذار (استانداردگذار)» یک عمل باید از «مجری» آن عمل مستقل باشد. به عنوان مثال، یک کارخانه خودروسازی منطقا نمیتواند استانداردهای ساخت خودرو را نیز وضع کند؛
حتی اگر بزرگترین یا تنها کارخانه خودروسازی باشد. در این مثال، وظیفه تعیین استانداردهای ساخت خودرو باید برعهده نهادی باشد که هیچگونه وابستگی به صنعت خودروسازی نداشته باشد. با توجه به دو استدلالي كه در بالا گفته شد، هر مخاطب اهل فنی، تأیید میکند وظایف مقرر در تبصره (2) «قانون تشکیل سازمان حسابرسی»، از همان روز تصویب قانون تاکنون، در تضاد ماهوی با یکدیگر بودهاند؛ بنابراین، ایجاد سازمان عجیبالخلقهای مانند سازمان حسابرسی که به جرئت میتوان گفت در تاریخ حسابداری جهان هیچ نمونه مشابهی نداشته است و نخواهد داشت، کاملا طبیعی و مورد انتظار بوده است.
حسابرس وابسته/ اظهارنظر سوگیرانه
«استقلال» از صاحبکار (وابستگینداشتن به صاحبکار) اصلیترین ویژگی بایسته و اغماضناپذیر حسابرس در ارائه خدمات اطمینانبخش از جمله حسابرسی صورتهای مالی است. به عبارت دیگر، حسابرس باید فاقد هرگونه وابستگی به صاحبکار باشد تا بتواند بیطرفانه و بدون هرگونه سوگیری نسبت به صورتهای مالی صاحبکار اظهارنظر کند. در غیر این صورت، اظهارنظر حسابرس درباره صورتهای مالی صاحبکار ممکن است تحت تأثیر وابستگیاش به صاحبکار قرار گیرد و از دایره انصاف خارج شود.
این در حالی است که سازمان حسابرسی بهعنوان یکی از سازمانهای زیرمجموعه وزارت امور اقتصادی و دارایی دارای بالاترین حد وابستگی به صاحبکار خود (دولت) است. به جرئت میتوان گفت این حد از وابستگی یک مؤسسه حسابرسی به صاحبکار خود در طول تاریخ حسابداری جهان هیچ نمونه مشابهی نداشته است و نخواهد داشت. در 30 سال گذشته به دفعات شاهد اجرای نمایش برگزاری مجامع عمومی عادی سالانه شرکتهای دولتی ریز و درشتی بودهایم که در آنها «مالک» (دولت)، «مدیر» (مدیران دولتی)، و «حسابرس» (سازمان حسابرسی) هر سه در واقع یکی و همان «دولت» بودهاند. البته شاید برخی افراد چنین استدلال کنند که دولت صاحباختیار اموال خود است و در 30 سال گذشته چنین صلاح دانسته است که یک سازمان زیرمجموعه خود را مأمور انجام حسابرسی صورتهای مالی شرکتهای زیرمجموعه خود کند. به عبارت دیگر، دولت با وجود اینکه از عدم استقلال (وابستگی) سازمان حسابرسی آگاه بوده است، ولی چون به کیفیت فنی کار حسابرسی این سازمان اعتماد داشته است (یا هر دلیل دیگری) بنابراین به اظهارنظرهای مدیران این سازمان اتکا میکرده است. به این استدلال به ظاهر منطقی دو ایراد اساسی وارد است:
نخست، اینکه اموال در تملک دولت، از جمله شرکتهای دولتی، بهظاهر در تملک دولت هستند. درحالیکه مالک حقیقی این اموال «مردم» هستند. در واقع، فقط «اداره» (مباشرت) این اموال برعهده دولت است. بنابراین، دولت در جایگاه «مباشر» مردم، که مالکان حقیقی اموال دولتی هستند، باید هرساله درخصوص نحوه اداره این اموال به مردم گزارش دهد. صورتهای مالی سالانه شرکتهای دولتی تجلی «حسابدهی» دولت (مباشر) به مردم (مالک) است. از این دیدگاه، آن شخصیت حسابرسی که وظیفه انجام حسابرسی صورتهای مالی شرکتهای دولتی و اظهارنظر نسبت به منصفانهبودن ارائه آنها را بر عهده میگیرد، نمیتواند یک مؤسسه حسابرسی صددرصد دولتی و کاملا وابسته و تحت کنترل و نفوذ مطلق دولت (مباشر) باشد. چنین وضعیتی مشابه این است که وظیفه انجام حسابرسی صورتهای مالی یک شرکت سهامی عام (با چندین هزار سهامدار) از سوی هیئتمدیره شرکت بر عهده یکی از کارکنان همان شرکت گذاشته شود. بدیهی است، اظهارنظر چنین حسابرسی به دلیل عدم استقلال و وابستگی مطلق وی به مدیریت شرکت از دیدگاه سهامداران فاقد هرگونه ارزش و اتکاپذیری است.
