|

دومینوی تخریب بافت‌های تاریخی

شرق: محمدمهدی کلانتری، دبیر کمیته میراث فرهنگی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران، در‌خصوص دومینوی تخریب بافت‌های تاریخی هشدار داد و به «شرق» گفت: «وقتی مصوبات شورای عالی بازیچه سیاست‌های جناحی می‌شود و هر چند سال یک بار با تغییر مدیریت‌های کلان کشور دچار تغییر و دگرگونی می‌شود، بزرگ‌ترین آسیب را جوامع محلی ساکن در این بافت‌ها و خود ماهیت و کالبد بافت‌های تاریخی می‌بینند».
کلانتری ادامه داد: «بافت تاریخی شیراز سنگر اول است؛ اگر این سنگر سقوط کند و تخریب شود، شهرهای دیگر نیز یکی پس از دیگری همین مسیر را طی می‌کنند و به دنبال تغییر مصوبات قبلی شورای عالی و ادامه مسیر تخریب‌های گسترده در بافت‌های تاریخی می‌روند. دقیقا مانند یک دومینو عمل می‌کند و اگر شیراز سقوط کند، باید منتظر سقوط دیگر شهرهای تاریخی نیز باشیم. کما‌اینکه مدیریت شهری قزوین در دوران جدید مجددا به فکر احداث خیابان انصاری شرقی در بافت تاریخی محله بلاغی است. طرح این خیابان که اگر کشیده شود، اصیل‌ترین بخش شهر قزوین را شخم خواهد زد، سال ۹۴ در شورای عالی لغو شد و در سال ۹۷ با طرح محله‌محور پیاده‌مدار جایگزین، تصویب و ابلاغ شد که مدیریت شهری از این مصوبه تمکین نکرده و اخیرا اعلام کرده‌اند خیابان انصاری شرقی کشیده خواهد شد».
وی افزود: «این مدیران وقتی می‌بینند مصوبات شورای عالی درباره بافت تاریخی شیراز به راحتی و با یک سفر استانی هیئت دولت لغو می‌شود، در‌می‌یابند اگر شیراز توانسته مصوبات را لغو کند، چرا ما نتوانیم! و این تازه اول ماجراست. مسئله قزوین تنها یک خیابان نیست‌؛ اخیرا در جلسه شورای شهر صحبت از تبدیل کل عرصه و حریم بافت به محدوده‌های نقطه‌ای و لکه‌ای بوده تا بتوانند محدوده ۷۲۰ هکتاری بافت تاریخی دوران صفوی قزوین را کاملا نابود کنند. این پالس مثبت به تخریب بافت‌های تاریخی، به اعتقاد من با چراغ سبز وزیر میراث و به‌کار‌بردن عنوان بافت فرسوده برای کهن‌ترین بخش بافت تاریخی شیراز در مهر ۱۴۰۰ اتفاق افتاده و دومینوی تخریب‌ها از شیراز آغاز شده، به قزوین رسیده و به‌زودی اکثر شهرهای تاریخی ما را درگیر خواهد کرد.
محمدمهدی کلانتری که دانشجوی دکترای مرمت و احیای بناها و بافت‌های تاریخی در دانشگاه علم و صنعت ایران است، گفت: «تخریب آثار فرهنگی در هر کجای کره خاکی اتفاق بیفتد، جفاي فرهنگی تلقی می‌شود؛ اما این روزها در ایران و در مورد بافت تاریخی شیراز این اتفاق از سوی مسئولان امر و با طی‌کردن مسیر مصوبه‌های قانونی اجرائی می‌شود. و وای بر ما که جفای فرهنگی دارد تبدیل به قانون و مصوبه می‌شود. کلیدواژه بافت فرسوده و اطلاق آن به بافت تاریخی ارزشمند، روشی برای ازبین‌بردن هویت معماری ایرانی-اسلامی است که از سوی مدیران مسئول در نهادهای کشوری حوزه معماری و شهرسازی در سال‌های پس از جنگ تئوریزه و باب شد و شهرداری‌ها و ادارات راه و شهرسازی استانی بازوی اجرائی آن شدند. هر‌چند در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی برای تفکیک واژه بافت فرسوده بی‌ارزش از بافت تاریخی ارزشمند شده، اما کافی نبوده است. اطلاق بافت فرسوده به بافت تاریخی شیراز از سوی وزیر میراث که متولی حفظ و مرمت بناها و بافت‌های تاریخی است، نشان می‌دهد هنوز در ابتدای مسیر دشواری برای تعریف و حفاظت بافت‌های تاریخی ارزشمند هستیم».
