|

استخر، مرثیه‌ای برای فرصت‌های از دست رفته

اگر فیلم «استخر» را صرفاً به‌عنوان یک داستان نگاه کنیم، ممکن است اثری ساده یا حتی کم‌اتفاق به نظر برسد. اما اگر آن را در امتداد جهان فکری سروش صحت (کارگردان‌) ببینیم، می‌توان فیلمی درباره مواجهه انسان با تنهایی، گذر زمان و ناتوانی در فرار از خود دانست.

استخر، مرثیه‌ای برای فرصت‌های از دست رفته

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

امیرابراهیم جلالیان (نویسنده و منتقد سینما)- اگر فیلم «استخر» را صرفاً به‌عنوان یک داستان نگاه کنیم، ممکن است اثری ساده یا حتی کم‌اتفاق به نظر برسد. اما اگر آن را در امتداد جهان فکری سروش صحت (کارگردان‌) ببینیم، می‌توان فیلمی درباره مواجهه انسان با تنهایی، گذر زمان و ناتوانی در فرار از خود دانست.

‎هسته مرکزی فیلم این ایده است که آدم‌ها بیشتر از آنکه از دیگران فرار کنند، از خودشان فرار می‌کنند. شخصیت‌های فیلم هرکدام زخمی از گذشته، حسرتی یا ترسی دارند و دور هم جمع شدنشان بیش از آنکه برای حل مسئله باشد، فرصتی برای آشکار شدن این زخم‌هاست.

‎سروش صحت اصولا به حال‌وهوا و اتمسفر فیلمهایش اهمیت بسیاری می‌دهد. یعنی فضای فیلم، گفت‌وگوها، سکوت‌ها و روابط، مهم‌تر از پیچش‌های داستان هستند.

‎در آثار او، شخصیت‌ها «قهرمان» یا «ضدقهرمان» نیستند بلکه انسان‌هایی معمولی‌اند که ضعف‌ها، ترس‌ها و تناقض‌هایشان بیشتر از موفقیت‌هایشان دیده می‌شود.

قصه استخر با دیالوگ های روان و روزمره با زیر متنی فلسفی رقم خورده .

مرگ، عشق، طبیعت، گذر عمر، دوستی و تنهایی، توام با یک چاشنی کمدی دارک محوریت این فیلم و اساسا دو اثر قبلی ( جهان با من برقص _ صبحانه با زرافه‌ها ) سروش صحت را تشکیل می‌دهد .

نمادِ «استخر » تنها یک لوکیشن نیست

‎استخر، برخلاف دریا و رودخانه،

‎آبی محصور و راکد دارد . درست مانند زندگی شخصیت‌ها که در چرخه‌ای تکرار گیر افتاده‌ اند . ورود یا نزدیک شدن به آب را می‌توان استعاره‌ای از روبه‌رو شدن با حقیقت درونی دانست.

حقیقتی که دو شخصیت اصلی فیلم (امیر ) و ( بهار ) در آن غوطه ور شده‌اند .

‎استخر، فیلمی نیست که بخواهد پاسخ بدهد بیشتر سؤال مطرح می‌کند. درباره اینکه آیا می‌توان از گذشته عبور کرد؟ آیا دوستی و عشق می‌توانند انسان را از تنهایی نجات دهند؟ و آیا برای آشتی با خود، باید ابتدا به عمیق‌ترین بخش وجودمان

نگاه کنیم ؟کارگردان در، خلق فضایی میان کمدی، اندوه و تأمل و همچنین قاب‌بندی‌های آرام و حساب شده و لزوما موسیقی کم‌حجم موفق عمل کرده. اگرچه میانه های فیلم با ریتم کند و کسل کننده همراه هستیم اما فیلم از شوخی‌های پرسر و صدا فاصله می‌گیرد و بیشتر بر روابط انسانی و سکوت‌ها تکیه دارد. و در واقع مضمون مهم فیلم، ازدست دادن ثانیه‌ها و لحظات آن است.