دومین ایرادی که به استدلال فوق وارد است، در خصوص حسابرسی صورتهای مالی آن گروه از شرکتهای دولتی مصداق پیدا میکند که دارای سهامداران خُرد غیردولتی نیز هستند. در این شرکتها، حسابرسی که وظیفه انجام حسابرسی صورتهای مالی و اظهارنظر نسبت به منصفانهبودن ارائه آنها را برعهده دارد (سازمان حسابرسی) دارای وابستگی مطلق به سهامدار عمده است. به همین دلیل، اظهارنظر چنین حسابرسی نیز به دلیل وابستگی مطلق آن به سهامدار عمده (دولت) از دیدگاه سهامداران خُرد غیردولتی فاقد هرگونه ارزش و اتکاپذیری است.
استانداردگذار وابسته / استانداردهای سوگیرانه
همانطور که در بالا به دفعات تأکید شد، سازمان حسابرسی بهعنوان یکی از سازمانهای زیرمجموعه وزارت امور اقتصادی و دارایی دارای وابستگی مطلق به دولت است. این سازمان از اواسط دهه 1370 با تفسیر به رأی مفادی از «قانون تشکیل سازمان حسابرسی» (مصوب 1362) و «قانون اساسنامه سازمان حسابرسی» (مصوب 1366) اقدام به تدوین (بخوانید «ترجمه» و «بومیسازی» سلیقهای و بعضا سوگیرانه) استانداردهای حسابداری بخش خصوصی، استانداردهای حسابداری بخش عمومی، استانداردهای حسابرسی و استانداردهای حسابرسی عملیاتی لازمالاجرا در کشور کرده است. این اقدام غیرحرفهای و غیرمنطقی سازمان حسابرسی، در مقاطع مختلفی از 20 سال گذشته، از سوی صاحبنظران متعدد حسابداری کشور از زوایای گوناگونی مورد انتقاد قرار گرفته است. بهعنوان مثال، ابعاد مختلف این فرایند استانداردگذاری غیرحرفهای و غیرمنطقی در مقاله دیگری به قلم این نگارنده با عنوان «ضابطهگذاری حسابداری در ایران: نیازمند بازاندیشی و دگرگونی» (مجله حسابدار، شماره 257، مرداد 1392، صص 9-3) که در سال 1392 بهعنوان مقاله برتر سال از سوی انجمن حسابداران خبره ایران مورد تقدیر قرار گرفت، به صورت مشروح مورد
انتقاد قرار گرفته است که از تکرار جزئیات آن در مقاله حاضر خودداری میشود؛ و با توجه به شاهبیت مورد تأکید در این مقاله، صرفا به ایراد اساسی «عدم استقلال» (وابستگی) سازمان حسابرسی پرداخته خواهد شد.
استانداردگذاری در زمینههای تخصصی حسابداری (از جمله، حسابداری بخش خصوصی، حسابداری بخش عمومی، و حسابرسی) در هر کشوری دارای تبعات اقتصادی و حتی دارای تبعات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی متفاوت برای ذینفعان گوناگون است. از این رو، ساختار نهاد استانداردگذار و فرایند استانداردگذاری همواره باید بهگونهای طراحی و مستقر شود که هم این فرایند بیطرفانه باشد و هم از سوی عموم ذینفعان بیطرفانه به نظر برسد. ساختاری که عموما برای اطمینان از این بیطرفی و نشاندادن این بیطرفی مستقر میشود، تشکیل یک نهاد نظارتی فراگیر با مشارکت عموم ذینفعان برای اعمال نظارت بر فرایند استانداردگذاری است. در چنین ساختاری هم از بیطرفانه بودن استانداردهای وضعشده اطمینان حاصل میشود و هم این احساس در عموم ذینفعان به وجود میآید که فرایند استانداردگذاری بیطرفانه است. حالا بیایید ساختار مطلوب فوق را با ساختار معیوب استانداردگذاری حسابداری و حسابرسی در ایران در 20 سال گذشته مقایسه کنیم. در دو دهه گذشته، سازمان حسابرسی بهعنوان یکی از سازمانهای زیرمجموعه وزارت امور اقتصادی و دارایی که دارای وابستگی مطلق به دولت (بهعنوان فقط یکی از ذینفعان
این استانداردها) است، به صورت انحصاری و بدون اعمال هیچگونه نظارت فراگیری از سوی نمایندگان ذینفعان دیگر اقدام به استانداردگذاری در زمینههای تخصصی حسابداری و حسابرسی کرده است. در چنین ساختار معیوبی، نهتنها از بیطرفانهبودن فرایند استانداردگذاری اطمینان حاصل نخواهد شد، بلکه این احساس نیز در عموم ذینفعان به وجود نخواهد آمد که فرایند استانداردگذاری بیطرفانه است.
