30 شماره آخر

  • شماره 3962 -
  • ۱۳۹۹ يکشنبه ۲۴ اسفند
روزنامه در یک نگاه
امکانات
روزنامه در یک نگاه ورق بزنید دریافت همه صفحات
تبلیغات
روزنامه شرق روزنامه شرق نارون

دبیر ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی در گفت‌وگو با «شرق»

برای گذار به اقتصاد دیجیتال آماده نیستیم

عاطفه نامداری: مهدی محمدی، دبیر ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری است. ستادی که به منظور تدوین سیاست‌ها و تعیین اولویت‌های توسعه فناوری‌های اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی برای ایجاد هماهنگی بین سازمان‌ها و نهادها برای سرعت‌بخشیدن به انجام طرح‌های کلان و فناورانه شکل گرفته است. سیاست‌هایی که قرار است در راستای چشم‌انداز 20‌ساله کشور تدوین شوند. با‌این‌حال به اعتقاد او برای اینکه شاهد تحولی در اقتصاد دیجیتال باشیم، لازم است رویکردهای سنتی حمایت از صنایع بزرگ، به رویکردهای حمایتی برای هوشمندسازی این صنایع معطوف شود: «متأسفانه هم قواعد مالی، هم سیستم‌های تأمین مالی، هم سیستم‌های مالکیت فکری‌مان و هم سیستم‌های حفاظت از دارایی‌های‌مان معطوف به دارایی‌های سنتی است، نه دارایی‌های نوین مثل دارایی‌هایی که در حوزه دیجیتال دارند پر‌رنگ می‌شوند؛ چراکه هنوز هم نوآوری و بهره‌وری برای صنایع بالغ جذابیت چندانی ندارد». از سوی دیگر، به باور او اگرچه تحریم‌ها و نبود فضای رقابتی و یکه‌تازی کسب‌وکارهای مبتنی بر پلتفرم‌ها مانند دیجی‌کالا، آپارات، فیلیمو، نماوا، تپسی و اسنپ سبب ایجاد بازار انحصاری برای آنها شده است، محصولات و خدمات این سرویس‌ها تقریبا هم‌تراز با نمونه‌های مشابه بین‌المللی‌شان عرضه می‌شود. این یعنی در شرایطی که این کسب‌وکارها بتوانند سهمی از بازار منطقه را به دست بگیرند، از توانمندی کافی برای حضور در این بازارها برخوردار هستند.

 