به گفته او «مطرح‌شدن دوباره موضوع تخریب بافت تاریخی شیراز از آنجا آغاز شد که در سفر استانی دکتر ابراهیم رئیسی به استان فارس در مهرماه سال جاری، طرح 57‌هکتاری توسعه حرم شاهچراغ برای چندمین بار مطرح شد. این طرح اولین بار در دولت محمود احمدی‌نژاد در سال 89 در شورای عالی معماری و شهرسازی ایران تصویب و تخریب‌ها و آزادسازی‌های آن از همان سال شروع شد. با تغییر دولت، نگرش مدیران کشوری نیز در مواجهه با بافت‌های تاریخی تغییر محسوسی داشت؛ تا جایی که در سال 1394 طرح 57‌هکتاری به دلیل تخلفات و مغایرت با ارزش‌های بافت تاریخی و عدم برنامه مشخص، از سوی شورای عالی به‌طور کلی لغو شد و طرح تفصیلی این محدوده با رویکرد حفاظت از بافت تاریخی تهیه، تصویب و در همان سال ابلاغ شد. هرچند طرح مصوب جدید هیچ‌گاه در دستور کار مدیران استانی قرار نگرفت و تخریب‌های بافت تاریخی در این محدوده به صورت غیر‌قانونی تا سال 1396 نیز ادامه یافت. این تخریب‌ها وسعتی چهار هکتاری دارد که 10 اثر ثبت ملی و ده‌ها اثر واجد ارزش ثبت‌نشده نیز به صورت غیر‌قانونی در این سال‌ها با خاک یکسان شدند. شکایت دکتر مونسان، وزیر میراث وقت، برای تخریب بناهای ثبت ملی در سال 98 منجر به محکومیت تخریب‌ها در دادگاه و صدور رأی بازسازی عین‌به‌عین دو بنای تاریخی تخریب‌شده شد که هیچ‌گاه انجام نشد. با روی‌کارآمدن دولت دکتر ابراهیم رئیسی و تغییر نگرش مجدد وزرای متولی در این امر، مسئولان استانی به فکر قانونی‌کردن روند تخریب‌ها افتادند و در جلسه استانی هیئت دولت در شیراز در مهر 1400 مجددا طرح 57‌هکتاری را مطرح کردند و با همراهی هیئت دولت، وزیر کشور، وزیر راه و شهرسازی و وزیر میراث فرهنگی، اجرای طرح در دستور کار قرار گرفت. سؤال اصلی اینجاست که بافت تاریخی مگر بازیچه سیاست‌ها و تفکرات حزبی و جناحی است که با تغییر دولت‌ها، دست به دست شود و در هر دوره با تصمیمی غیرکارشناسی و عجولانه در مسلخ سیاست‌مداران و سران توسعه قربانی شود؟ یا مردمی که در این منطقه تاریخی زندگی می‌کنند، بازیچه هستند که هر روز یک تصمیم جدید اتخاذ شود و با یک تغییر نگرش، حیات و زندگی بدون نگرانی و اضطراب از آنان سلب شود؟».
