|

قوام مدنیت بومی

بررسی آثار محمد زحمتکش

رویکرد تولید تصویر، با نگاه به افلیم فراوانی بسیاری در بین هنرمندان مطرح دارد . از منظره سازان اسپانیایی گرفته تا آبستره سازان امریکایی ارتباط با طبیعت بوم زیست خود را، مسیری هموار دانسته اند برای عبور از سطح تصویر به عمق آن . بازنمایی اساس هنرهای تجسمی را شکل می دهد . در بازنمایی طبیعت بومی هنرمندان چه چیز را بیان میکنند . آیا همپوشانی خاطرات و روند گذر دردناک زمان انگیزه این روش است . و یا هنرمند در پی بی زمانی و زمان زدایی زیستن است .

قوام مدنیت بومی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

 رویکرد تولید تصویر با نگاه به اقلیم، فراوانی بسیاری در بین هنرمندان مطرح دارد. از منظره‌سازان اسپانیایی گرفته تا آبستره‌سازان امریکایی ارتباط با طبیعت و زیست‌بوم خود را، مسیری هموار برای عبور از سطح تصویر به عمق دانسته‌اند.

بازنمایی اساس هنرهای تجسمی را شکل می‌دهد. در بازنمایی طبیعت بومی، هنرمندان چه چیز را بیان می‌کنند؟

آیا همپوشانی خاطرات و روند گذر دردناکِ زمان، انگیزه این روش است و یا هنرمند در پی بی‌زمانی و زمان‌زداییِ زیستن است .

آنچه به نظر می‌رسد همه عوامل موثر در نگاه به طبیعت زیسته هنرمند در مقام آغاز روند تولید هنر و یا به عنوان ایستگاهی موقت، کارآیی بسیاری دارد. مطالعه چگونگی دیدن و پدیدار شدن فرم‌ها و رنگ‌ها همگی از طبیعت آغاز می‌گردد.

در هنر ایرانی و حتی هنر شرقی این مفهوم جزیئ جدایی ناپذیر از آموزش هنرمند است و دریافت‌های تجریدیِ بدون تامل در طبیعت اطراف حاصل نمی‌شود .

البته این بومی‌گرایی طبیعت در مقابل جریان بدوی‌گرایی هنرمندان غربی قرار دارد؛ چرا که بازنمایی از دست‌ساخته‌ی دیگری، خود مسیری است که در گریز از روایت‌گری شکل گرفته اما اگر هنر را پاسخی بر نیاز به برقراری رابطه با هستی پیرامون بدانیم؛ قطعا اولویت با طبیعت است، گویا گفتگو با هستی امروزه نیازی است که حضور آن فراموش شده. مفاهیمی مانند اوریانتالیسم  به ما خطر تقلید از خرده فرهنگ‌ها را یاد آوری می‌کنند و فرو رفتن در موقعیتی موزه‌ای برای تفاخر سطحی نه گفتگویی هستی شناسانه.

محمد زحمتکش از نمونه هنرمندانی است که زیست بوم و نگاه به طبیعت را در مسیر ایجاد روایت شخصی خود به خوبی به کار بسته است. وی در پی ادراک هنر ملی و فهم ساختار اجتماعی پدرانش در مقابل جهان مجازیِ اکنون و هنر فارغ از انسان مسیری قابل بررسی را طی کرده است.

وی متولد سال 1348 در رشت است و تحصیلات هنری خود را در رشته نقاشی در دانشگاه هنر به اتمام رسانده است. زحمتکش جدا از طوفان تحولات اقتصاد هنر در مرکز ایران یکی از هنرمندان خارج از مرکزی است که روند تکوینی خود را به آرامش و دقت در بوم زیست خود طی نموده. در میان جامعه‌ای چهره‌گرا و چهره‌زده  پرداخت به حقیقت زیستن را انتخاب و به آن وفادارمانده است.

زحمتکش هنرمندی است که با سبک  و سیاق منظره‌نگاری در پی پدیداری فرم‌های جمعی جامعه بومی خود بوده و در روندی منسجم به بیانی آبستره رو آورده.

دقت کنیم آبستره در لغت به فرم‌هایی غیرواقعی گفته می‌شود که بیان‌کننده عواطف هنرمند باشد. هنرمند در این مسیر سعی در انکشاف فرم‌هایی ناب دارد تا بطور مستقیم با عواطف مخاطب اتصال برقرار کند.

هنرمند در سیری از فرم‌های واقعی عمومی و جمعی به سمت فرم‌هایی ناب‌تر می‌رود تا زبان بصری را غنا ببخشد. زبانی برای ایجاد گفتگو و قوام مدنیت بومی که خاطرات و زیستن وی در آن شکل گرفته .

زحمتکش در مجموعه‌های اولیه خود از فرم‌های واقع‌گرا مانند آب و رود و قایق و نماهای شهری و طبیعت شهری خودش به سمت تصاویر آبستره حرکت کرده. در تابلوهای وی شاهد حضور شیروانی‌های فلزی سقف‌های سازه‌های شهری گیلان هستیم آنچه که ساختمان را از باران‌های موسمی منطقه حفظ می‌کند. به مرور در تعامل با کارماده وی این صفحات فلزی روی بام‌ها را دست آویز کلاژهای فلزی کرده و آثاری زیبا آفریده است،  پروسه زنگ زدگی برای وی بافت‌ها و رنگ‌هایی را ایجاد کرده که  در حالت طبیعی توسط طبیعت آفریده شده و حاصل انتخاب هنرمند است از امر واقعی ، این انتخاب، بویی از هنر مفهومی دارد که اشیا زنگ زده خود نمادی از بوم مرطوب و بخصوص اقلیم وی است. رابطه دال و مدلولی زنگ زدگی و گیلان خود عرصه گسترده‌ای برای گسترش جهان تصویری است. این خلاقیت زمانی ارزشمند است که به زیست بوم هنرمند متصل می‌گردد. امکان مصرف فلز زنگ‌زده برای هر هنرمندی فراهم است اما پدیدار شدن در آثار یک هنرمند گیلانی مفهوم رابطه محور بودن عمل هنری را تایید کرده و تجربه زیبایی‌شناسی مخاطب را به خاطرات و تجارب زیستن وی متصل می‌کند.

فارغ از مفهوم مکانی این نماد زحمتکش درگیری با زمان را مطرح می‌کند؛ گویا مقابله با زمان و خاطرات احساسی از همزاد‌پنداری و دریغ زمان گذشته را بیان می‌کند. احساسی که هنرمند نمی‌خواهد در دام نوستالژی نگاری بازارپسند گرفتار شود؛ بلکه به امری عمومی و معناجو تبدیل گردد.

 گذر زمان با توجه به سن هنرمند، مفهومی است که تاثرات زیادی را ایجاد می‌کند. میان‌سالی آغاز زیستن با خاطرات است و انسان‌ها از یادآوری نمادهای گذشته دچار غم شیرینی می‌شوند که گاها دردآلود است.

تطور هنری زحمتکش گویای هنرمندی است که تعلیمات آکادمی را به خوبی فرا گرفته و در خلوت اقلیم زیستن خود به ایجاد زبان بصری بومی و جهانی همت گماشته، شخصیتی صادق، دوستدارِ مردم و کار بلد که با پشتکاری صادقانه همت به انجام وظیفه خود دارد. زحمتکش به موسیقی و هنر قدما تسلط داشته و روحیه مردمی و همزادپنداری دارد.

امید دارم که منش وی الگویی برای هنرمندان جوان باشد.

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.