‌ بر‌اساس شاخص‌های نهادهای بین‌المللی فناوری اطلاعات، ایران در حوزه اقتصاد دیجیتال چه جایگاهی دارد؟
لایه core (لایه نخست و هسته‌ای) اینترنت که فعالیت اپراتورهای مخابراتی، شرکت‌ها یا راهکارهای نرم‌افزاری ERP (Enterprise Resource Planning) به‌علاوه شرکت‌های امنیت شبکه در آن پر‌رنگ است، به صورت سنتی از اواخر دهه ۱۳۸۰ در ایران توسعه پیدا کرد. این لایه از اینترنت هم‌زمان با توسعه اپراتورهای تلفن همراه گسترش پیدا کرده است. بر‌اساس شاخص‌های دسترسی و شاخص‌های سواد دیجیتالی که شکل گرفته، وضعیت ما در لایه core در دنیا متوسط است؛ یعنی خیلی عقب‌افتاده نیستیم؛ اما خیلی هم توسعه‌یافته محسوب نمی‌شویم. در واقع می‌توان گفت یک کشور متوسط هستیم که شاخص‌های ما در IT در نهادهای بین‌المللی رتبه‌ای بین 60 تا 80 را به خود اختصاص می‌دهد.
‌ در لایه دوم و اقتصاد دیجیتال مبتنی بر پلتفرم‌ها چطور؟
هنگامی که درباره لایه دوم و سوم اینترنت صحبت می‌کنیم، فضا عوض می‌شود. در لایه دوم ما عمدتا به دنبال بخشی از اقتصاد دیجیتال هستیم که مبتنی بر فضای اقتصاد اشتراکی و اقتصاد مبتنی بر پلتفرم توسعه پیدا کرده است. این بخش از توسعه‌های مبتنی بر اقتصاد دیجیتال از اواخر دهه 1380 در ایران آغاز شد و در اوایل دهه 1390 توسعه پیدا کرد. کم‌کم پلتفرم‌های بزرگی مثل کافه بازار، دیجی‌کالا، اسنپ و تپسی شکل گرفتند. پلتفرم‌هایی مانند آپارات یا فیلیمو یعنی VODها (Video on Demand) و سرویس‌دهنده‌هایی که مبتنی بر پلتفرم یا اقتصاد اشتراکی فعالیت می‌کنند، کیفیت بسیار بالایی دارند. در این زمینه تقریبا با یک فاصله زمانی چهار، پنج‌ساله از دنیا بسیاری از پلتفرم‌های دنیا در کشور کپی شد که نسبتا نمونه‌های موفقی هستند. در دوران کرونا هم شرایط به گونه‌ای پیش رفت که رشد نسبتا خوبی را تجربه کردند؛ چرا‌که لازم بود مردم بیشتر از سرویس‌های برخط استفاده کنند. این تحول لایه دوم اینترنت را در ایران قدرتمند کرد و حتی ما را در تراز جهانی قرار داد.
‌ اما فعالیت بسیاری از این شرکت‌ها، با ماهیت اینترنت یعنی فراملی‌بودن، همخوانی ندارد و محدود به مرزهای کشور است.
یک نقطه ضعف بزرگ لایه دوم اینترنت در کشور ما این است که بسیاری از این شرکت‌ها به خاطر شرایط تحریم یا به خاطر استراتژی‌های خودشان خیلی بین‌المللی نشدند؛ اما محصولات و خدمات آنها، تقریبا در درجه جهانی عرضه می‌شود. 
‌ وضعیت اقتصاد دیجیتال در لایه سوم اینترنت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا فناوری‌های جدید موفق به ورود به صنایع سنتی شده‌اند؟
در لایه سوم یا در واقع همان جایی که می‌گوییم دیفیوژن (انتشار و گسترش) فناوری‌های جدید دیجیتال در صنایع سنتی اتفاق می‌افتد، توسعه پیدا نکرده‌ایم و در آغاز راه هستیم. اکنون استفاده از فناوری‌های نوظهور مثل هوش مصنوعی، بلاکچین و IOTها (اینترنت اشیا) می‌تواند به ما کمک کند تا در بحث‌هایی مربوط به تولید هوشمند، شهر هوشمند، کشاورزی هوشمند، گردشگری هوشمند و هر چیزی که پیش‌از‌این به صورت سنتی انجام می‌دادیم، به صورت هوشمند وارد شویم. با این تغییر می‌توانیم از یک سو هر سرویس را با بهره‌وری بالاتر و عملکرد سطح بالاتر ارائه دهیم و از سوی دیگر هزینه‌های خود را کاهش دهیم. در دنیا هم در این لایه صنعت نسل چهارم یا بهتر است بگویم فناوری‌های هوشمند و انتشار فناوری‌های هوشمند در صنایع بالغ و سنتی، لایه بسیار مهمی است و عمده استراتژی‌ها و سیاست‌های 10 سال آینده معطوف به همین حوزه است.
‌ وضعیت ایران در این لایه تأثیرگذار بر اقتصاد دیجیتال را چطور ارزیابی می‌کنید؟