دبیر کمیته میراث فرهنگی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران خاطرنشان کرد: «در کتاب گزارش سفر دولت سیزدهم به استان فارس (تهیه، تدوین و چاپ‌شده توسط استانداری فارس) و به‌عنوان مصوبه شماره 39 از 100 مصوبه هیئت دولت صراحتا ذکر شد «تهیه و تصویب طرح تفصیلی مجموعه 57‌هکتاری شاهچراغ از طرف شورای عالی شهرسازی و معماری به شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان تفویض گردد». در راستای همین تفویض اختیار که بعدها از سوی عزت‌الله ضرغامی و معاون او دکتر علی دارابی به نهضت تفویض اختیار به مقامات استانی تعبیر شد، وزیر میراث فرهنگی بافت فرسوده اطراف حرم را فاجعه ملی خواند و از تشکیل یک هیئت سه‌نفره متشکل از نمایندگانی از استانداری فارس، شهرداری شیراز و میراث فرهنگی برای بازنگری و تعیین تکلیف میراثی‌بودن 200 خانه تاریخی در محدوده طرح 57‌هکتاری خبر داد و در جایی در جمع خبرنگاران بیان کرد: «خانه‌های میان دو حرم امامزادگان شاهچراغ و سیدعلاءالدین حسین، از میان رفته و داغان است». پس از این تصمیم غیرکارشناسی و ناگهانی در سفر استانی هیئت دولت، موج مخالفت‌ها آغاز شد. نامه 180 نفر از استادان دانشگاه به رئیس‌جمهور، نامه 50 استاد دیگر به وزیر میراث، راه‌اندازی سه کارزار در مخالفت با تخریب که تاکنون جمعا بیش از 33 هزار امضا دارد، نامه دکتر غلامحسین معماریان به وزیر میراث در دیدار با پیش‌کسوتان و رسانه‌ای‌شدن آن، نامه ایشان به اتفاق سردبیران نشریات علمی-‌پژوهشی به رئیس‌جمهور، نامه اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران به رئیس‌جمهور و نامه دوم اتحادیه به وزیر میراث و راه‌اندازی پویش ملی #نجات_بافت_تاریخی_شیراز توسط این اتحادیه، بخشی از اقدامات انجام‌شده از سوی مخالفان این طرح بود. همچنین مکاتبات و نامه‌نگاری‌های بیشتری نیز از طرف فعالان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و استادان دانشگاهی با مقامات مختلف کشوری و استانی صورت گرفته است. اما در مقابل مسئولان استان فارس در نامه‌ای 10‌امضایی به رئیس‌جمهور، با قلمداد‌کردن مخالفان به افرادی دور از اعتقادات مذهبی که حتی یک بار به زیارت مشرف نشده‌اند، خواستار تسریع اجرای طرح 57‌هکتاری شدند و در نتیجه این فشارهای رسانه‌ای و فعالان فرهنگی و دانشگاهی، یکباره شاهد تغییر مواضع رسانه‌ای مسئولان کشوری و استانی هستیم».
کلانتری ادامه داد: «نکته انحرافی این روزها که از زبان متولیان امر شنیده می‌شود، این است که هیچ بنای تاریخی قرار نیست خراب شود. اما بیشتر که دقت می‌کنیم، متوجه می‌شویم منظورشان از بنای تاریخی تنها بناهای ثبت‌شده در فهرست میراث فرهنگی است و بناهای ارزشمند حائز ثبت و تمامیت بافت تاریخی در صحبت آنان جایگاهی ندارد. نتیجه این تفکر، شخم‌زدن 57 هکتار از 360 هکتار بافت تاریخی شیراز به نسبت یک‌ششم از کل آن و تنها نگهداشت 30 تا 40 بنای ثبت ملی در این محدوده است. جوابیه‌هایی که در اعتراض به این طرح مخرب صورت گرفته نیز درخور تأمل است. گویی جامعه ایران و مطالبه‌گران توقف این طرح، ساده‌لوح هستند و مواضع قبلی مسئولان امر را فراموش کرده‌اند. محمدهادی ایمانیه، استاندار فارس، موج مخالفت با تخریب بافت تاریخی شیراز را شایعه‌سازی‌های فضای مجازی نام