یکی از نمونههای مشخص و برجسته سوگیری (بیطرفنبودن) سازمان حسابرسی در جایگاه نهاد استانداردگذار، در فرایند تصویب استاندارد حسابداری شماره (12) ایران با عنوان «افشای اطلاعات اشخاص وابسته» (تجدیدنظرشده 1386) نمود پیدا کرد. در این ارتباط باید یادآور شد سازمان حسابرسی در تمام دو دهه گذشته سازوکار استانداردگذاری خود را بر مبنای ترجمه استانداردهای متناظر بینالمللی و تغییر بخشهایی از آنها - با توجیه «بومیسازی» - بنا کرده است. در چنین سازوکاری، با اینکه مبنای تدوین (بخوانید «ترجمه») استاندارد حسابداری شماره (12) ایران با عنوان «افشای اطلاعات اشخاص وابسته» (تجدیدنظرشده 1386)، درواقع استاندارد حسابداری بینالمللی شماره (24) با عنوان «افشای [اطلاعات] اشخاص وابسته» بود؛ بااینحال، در کمال شگفتی در پیوست این استاندارد، ذکر شده است دو مورد از اصلیترین الزامات استاندارد حسابداری بینالمللی شماره (24) در فرایند تدوین (بخوانید «ترجمه») استاندارد حسابداری شماره (12) ایران حذف شدهاند. این دو مورد عبارتاند از:
1) افشای حقوق و مزایای مدیران اصلی
2) الزام واحدهای تجاری تحت کنترل دولت به رعایت مفاد این استاندارد درخصوص تمام معاملات با سایر واحدهای دولتی. ناگفته روشن است که حذف این دو الزام بسیار بااهمیت از این استاندارد، ریشه در وابستگی مطلق نهاد استانداردگذار ایران (سازمان حسابرسی) به دولت داشته است و دلایل ذکرشده در پیوست این استاندارد، توجیههایی بیش نیستند؛ چراکه حداقل درباره مورد اول (حذف الزام افشای حقوق و مزایای مدیران اصلی در صورتهای مالی)، مطالبه و حساسیت بیسابقه به وجود آمده در جامعه در یک سال گذشته، درخصوص موضوع موسوم به «حقوقهای نجومی»، بر همگان ثابت کرد که از نظر عموم ذینفعان گزارشگری مالی شرکتهای دولتی، مبالغ حقوق و مزایای مدیران اصلی یکی از اساسیترین اطلاعات مربوط و مورد توجه است و برخلاف تصمیم سوگیرانه نهاد استانداردگذار (سازمان حسابرسی)، ضرورتا باید در صورتهای مالی افشا شود.
سازمان حسابرسی: تنها مؤسسه حسابرسی بدون ناظر حرفهای در جهان
در بخش پایانی این مقاله، نکتهای که جا دارد به آن اشاره و تأکید شود، این نکته ظریف و بااهمیت است که سازمان حسابرسی بهعنوان یک ابرمؤسسه حسابرسی در اقتصاد ایران که به گفته مدیرعامل آن به تنهایی حدود 20 درصد از درآمد حسابرسی کشور را در اختیار دارد (مجله حسابدار، شماره 287-288، اسفند 1394 - فروردین 1395، صص 13-12)، بدون هیچ دلیل منطقی و حرفهای، هم از سازوکار «کنترل کیفیت» و هم از سازوکار «اقدامات انضباطی» عملشده در حرفه حسابرسی کشور معاف است. این دو سازوکار بااهمیت و ضروری، با الگوبرداری منطقی و حرفهای از سازوکارهای مورد عمل در حرفههای حسابرسی سایر کشورها و همچنین سازوکارهای مورد عمل در حرفههای دیگر فعال در کشور (مثل وکالت، پزشکی، مهندسی و...)، از سوي نهاد قانونی ناظر بر حرفه حسابرسی ایران یعنی «جامعه حسابداران رسمی ایران» در ارتباط با همه مؤسسات حسابرسی و حسابرسان انفرادی دیگر مستمرا و با دقت بالا اعمال میشود و تنها این بزرگترین مؤسسه حسابرسی ایران (سازمان حسابرسی) است که صرفا به پشتوانه نفوذ دولتی خود از این دو سازوکار کنترلی ضروری معاف شده است. درصورتیکه اگر سازمان حسابرسی نیز مانند دیگر مؤسسات
حسابرسی فعال در کشور مشمول این دو سازوکار کنترلی قرار داشت، حداقل تاحدودی میتوانست در نگاه ذینفعان مختلف خدمات حسابرسی، مستقل به نظر برسد.