ما در این لایه دچار مشکلات عملکردی زیادی هستیم. برخلاف لایه دوم که به طور نسبی خوب عمل کرده‌ایم و بخش خصوصی و نیروهای جوان توانسته‌اند به صورت قوی در این زمینه فعالیت کنند، در لایه سوم هنوز نتوانسته‌ایم جایگاه خوبی کسب کنیم.
‌ آیا همراه‌نبودن صنایع سنتی بزرگ سبب این فاصله شده است؟
بخشی به خاطر این است که در لایه سوم نیازمند تقاضای فعال از سمت شرکت‌های سنتی هستیم. تا صنایع فولاد، صنایع خودروسازی و پتروشیمی‌ها پای هوشمندسازی تولید نباشند، انتشار فناوری‌های هوشمند در این صنایع اتفاق نخواهد افتاد. تا بخش کشاورزی ما تقاضایی برای استفاده از ظرفیت‌های هوشمندسازی نداشته باشد، این لایه نیز توسعه نخواهد یافت. 
‌ چرا با وجود بالا‌بردن بهره‌وری و کاهش هزینه‌های تولید و خدمات آن‌طور که خودتان گفتید، هنوز هم اقبالی به این تغییر وجود ندارد؟
چون صنایع بالغ و سنتی ما در فضای رقابتی نیستند و موضوع نوآوری و بهره‌وری خیلی مسئله جذاب و مهمی برای آنها نیست. همین موضوع سبب شده است که لایه سوم در کشور ما به‌خوبی شکل نگیرد و در این زمینه داریم از دنیا عقب می‌افتیم؛ اما بدون‌شک مهم‌ترین مسئله در رقابت‌پذیری کشورها همین لایه سوم اقتصاد دیجیتال است که اساس آن هم همان لایه‌های یک و دو هستند. 
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که در لایه یک در دنیا در سطح متوسط هستیم، در لایه دو به نظر من خوب هستیم و هم‌تراز با بسیاری از کشورهای دنیا جلو می‌رویم. در این لایه اگر نگوییم جزء بهترین‌ها هستیم، جزء دسته دوم کشورهای توسعه‌یافته هستیم و حتی در منطقه جزء بهترین‌ها هستیم. کمتر پلتفرمی در ابعاد آپارات و نماوا و دیجی‌کالا در منطقه فعالیت می‌کنند؛ اما در لایه سوم، ضعیف هستیم و هنوز توسعه پیدا نکرده‌ایم. 
‌ به گفته شما صنایع سنتی گرایشی به این تغییر ندارند؛ اما آیا در بخش حاکمیتی، سیاست‌گذاری یا برنامه‌ای برای ترغیب این صنایع بالغ سنتی برای ورود به عرصه اقتصاد دیجیتال وجود دارد؟
این اتفاق یک فرایند نوآورانه است؛ مثلا صنایع فولاد باید سیستم تولیدش را هوشمند کند، صنایع کشاورزی بروند سیستم نگهداری و داشت خود را هوشمند کنند که این فرایند نوآوری است. نوآوری جرقه می‌خواهد، تلنگر می‌خواهد.
‌ این تلنگر یا جرقه چطور ایجاد می‌شود؟
مهم‌ترین عنصر تلنگر برای نوآوری در همه اعصار و قرون یا احساس نیاز بوده یا رقابت؛ یعنی شما یا باید با یک چالش مواجهه شده‌ باشید یا یک نیازی را احساس کرده‌ باشید تا برای رفع آن نوآوری کنید. مثلا بشر می‌خواست نیازی را برطرف کند و برای همین هواپیما را ساخت تا بتواند با آن پرواز کند. یا چکش ساخته شد تا با آن سنگ را بشکنند. این فرایند نوآوری هم همین است. تا شرکت‌های مهم ما احساس نیاز نکنند یا رقابت به آنها فشار نیاورد، تغییری ایجاد نمی‌شود؛ یعنی یک شرکت خودروساز خارجی مثل بنز باید به کشور بیاید، بعد شرکت ایران‌خودرو هم می‌بیند که نمی‌تواند با آن رقابت کند، پس  فناوری‌های جدید را می‌آورد و از آن استفاده می‌کند؛ یعنی ناچار است نوآوری کند. پس تا مسئله و نیاز به‌درستی شکل نگرفته باشد یا رقابت به این صنایع فشار نیاورد، تقاضایی برای استفاده از این فناوری‌ها ایجاد نمی‌شود؛ اما به صورت کاذب نیز می‌شود تقاضا ایجاد کرد.
‌ و امروز این تقاضای کاذب ایجاد شده است؟