می‌برد و این در حالی است که در جلسه استانی 22 بهمن سال جاری با حضور وزیر راه و شهرسازی، از اجرای طرح تا دو هفته آینده و تملک با سرعت املاک و حتی ایجاد دسترسی مترو به این بافت سخن گفته است. از سوی دیگر، مصیب امیری در مصاحبه‌های خود اعلام می‌کند اخبار فضای مجازی و رسانه‌ها مبنی بر تخریب بناهای تاریخی ارزشمند صحت ندارد. او که در اردیبهشت 1400 رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی شد، پیش از آن به مدت هشت سال مدیر‌کل میراث استان فارس بود و در مدت مدیریت خود هیچ اقدام جدی برای جلوگیری از تخریب چهار هکتار از این بافت تاریخی و تخریب 10 بنای ثبت ملی این محدوده نکرد و حتی جلو ارسال پرونده ثبت بناهای ارزشمند این محدوده را به تهران گرفت. ایشان که با ترک فعل سازمانی، در تخریب‌های گسترده این سال‌ها با سکوت و بی‌عملی به نوعی همراهی و مشارکت کرده، اکنون از طرف وزیر میراث فرهنگی به‌عنوان نماینده بررسی طرح 57‌هکتاری انتخاب شده است؛ انتخابی که نگرانی‌های فعالان میراث فرهنگی را برانگیخته و با آنکه ظاهرا تغییر مواضعی در جوابیه‌ها مشاهده می‌شود، اما نتیجه اصلی بررسی طرح در شورای عالی معماری و شهرسازی در هاله‌ای از ابهام و عدم شفافیت است». دبیر کمیته میراث فرهنگی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران گفت: «سؤال اصلی اینجاست که عزت‌‌الله ضرغامی و علی دارابی که هر دو اهل رسانه ملی بودند و از صدا‌و‌سیما به وزارت و صدارت میراث فرهنگی رسیده‌اند و با رسانه و کار رسانه‌ای نامأنوس نیستند و همیشه دوست داشته‌اند در قاب دوربین‌ها و جلوی خبرنگارها حاضر باشند، چرا پس از گذشت چهار ماه از گذاشتن تیغ توسعه بر گلوی تاریخ در موضوع بافت تاریخی شیراز، روزه سکوت گرفته‌اند و خود را در مقام پاسخ‌گویی نمی‌بینند. اکنون که در آستانه هجوم قریب‌الوقوع و جولان لودرها و بولدوزرهای توسعه در این بافت تاریخی هستیم، سکوت معنادار متولیان میراث فرهنگی نشانه خوبی نیست و آرامشی قبل از توفان است. با آنکه تعداد زیادی نامه در مورد بافت تاریخی شیراز به نهادهاي مسئول و ریاست‌جمهوری ارسال شده و رونوشت همه آنها به همراه نامه‌های زیاد استادان و مجامع دانشجویی و سایت کارزار با 33 هزار امضا به وزارت میراث سرازیر شده است، تاکنون جواب یک نامه را هم نداده‌اند و تنها می‌گویند پژوهشگاه از طرف وزیر میراث مأمور رسیدگی به موضوع بافت تاریخی شیراز است. این باز‌کردن تکلیف از سر خود و بی‌اعتنایی به دغدغه جامعه متخصص و عموم ایرانیان، بسیار نگران‌کننده است. نکند قرار است این مصوبه زیان‌بار و جبران‌ناپذیر در سکوت و خفا تصویب و اجرائی شود و پس از مرگ سهراب، تنها اقدام وزیر به‌عنوان نوشدارو، ابراز تأسف و جابه‌جایی و عزل رئیس پژوهشگاهش باشد و فکر کند با کنارگذاشتن او، چهره‌ای قهرمان و محبوب از خود به جای خواهد گذاشت و می‌تواند تقصیر این فاجعه فرهنگی را بر عهده یک شخص بگذارد و خود کنار بایستد؟ اما ایشان و معاون ایشان باید بدانند هر اتفاقی برای بافت تاریخی شیراز بیفتد، بزرگ‌ترین تقصیر بر عهده شخص آنها و ناتوانی‌شان در انجام مسئولیت و دفاع از میراث فرهنگی کشور بوده است و جامعه متخصص، مردم، آیندگان و تاریخ هرگز این بی‌عملی، سکوت و همراهی با تخریبگران را نخواهند بخشید».

