|

شفافیت مالی در مدیریت صنفی

شفافیت مالی در ساختار و مدیریت تشکل‌های صنفی کشورمان، تضمین‌های مؤثری ندارد و در فعالیت‌های صنفی چندان مطالبه و پیگیری نمی‌شود. اما اگر به دنبال تحول و کارآمدی تشکل‌های صنفی هستیم و توسعه را مهم می‌دانیم، باید اهمیت و کارکرد آن را بشناسیم؛ چرا‌که صنف، مدرسه تمرین دموکراسی است و شفافیت به تعبیر لوئیس براندیس، همچون نور خورشید بهترین ضد‌عفونی‌کننده است.

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

مرتضی قراباغی-سردفتر اسناد رسمی:  شفافیت مالی در ساختار و مدیریت تشکل‌های صنفی کشورمان، تضمین‌های مؤثری ندارد و در فعالیت‌های صنفی چندان مطالبه و پیگیری نمی‌شود. اما اگر به دنبال تحول و کارآمدی تشکل‌های صنفی هستیم و توسعه را مهم می‌دانیم، باید اهمیت و کارکرد آن را بشناسیم؛ چرا‌که صنف، مدرسه تمرین دموکراسی است و شفافیت به تعبیر لوئیس براندیس، همچون نور خورشید بهترین ضد‌عفونی‌کننده است.

شفافیت مالی چیست‌؟

شفافیت با نظام گزارشگری ارتباط مستقیمی دارد. بدون نظام گزارشگری منظم، مستند و قابل دسترس، شفافیت محقق نخواهد شد‌. گزارش مالی باید دارای استانداردهایی باشد که مهم‌ترین آنها عبارت‌اند از جامعیت، امکان راستی‌آزمایی، مستند و قابل اتکا‌بودن، فهم‌پذیری، به‌موقع‌بودن، دسترسی آسان و از همه مهم‌‌تر‌ افشای تعارض منافع مدیران و اشخاص مرتبط با ایشان در معاملات و گردش مالی‌. باید بین شفافیت مالی واقعی و ادراکی تمایز قائل شد. ممکن است اطلاعات پیچیده و زیادی در اختیار ذی‌نفعان قرار بگیرد و واقعی هم باشد، ولی این اطلاعات به فهم مشترک نینجامد و همچنان دیدگاه غالب این باشد که شفافیتی در میان نیست و داده‌های موجود، بازی با اعداد و ظاهرسازی است. در اینجا وظیفه مسئولان صنفی این است که با استفاده از حسابرسی مستقل و سازوکارهای قابل راستی‌آزمایی، برای این چالش راهکاری بیابند و از شکل‌گیری اختلافات فرسایشی پیشگیری کنند به قول سعدی: آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است. گردش مالی یک سندیکا یا سازمان صنفی زمانی شفاف می‌شود که اعضا اطلاعات را دریافت، درک و در فرایند تصمیم‌گیری از آن استفاده کنند.

اهمیت شفافیت مالی‌

‌بین ذی‌نفعان یک صنف این بحث به صورت مستقل مطرح نمی‌شود و اغلب در مورد اصل منابع مالی سؤال می‌کنند؛ مثلا پول ما کجا رفت یا چه شد‌؟‌ گاهی هم مطالبه شفافیت یا ضرورت حسابرسی را برخی از نامزدهای مدیریت به ابزار تضعیف رقیب فرو‌می‌کاهند و معمولا پس از تقسیم غنایم انتخاباتی، آن را به فراموشی می‌سپارند و کارکرد شفافیت در حد ابزار قدرت تقلیل می‌یابد. ولی باید خاطر‌نشان کرد این مطالبه از چند جهت اهمیت دارد‌:

الف‌. مقدمه نظارت و پاسخ‌گویی: وقتی اطلاعات در دسترس نباشد، ارزیابی و تحلیل عملکرد مالی مدیران دشوار یا غیر‌ممکن خواهد بود. شفافیت مالی صرفا برای دانستن جزئیات مالی نیست، بلکه شرایط و زمینه ورود به مرحله بالاتر، یعنی نظارت بر مدیران را فراهم می‌کند. مطالبه شفافیت انتقال قدرت از مدیران به اعضای عادی نیست، حتی به معنای انتقال قدرت از مدیران به اشخاص ثالث به‌ویژه حاکمیت هم نیست؛ بلکه تبدیل اختیار شخصی به مسئولیت قانونی است تا میزان اختیار و نحوه پاسخ‌گویی معین باشد.

ب. امکان برگزاری انتخابات واقعی‌: وقتی نظام گزارشگری مالی در مدیریت یک صنف وجود نداشته باشد، قدرت و تأثیرگذاری رأی‌دهندگان کاهش می‌یابد؛ زیرا در تاریکی نشسته‌اند و نمی‌دانند پشت پرده چه خبر است. در چنین وضعیتی، رقابت نامزدها برای ورود به هیئت‌مدیره نیز شفاف و منصفانه نخواهد بود؛ چون کارنامه‌ای برای ارائه نیست. آنچه کاندیداها یا مدیران ارائه می‌دهند، شناسنامه صنفی است، نه کارنامه عملکرد‌. در این شرایط، انتخابات به‌جای اینکه آگاهی و مشارکت اعضا را افزایش دهد، فقط به نمایش دموکراسی و اخذ رأی تقلیل خواهد یافت‌.

نتیجه‌‌

شفافیت مالی، کالا یا خدمات نیست که بتوان آن را از جایی خرید؛ مقصد هم نیست تا برای رسیدن به آن تندتر قدم برداریم. شفافیت یک روش است؛ روشی که با تمرین مداوم، نهادینه و با اصلاح هوشمندانه، تقویت می‌شود‌. شفافیت مالی یکی از مهم‌ترین پایه‌های توسعه حکمرانی مطلوب صنفی است، زیرا بسیاری از تصمیم‌ها، مسئولیت‌ها و مناسبات قدرت در نهایت خود را در گردش منابع مالی نشان می‌دهند‌. شفافیت، حافظه یک تشکل است. تشکلی که حافظه خود را از دست بدهد، قادر نخواهد بود از تجربه‌های گذشته خود بیاموزد و در فعالیت‌های خود بهره‌وری را ارتقا یا عوامل و زمینه‌های فساد و انحصار را کاهش دهد. شایسته است موضوع شفافیت از ابزار رقابت انتخاباتی به روش مدیریت تشکل صنفی تبدیل شود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.