در این زمینه کارهایی انجام داده‌ایم. تلاش‌هایی کرده‌ایم که این صنایع را آگاه کنیم یا برای آنها مشوق گذاشته‌ایم. مثلا در یک تفاهم سه‌جانبه میان ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، فولاد مبارکه و دانشگاه تهران مرکز صنعت نسل چهارم را راه‌اندازی کرده‌ایم که نخستین مرکز نوآوری صنایع نسل چهارم است. در واقع ما در ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی تمرکزمان روی هوشمندسازی صنایع است. همچنین در حال توافق با ایدرو (سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران) هستیم تا نخستین مرکز را در حوزه صنعت خودرو راه بیندازیم. با وزارت جهاد کشاورزی و شهرداری هم برای هوشمندسازی خدمات و فعالیت‌ها برنامه‌هایی داریم. 
‌ اما با این فعالیت‌ها گرایش به اقتصاد دیجیتال که به گفته شما این لایه سوم بخش اصلی آن است، ایجاد نمی‌شود. آیا ایجاد می‌شود؟
برای تبدیل‌شدن به جریان غالب نیازمند یک فضای رقابتی‌تر و تلنگرهای درون‌سازمانی هم هستیم؛ یعنی خود وزارت کشاورزی باید این موضوع را به‌عنوان یک مسئله و دغدغه ببیند، نه یک مسئله لاکچری. وزارت صنایع و وزارتخانه‌های دیگر هم به همین شکل. البته الان در بعضی وزارتخانه‌ها به خاطر وجود برخی از مدیران جوان و تحصیل‌کرده این جریان در حال شکل‌گیری است.
ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری مشوق‌هایی در نظر گرفته است. ما در ستاد شرکت‌های مرتبط با این حوزه را نیز شناسایی کرده‌ایم. شرکت‌هایی را که می‌توانند در صنایع مختلف در حوزه‌های مختلف به هوشمندسازی و در نهایت توسعه اقتصاد دیجیتال در این زمینه کمک کنند، به یکدیگر معرفی می‌کنیم؛ مثلا شرکت‌هایی را که می‌توانند در هوشمندسازی به صنایع فولاد و پتروشیمی‌ها و صنایع کشاورزی کمک کنند، به آنها معرفی کرده‌ایم. مشوق‌هایی هم وجود دارد که اگر این صنایع بزرگ نیازشان را از این شرکت‌های دانش‌بنیان و شرکت‌های صاحب دانش فناوری اطلاعات هوشمندسازی کنند، حاضریم سوبسیدهایی برای آنها در نظر بگیریم؛ اما اگر بخواهیم یک جریان پایدار بلندمدت ایجاد کنیم، به جز دو تلنگری که پیش‌تر گفتم، هیچ راهی نداریم. 
‌ در لایه دوم هم که به نوبه خود می‌تواند آورده چشمگیری در حوزه اقتصاد دیجیتال داشته باشد، ما همچنان ملی عمل می‌کنیم.
دو موضوع وجود دارد؛ یکی اینکه بدون‌شک تحریم‌ها در این محدودیت تأثیر گذاشته است. نه‌تنها برای این حوزه، بلکه برای برخی شرکت‌هایی که واردات و صادرات انجام می‌دهند، هم این مشکلات و محدودیت‌ها وجود دارد. تحریم و نبود امکان تعاملات بین‌المللی برای ورود به بازارهای بین‌المللی موضوع مهمی است. بعضی از این شرکت‌ها را می‌شناسم که برای ورود به فضای بین‌المللی تلاش هم کرده‌اند؛ اما به خاطر شرایط تحریم به مشکلاتی برخورده‌اند و موفق نشده‌اند.
در بحث رقابت نیز، چون پای پلتفرم‌های بین‌المللی را به کشور باز نکرده‌ایم، فضای رقابتی شکل نگرفته است. چون اینجا یوتیوبی وجود ندارد، آپارات یکه‌تازی می‌کند و به همان نسبت در بازار نسبتا بزرگی مثل ایران اشباع می‌شود. چون پای نتفلیکس را به کشور باز نکرده‌ایم، به همان نسبت هم می‌بینید که نماوا و فیلیمو در بازار داخلی اشباع می‌شوند. همان‌ قدری که آمازون در بازار ایران فعال نیست، دیجی‌کالا احساس نیاز به رقابت نمی‌بیند، بازار انحصاری این فضا را به دست می‌گیرد و به خاطر همین لزومی نمی‌بیند که بیشتر از این فعالیت‌های خود را گسترش بدهد. همان‌طوری که اوبر وجود ندارد، به همان نسبت هم اسنپ و تپسی نیازی به رقابت نمی‌بینند. پس عنصر رقابت که می‌تواند موتور محرک لایه دوم برای بین‌المللی‌سازی باشد، وجود ندارد. 
با این حال بعضی از این شرکت‌ها به خاطر اینکه هم سرمایه‌گذار خارجی دارند و هم اینکه بچه‌هایی هستند که دنیا را دیده‌اند، خودشان استراتژی‌های بین‌المللی‌سازی دارند. به نظر می‌رسد اگر کمی فضای تحریم‌ها برداشته شود و فضای بین‌المللی مساعد بشود، این شرکت‌ها حداقل پتانسیل خوبی برای ورود به بازارهای منطقه دارند و می‌توانند به‌خوبی عمل کنند.