شرق: محمدمهدی کلانتری، دبیر کمیته میراث فرهنگی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران، در‌خصوص دومینوی تخریب بافت‌های تاریخی هشدار داد و به «شرق» گفت: «وقتی مصوبات شورای عالی بازیچه سیاست‌های جناحی می‌شود و هر چند سال یک بار با تغییر مدیریت‌های کلان کشور دچار تغییر و دگرگونی می‌شود، بزرگ‌ترین آسیب را جوامع محلی ساکن در این بافت‌ها و خود ماهیت و کالبد بافت‌های تاریخی می‌بینند».
کلانتری ادامه داد: «بافت تاریخی شیراز سنگر اول است؛ اگر این سنگر سقوط کند و تخریب شود، شهرهای دیگر نیز یکی پس از دیگری همین مسیر را طی می‌کنند و به دنبال تغییر مصوبات قبلی شورای عالی و ادامه مسیر تخریب‌های گسترده در بافت‌های تاریخی می‌روند. دقیقا مانند یک دومینو عمل می‌کند و اگر شیراز سقوط کند، باید منتظر سقوط دیگر شهرهای تاریخی نیز باشیم. کما‌اینکه مدیریت شهری قزوین در دوران جدید مجددا به فکر احداث خیابان انصاری شرقی در بافت تاریخی محله بلاغی است. طرح این خیابان که اگر کشیده شود، اصیل‌ترین بخش شهر قزوین را شخم خواهد زد، سال ۹۴ در شورای عالی لغو شد و در سال ۹۷ با طرح محله‌محور پیاده‌مدار جایگزین، تصویب و ابلاغ شد که مدیریت شهری از این مصوبه تمکین نکرده و اخیرا اعلام کرده‌اند خیابان انصاری شرقی کشیده خواهد شد».
وی افزود: «این مدیران وقتی می‌بینند مصوبات شورای عالی درباره بافت تاریخی شیراز به راحتی و با یک سفر استانی هیئت دولت لغو می‌شود، در‌می‌یابند اگر شیراز توانسته مصوبات را لغو کند، چرا ما نتوانیم! و این تازه اول ماجراست. مسئله قزوین تنها یک خیابان نیست‌؛ اخیرا در جلسه شورای شهر صحبت از تبدیل کل عرصه و حریم بافت به محدوده‌های نقطه‌ای و لکه‌ای بوده تا بتوانند محدوده ۷۲۰ هکتاری بافت تاریخی دوران صفوی قزوین را کاملا نابود کنند. این پالس مثبت به تخریب بافت‌های تاریخی، به اعتقاد من با چراغ سبز وزیر میراث و به‌کار‌بردن عنوان بافت فرسوده برای کهن‌ترین بخش بافت تاریخی شیراز در مهر ۱۴۰۰ اتفاق افتاده و دومینوی تخریب‌ها از شیراز آغاز شده، به قزوین رسیده و به‌زودی اکثر شهرهای تاریخی ما را درگیر خواهد کرد.
محمدمهدی کلانتری که دانشجوی دکترای مرمت و احیای بناها و بافت‌های تاریخی در دانشگاه علم و صنعت ایران است، گفت: «تخریب آثار فرهنگی در هر کجای کره خاکی اتفاق بیفتد، جفاي فرهنگی تلقی می‌شود؛ اما این روزها در ایران و در مورد بافت تاریخی شیراز این اتفاق از سوی مسئولان امر و با طی‌کردن مسیر مصوبه‌های قانونی اجرائی می‌شود. و وای بر ما که جفای فرهنگی دارد تبدیل به قانون و مصوبه می‌شود. کلیدواژه بافت فرسوده و اطلاق آن به بافت تاریخی ارزشمند، روشی برای ازبین‌بردن هویت معماری ایرانی-اسلامی است که از سوی مدیران مسئول در نهادهای کشوری حوزه معماری و شهرسازی در سال‌های پس از جنگ تئوریزه و باب شد و شهرداری‌ها و ادارات راه و شهرسازی استانی بازوی اجرائی آن شدند. هر‌چند در سال‌های اخیر تلاش‌های زیادی برای تفکیک واژه بافت فرسوده بی‌ارزش از بافت تاریخی ارزشمند شده، اما کافی نبوده است. اطلاق بافت فرسوده به بافت تاریخی شیراز از سوی وزیر میراث که متولی حفظ و مرمت بناها و بافت‌های تاریخی است، نشان می‌دهد هنوز در ابتدای مسیر دشواری برای تعریف و حفاظت بافت‌های تاریخی ارزشمند هستیم».