گاهی سنگین‌ترین اندوهِ زندگی، از فرصت‌هایست که بی‌صدا از کنارمان عبور می‌کنند وگمان می‌کردیم همیشه زمانی برای بازگشتشان هست. بعضی فرصت‌ها نامشان عشق است، همانطور که در فیلم امده بود ( عشق و سرفه را نمی‌شود پنهان کرد ) به واقع آنچه را که امروز به تعویق می‌اندازیم، شاید فردا دیگر وجود نخواهد داشت . در فیلم استخر، با همان کلیشه یا بهتر بگوییم، امضای همیشگیِ سروش صحت روبه‌رو هستیم . روایتی از تنهایی، پشیمانی و امید، یک شاعرانه‌ای تلخ درباره زندگی.

‎ اصولا او تا حدی همان جهان آشنای خود را تکرار می‌کند و ریسک روایی بزرگی انجام نمی‌دهد.

آدم‌های جا مانده از زندگی، کسانی که در گذشته گیر کرده‌اند، و حسرت فرصت‌های از دست‌رفته را می‌خورند و اساسا مرگ را درکنار خود حس نمی‌کنند و با نوعی اندوهِ پنهان زندگی می‌کنند. انها که از بیرون عادی به نظر می‌رسند اما از درون، سرشار از حسرت، نوستالژی، تنهایی و ضعفِ شخصیتی هستند. کسانی که با طنزی تلخ و آرام، بارِ زندگی را به دوش می‌کشند. این مهم‌ترین ویژگی شخصیت های اثار صحت است نمونه بارزش در فیلم، با بازی قابل توجه امین حیایی و سحر دولتشاهی نمایان است . که البته از نقاط قوت اثر محسوب می‌شود . حیایی، تلاش کرده از تصویر همیشگی خود فاصله بگیرد. بازی او برون‌گرا و نمایشی نیست بیشتر با مکث، نگاه و تغییرات ظریف و کنترل احساسات و پرهیز از هرگونه اغراق و شرایط مینیمالیستی فضا پیش می‌رود، در مقابل

‎سحر دولتشاهی با کاراکتری آرام ،با کیفیت و بیانِ دقیقِ احساسات از طریق نگاه و سکوت، توانست بازی درخشانی را ارائه دهد. او شخصیتش را بدون احساسی ‌کردن بیش از حد و با فیگور معنا دار، باورپذیر و طبیعی نشان داد . گرچه سناریو فرصت چندانی برای نمایش طیف گسترده‌ای از احساسات به او نداد . در نتیجه بازی او بیشتر بر ظرافت استوار بود تا نمایش‌های پرقدرت همیشگی .

و دیگر شخصیت فیلم، همانند اثر قبلی( صبحانه با زرافه‌ها )نقشِ پزشک، با حضور مهران مدیری است، که همیشه نمادی از یک ادم سرخوش و به نوعی عیاش و غیر موجهی است که با وجود ضعف شخصیتی، دوای درمان دیگران می‌شود،

به واقع نمونه بارز و قابل تأمل قصه های صحت است و بطور کلی نقش های حاشیه‌ای فیلم، همچون بازی سورنا صحت، اگرچه خشک و یکنواخت بود اما بعنوان اولین تجربه سینمایی تا حدی تأثیر گذار به حساب میاید .

همچنین مهران مدیری و کاظم سیاحی نیز در خلق لحظات طنز موفق عمل کردند اما مهم‌ترین نکته در اثار سینمایی صحت، استفاده از حیوانات است، که اغلب بخشی از فضای شاعرانه و فلسفی فیلم را دربَر می‌گیرد.

‎ حضوری که به مکث، تأمل و ایجاد حس زندگی در دل طبیعت کمک می‌کند، نه صرفاً یک عنصر داستانی است. نمادی از همزیستی انسان با طبیعت و بازگشت به ساده زیستی است به گمانم این نگاه نشانه‌ای از تفاوت جهان‌بینی او با دیگران است و سروش صحت از این تصویر برای بیان لایه‌ای نمادین استفاده می‌کند.

در انتها میتوان گفت، «استخر» در واقع ادامه همان نگاه و جهان بینی صحت است. تجربه‌ای تازه و جدیدی نیست و در قیاس با دو اثر قبلی او نسبتا ضعیف تربنظر میاید و بیشتر از اسم و ستاره بهره برده است .اگر به سینمای شخصیت‌محور با ریتمی کند علاقه داشته باشیم احتمالاً از فیلم لذت خواهیم برد اما اگر انتظار تعلیق، اتفاقات پی‌درپی یا پایان‌بندی کاملاً روشن داشته باشیم، ممکن است فیلم انچنان رضایت‌بخش نباشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.