‌ زیرساخت‌های قانونی چطور؟ آیا زیرساخت‌های قانونی و مقررات کشور برای ورود به عرصه اقتصاد دیجیتال دست‌و‌پا‌گیر به نظر نمی‌رسند؟
واقعیت این است که وقتی می‌گوییم تحریم‌ها دارد تأثیر می‌گذارد، می‌دانیم که این یک نکته صرفا سبب عقب‌ماندگی ما در اقتصاد دیجیتال نیست. بله، ما مشکلات قانونی هم داریم. ما برای این گذار آمادگی چندانی نداریم. دقت کنید که به صورت سنتی از دهه 1340 به این سو ساختار صنعتی در ایران به سمت صنایع سنگین پیش رفت و رانت‌های اقتصادی ما هم به صنایع سنگین معطوف شد. متأسفانه پس از انقلاب هم به خاطر مصادره‌ها و بعد هم به خاطر شرایطی که شکل گرفت، اتفاق دیگری هم افتاد و آن این بود که همان صنایع سنگین هم عمدتا دولتی شدند. هنگامی که این صنایع دولتی شدند، منافع دولت با منافع این شرکت‌ها به هم پیوند خورد؛ یعنی اگر این شرکت‌ها زمین بخورند، منافع دولت زمین می‌خورند. وقتی این اتفاق می‌افتد، پس دولت شروع می‌کند به اعطای مجموعه‌ای از رانت‌ها به این شرکت‌ها که بتواند آنها را سر پا نگه دارد. هر روز به فولاد وام تزریق می‌کنیم، به خودرو وام تزریق می‌کنیم تا این صنایع سر پا بمانند و در نهایت بتوانند منابع درآمدی برای دولت ایجاد کنند.
‌ همان داستان همیشگی رانت‌های سنتی؟
حالا دقت کنید که در چنین فضایی ما با مجموعه‌ای از رانت‌های سنتی، قواعد سنتی و قوانین سنتی مواجه هستیم؛ هم در تأمین مالی و هم حتی در قواعد مالکیت فکری و سایر قواعد. همه قوانین و مقررات هم با همین قواعد و پارادایم سنتی تطبیق پیدا می‌کنند. پارادایم سنتی صنایع سنگین و صنایع مبتنی بر سرمایه که شامل خودرو و فولاد و پتروشیمی و اینهاست. رانت‌های ما به صورت سنتی به آن سو معطوف شده است و اصلا در این سو و برای اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی صنایع، منابع یا بهتر است بگویم رانتی تزریق نکرده‌ایم که بخواهیم آن را توسعه بدهیم. 
هنوز حاکمیت و دولت ما متوجه نشده است که باید رانت‌ها و منابع را به این حوزه تزریق کند تا فعالان را به این فضا ترغیب کرده و در آن سرمایه‌گذاری کنند؛ درست برخلاف رویکرد سنتی که قبلا از صنایع حمایت می‌کردیم و به‌عنوان مثال در یک شب یا یک هفته سه هزار میلیارد پول به یک صنعت تزریق می‌شد تا مردم بروند پراید یا پرشیای با تکنولوژی سه نسل قبل را خریداری کنند. این چه کاری است؟ اگر ما همین سه هزار میلیارد را به صنعت ICT تزریق کرده بودیم، اکنون تحولی در فضای اقتصاد دیجیتال کشور اتفاق افتاده بود.  ببینید ما به‌راحتی برای سر پا نگه‌داشتن صنعت خودرو سال‌هاست که میلیاردها دلار تزریق کرده‌ایم؛ اما حاضر نیستیم یک میلیارد دلار منابع، رانت یا می‌توانم بگویم تأمین مالی مناسب برای این صنعت در نظر بگیریم. تأمین مالی که اتفاقا نمی‌گوییم در قالب وام باشد؛ بلکه در قالب وی‌سی یا همان ونچر کپیتال (سرمایه‌گذاری خطرپذیر) باشد. اگر این اتفاق بیفتد و دولت بفهمد که باید رانت‌ها و منافعش را یا بهتر است بگویم حمایت‌هایش را به صنایع نوظهوری مثل حوزه ICT معطوف کند، شاهد تحولی در هر سه لایه و اقتصاد دیجیتال خواهیم بود. 
‌ چرا این تغییر رخ نمی‌دهد؟ مقصودم تغییر رویکرد سنتی حمایتی از صنایع بالغ به رویکرد پیشران برای صنایع نسل چهارم است.
متأسفانه هم قواعد مالی، هم سیستم‌های تأمین مالی، هم سیستم‌های مالکیت فکری‌مان و هم سیستم‌های حفاظت از دارایی‌های‌مان معطوف به دارایی‌های سنتی است، نه دارایی‌های نوین مثل دارایی‌هایی که در حوزه دیجیتال دارند پر‌رنگ می‌شوند.