به گفته او «مطرح‌شدن دوباره موضوع تخریب بافت تاریخی شیراز از آنجا آغاز شد که در سفر استانی دکتر ابراهیم رئیسی به استان فارس در مهرماه سال جاری، طرح 57‌هکتاری توسعه حرم شاهچراغ برای چندمین بار مطرح شد. این طرح اولین بار در دولت محمود احمدی‌نژاد در سال 89 در شورای عالی معماری و شهرسازی ایران تصویب و تخریب‌ها و آزادسازی‌های آن از همان سال شروع شد. با تغییر دولت، نگرش مدیران کشوری نیز در مواجهه با بافت‌های تاریخی تغییر محسوسی داشت؛ تا جایی که در سال 1394 طرح 57‌هکتاری به دلیل تخلفات و مغایرت با ارزش‌های بافت تاریخی و عدم برنامه مشخص، از سوی شورای عالی به‌طور کلی لغو شد و طرح تفصیلی این محدوده با رویکرد حفاظت از بافت تاریخی تهیه، تصویب و در همان سال ابلاغ شد. هرچند طرح مصوب جدید هیچ‌گاه در دستور کار مدیران استانی قرار نگرفت و تخریب‌های بافت تاریخی در این محدوده به صورت غیر‌قانونی تا سال 1396 نیز ادامه یافت. این تخریب‌ها وسعتی چهار هکتاری دارد که 10 اثر ثبت ملی و ده‌ها اثر واجد ارزش ثبت‌نشده نیز به صورت غیر‌قانونی در این سال‌ها با خاک یکسان شدند. شکایت دکتر مونسان، وزیر میراث وقت، برای تخریب بناهای ثبت ملی در سال 98 منجر به محکومیت تخریب‌ها در دادگاه و صدور رأی بازسازی عین‌به‌عین دو بنای تاریخی تخریب‌شده شد که هیچ‌گاه انجام نشد. با روی‌کارآمدن دولت دکتر ابراهیم رئیسی و تغییر نگرش مجدد وزرای متولی در این امر، مسئولان استانی به فکر قانونی‌کردن روند تخریب‌ها افتادند و در جلسه استانی هیئت دولت در شیراز در مهر 1400 مجددا طرح 57‌هکتاری را مطرح کردند و با همراهی هیئت دولت، وزیر کشور، وزیر راه و شهرسازی و وزیر میراث فرهنگی، اجرای طرح در دستور کار قرار گرفت. سؤال اصلی اینجاست که بافت تاریخی مگر بازیچه سیاست‌ها و تفکرات حزبی و جناحی است که با تغییر دولت‌ها، دست به دست شود و در هر دوره با تصمیمی غیرکارشناسی و عجولانه در مسلخ سیاست‌مداران و سران توسعه قربانی شود؟ یا مردمی که در این منطقه تاریخی زندگی می‌کنند، بازیچه هستند که هر روز یک تصمیم جدید اتخاذ شود و با یک تغییر نگرش، حیات و زندگی بدون نگرانی و اضطراب از آنان سلب شود؟».