 

ارسال دیدگاه شما

روزنامه شرق
عنوان صفحه‌ها

شماره 4024

تاریخ ۱۴۰۰/۳/۲۳

دبیر ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی در گفت‌وگو با «شرق»

برای گذار به اقتصاد دیجیتال آماده نیستیم

عاطفه نامداری: مهدی محمدی، دبیر ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری است. ستادی که به منظور تدوین سیاست‌ها و تعیین اولویت‌های توسعه فناوری‌های اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی برای ایجاد هماهنگی بین سازمان‌ها و نهادها برای سرعت‌بخشیدن به انجام طرح‌های کلان و فناورانه شکل گرفته است. سیاست‌هایی که قرار است در راستای چشم‌انداز 20‌ساله کشور تدوین شوند. با‌این‌حال به اعتقاد او برای اینکه شاهد تحولی در اقتصاد دیجیتال باشیم، لازم است رویکردهای سنتی حمایت از صنایع بزرگ، به رویکردهای حمایتی برای هوشمندسازی این صنایع معطوف شود: «متأسفانه هم قواعد مالی، هم سیستم‌های تأمین مالی، هم سیستم‌های مالکیت فکری‌مان و هم سیستم‌های حفاظت از دارایی‌های‌مان معطوف به دارایی‌های سنتی است، نه دارایی‌های نوین مثل دارایی‌هایی که در حوزه دیجیتال دارند پر‌رنگ می‌شوند؛ چراکه هنوز هم نوآوری و بهره‌وری برای صنایع بالغ جذابیت چندانی ندارد». از سوی دیگر، به باور او اگرچه تحریم‌ها و نبود فضای رقابتی و یکه‌تازی کسب‌وکارهای مبتنی بر پلتفرم‌ها مانند دیجی‌کالا، آپارات، فیلیمو، نماوا، تپسی و اسنپ سبب ایجاد بازار انحصاری برای آنها شده است، محصولات و خدمات این سرویس‌ها تقریبا هم‌تراز با نمونه‌های مشابه بین‌المللی‌شان عرضه می‌شود. این یعنی در شرایطی که این کسب‌وکارها بتوانند سهمی از بازار منطقه را به دست بگیرند، از توانمندی کافی برای حضور در این بازارها برخوردار هستند.

 