دبیر کمیته میراث فرهنگی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران خاطرنشان کرد: «در کتاب گزارش سفر دولت سیزدهم به استان فارس (تهیه، تدوین و چاپ‌شده توسط استانداری فارس) و به‌عنوان مصوبه شماره 39 از 100 مصوبه هیئت دولت صراحتا ذکر شد «تهیه و تصویب طرح تفصیلی مجموعه 57‌هکتاری شاهچراغ از طرف شورای عالی شهرسازی و معماری به شورای برنامه‌ریزی و توسعه استان تفویض گردد». در راستای همین تفویض اختیار که بعدها از سوی عزت‌الله ضرغامی و معاون او دکتر علی دارابی به نهضت تفویض اختیار به مقامات استانی تعبیر شد، وزیر میراث فرهنگی بافت فرسوده اطراف حرم را فاجعه ملی خواند و از تشکیل یک هیئت سه‌نفره متشکل از نمایندگانی از استانداری فارس، شهرداری شیراز و میراث فرهنگی برای بازنگری و تعیین تکلیف میراثی‌بودن 200 خانه تاریخی در محدوده طرح 57‌هکتاری خبر داد و در جایی در جمع خبرنگاران بیان کرد: «خانه‌های میان دو حرم امامزادگان شاهچراغ و سیدعلاءالدین حسین، از میان رفته و داغان است». پس از این تصمیم غیرکارشناسی و ناگهانی در سفر استانی هیئت دولت، موج مخالفت‌ها آغاز شد. نامه 180 نفر از استادان دانشگاه به رئیس‌جمهور، نامه 50 استاد دیگر به وزیر میراث، راه‌اندازی سه کارزار در مخالفت با تخریب که تاکنون جمعا بیش از 33 هزار امضا دارد، نامه دکتر غلامحسین معماریان به وزیر میراث در دیدار با پیش‌کسوتان و رسانه‌ای‌شدن آن، نامه ایشان به اتفاق سردبیران نشریات علمی-‌پژوهشی به رئیس‌جمهور، نامه اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران به رئیس‌جمهور و نامه دوم اتحادیه به وزیر میراث و راه‌اندازی پویش ملی #نجات_بافت_تاریخی_شیراز توسط این اتحادیه، بخشی از اقدامات انجام‌شده از سوی مخالفان این طرح بود. همچنین مکاتبات و نامه‌نگاری‌های بیشتری نیز از طرف فعالان، روزنامه‌نگاران، هنرمندان و استادان دانشگاهی با مقامات مختلف کشوری و استانی صورت گرفته است. اما در مقابل مسئولان استان فارس در نامه‌ای 10‌امضایی به رئیس‌جمهور، با قلمداد‌کردن مخالفان به افرادی دور از اعتقادات مذهبی که حتی یک بار به زیارت مشرف نشده‌اند، خواستار تسریع اجرای طرح 57‌هکتاری شدند و در نتیجه این فشارهای رسانه‌ای و فعالان فرهنگی و دانشگاهی، یکباره شاهد تغییر مواضع رسانه‌ای مسئولان کشوری و استانی هستیم».
کلانتری ادامه داد: «نکته انحرافی این روزها که از زبان متولیان امر شنیده می‌شود، این است که هیچ بنای تاریخی قرار نیست خراب شود. اما بیشتر که دقت می‌کنیم، متوجه می‌شویم منظورشان از بنای تاریخی تنها بناهای ثبت‌شده در فهرست میراث فرهنگی است و بناهای ارزشمند حائز ثبت و تمامیت بافت تاریخی در صحبت آنان جایگاهی ندارد. نتیجه این تفکر، شخم‌زدن 57 هکتار از 360 هکتار بافت تاریخی شیراز به نسبت یک‌ششم از کل آن و تنها نگهداشت 30 تا 40 بنای ثبت ملی در این محدوده است. جوابیه‌هایی که در اعتراض به این طرح مخرب صورت گرفته نیز درخور تأمل است. گویی جامعه ایران و مطالبه‌گران توقف این طرح، ساده‌لوح هستند و مواضع قبلی مسئولان امر را فراموش کرده‌اند. محمدهادی ایمانیه، استاندار فارس، موج مخالفت با تخریب بافت تاریخی شیراز را شایعه‌سازی‌های فضای مجازی نام می‌برد و این در حالی است که در جلسه استانی 22 بهمن سال جاری با حضور وزیر راه و شهرسازی، از اجرای طرح تا دو هفته آینده و تملک با سرعت املاک و حتی ایجاد دسترسی مترو به این بافت سخن گفته است. از سوی دیگر، مصیب امیری در مصاحبه‌های خود اعلام می‌کند اخبار فضای مجازی و رسانه‌ها مبنی بر تخریب بناهای تاریخی ارزشمند صحت ندارد. او که در اردیبهشت 1400 رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی شد، پیش از آن به مدت هشت سال مدیر‌کل میراث استان فارس بود و در مدت مدیریت خود هیچ اقدام جدی برای جلوگیری از تخریب چهار هکتار از این بافت تاریخی و تخریب 10 بنای ثبت ملی این محدوده نکرد و حتی جلو ارسال پرونده ثبت بناهای ارزشمند این محدوده را به تهران گرفت. ایشان که با ترک فعل سازمانی، در تخریب‌های گسترده این سال‌ها با سکوت و بی‌عملی به نوعی همراهی و مشارکت کرده، اکنون از طرف وزیر میراث فرهنگی به‌عنوان نماینده بررسی طرح 57‌هکتاری انتخاب شده است؛ انتخابی که نگرانی‌های فعالان میراث فرهنگی را برانگیخته و با آنکه ظاهرا تغییر مواضعی در جوابیه‌ها مشاهده می‌شود، اما نتیجه اصلی بررسی طرح در شورای عالی معماری و شهرسازی در هاله‌ای از ابهام و عدم شفافیت است». دبیر کمیته میراث فرهنگی اتحادیه انجمن‌های علمی دانشجویی معماری، مرمت و شهرسازی ایران گفت: «سؤال اصلی اینجاست که عزت‌‌الله ضرغامی و علی دارابی که هر دو اهل رسانه ملی بودند و از صدا‌و‌سیما به وزارت و صدارت میراث فرهنگی رسیده‌اند و با رسانه و کار رسانه‌ای نامأنوس نیستند و همیشه دوست داشته‌اند در قاب دوربین‌ها و جلوی خبرنگارها حاضر باشند، چرا پس از گذشت چهار ماه از گذاشتن تیغ توسعه بر گلوی تاریخ در موضوع بافت تاریخی شیراز، روزه سکوت گرفته‌اند و خود را در مقام پاسخ‌گویی نمی‌بینند. اکنون که در آستانه هجوم قریب‌الوقوع و جولان لودرها و بولدوزرهای توسعه در این بافت تاریخی هستیم، سکوت معنادار متولیان میراث فرهنگی نشانه خوبی نیست و آرامشی قبل از توفان است. با آنکه تعداد زیادی نامه در مورد بافت تاریخی شیراز به نهادهاي مسئول و ریاست‌جمهوری ارسال شده و رونوشت همه آنها به همراه نامه‌های زیاد استادان و مجامع دانشجویی و سایت کارزار با 33 هزار امضا به وزارت میراث سرازیر شده است، تاکنون جواب یک نامه را هم نداده‌اند و تنها می‌گویند پژوهشگاه از طرف وزیر میراث مأمور رسیدگی به موضوع بافت تاریخی شیراز است. این باز‌کردن تکلیف از سر خود و بی‌اعتنایی به دغدغه جامعه متخصص و عموم ایرانیان، بسیار نگران‌کننده است. نکند قرار است این مصوبه زیان‌بار و جبران‌ناپذیر در سکوت و خفا تصویب و اجرائی شود و پس از مرگ سهراب، تنها اقدام وزیر به‌عنوان نوشدارو، ابراز تأسف و جابه‌جایی و عزل رئیس پژوهشگاهش باشد و فکر کند با کنارگذاشتن او، چهره‌ای قهرمان و محبوب از خود به جای خواهد گذاشت و می‌تواند تقصیر این فاجعه فرهنگی را بر عهده یک شخص بگذارد و خود کنار بایستد؟ اما ایشان و معاون ایشان باید بدانند هر اتفاقی برای بافت تاریخی شیراز بیفتد، بزرگ‌ترین تقصیر بر عهده شخص آنها و ناتوانی‌شان در انجام مسئولیت و دفاع از میراث فرهنگی کشور بوده است و جامعه متخصص، مردم، آیندگان و تاریخ هرگز این بی‌عملی، سکوت و همراهی با تخریبگران را نخواهند بخشید».

آخرین مطالب منتشر شده در روزنامه شرق را از طریق این لینک پیگیری کنید.