‌ بر‌اساس شاخص‌های نهادهای بین‌المللی فناوری اطلاعات، ایران در حوزه اقتصاد دیجیتال چه جایگاهی دارد؟
لایه core (لایه نخست و هسته‌ای) اینترنت که فعالیت اپراتورهای مخابراتی، شرکت‌ها یا راهکارهای نرم‌افزاری ERP (Enterprise Resource Planning) به‌علاوه شرکت‌های امنیت شبکه در آن پر‌رنگ است، به صورت سنتی از اواخر دهه ۱۳۸۰ در ایران توسعه پیدا کرد. این لایه از اینترنت هم‌زمان با توسعه اپراتورهای تلفن همراه گسترش پیدا کرده است. بر‌اساس شاخص‌های دسترسی و شاخص‌های سواد دیجیتالی که شکل گرفته، وضعیت ما در لایه core در دنیا متوسط است؛ یعنی خیلی عقب‌افتاده نیستیم؛ اما خیلی هم توسعه‌یافته محسوب نمی‌شویم. در واقع می‌توان گفت یک کشور متوسط هستیم که شاخص‌های ما در IT در نهادهای بین‌المللی رتبه‌ای بین 60 تا 80 را به خود اختصاص می‌دهد.
‌ در لایه دوم و اقتصاد دیجیتال مبتنی بر پلتفرم‌ها چطور؟
هنگامی که درباره لایه دوم و سوم اینترنت صحبت می‌کنیم، فضا عوض می‌شود. در لایه دوم ما عمدتا به دنبال بخشی از اقتصاد دیجیتال هستیم که مبتنی بر فضای اقتصاد اشتراکی و اقتصاد مبتنی بر پلتفرم توسعه پیدا کرده است. این بخش از توسعه‌های مبتنی بر اقتصاد دیجیتال از اواخر دهه 1380 در ایران آغاز شد و در اوایل دهه 1390 توسعه پیدا کرد. کم‌کم پلتفرم‌های بزرگی مثل کافه بازار، دیجی‌کالا، اسنپ و تپسی شکل گرفتند. پلتفرم‌هایی مانند آپارات یا فیلیمو یعنی VODها (Video on Demand) و سرویس‌دهنده‌هایی که مبتنی بر پلتفرم یا اقتصاد اشتراکی فعالیت می‌کنند، کیفیت بسیار بالایی دارند. در این زمینه تقریبا با یک فاصله زمانی چهار، پنج‌ساله از دنیا بسیاری از پلتفرم‌های دنیا در کشور کپی شد که نسبتا نمونه‌های موفقی هستند. در دوران کرونا هم شرایط به گونه‌ای پیش رفت که رشد نسبتا خوبی را تجربه کردند؛ چرا‌که لازم بود مردم بیشتر از سرویس‌های برخط استفاده کنند. این تحول لایه دوم اینترنت را در ایران قدرتمند کرد و حتی ما را در تراز جهانی قرار داد.
‌ اما فعالیت بسیاری از این شرکت‌ها، با ماهیت اینترنت یعنی فراملی‌بودن، همخوانی ندارد و محدود به مرزهای کشور است.
یک نقطه ضعف بزرگ لایه دوم اینترنت در کشور ما این است که بسیاری از این شرکت‌ها به خاطر شرایط تحریم یا به خاطر استراتژی‌های خودشان خیلی بین‌المللی نشدند؛ اما محصولات و خدمات آنها، تقریبا در درجه جهانی عرضه می‌شود. 
‌ وضعیت اقتصاد دیجیتال در لایه سوم اینترنت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا فناوری‌های جدید موفق به ورود به صنایع سنتی شده‌اند؟
در لایه سوم یا در واقع همان جایی که می‌گوییم دیفیوژن (انتشار و گسترش) فناوری‌های جدید دیجیتال در صنایع سنتی اتفاق می‌افتد، توسعه پیدا نکرده‌ایم و در آغاز راه هستیم. اکنون استفاده از فناوری‌های نوظهور مثل هوش مصنوعی، بلاکچین و IOTها (اینترنت اشیا) می‌تواند به ما کمک کند تا در بحث‌هایی مربوط به تولید هوشمند، شهر هوشمند، کشاورزی هوشمند، گردشگری هوشمند و هر چیزی که پیش‌از‌این به صورت سنتی انجام می‌دادیم، به صورت هوشمند وارد شویم. با این تغییر می‌توانیم از یک سو هر سرویس را با بهره‌وری بالاتر و عملکرد سطح بالاتر ارائه دهیم و از سوی دیگر هزینه‌های خود را کاهش دهیم. در دنیا هم در این لایه صنعت نسل چهارم یا بهتر است بگویم فناوری‌های هوشمند و انتشار فناوری‌های هوشمند در صنایع بالغ و سنتی، لایه بسیار مهمی است و عمده استراتژی‌ها و سیاست‌های 10 سال آینده معطوف به همین حوزه است.
‌ وضعیت ایران در این لایه تأثیرگذار بر اقتصاد دیجیتال را چطور ارزیابی می‌کنید؟
ما در این لایه دچار مشکلات عملکردی زیادی هستیم. برخلاف لایه دوم که به طور نسبی خوب عمل کرده‌ایم و بخش خصوصی و نیروهای جوان توانسته‌اند به صورت قوی در این زمینه فعالیت کنند، در لایه سوم هنوز نتوانسته‌ایم جایگاه خوبی کسب کنیم.
‌ آیا همراه‌نبودن صنایع سنتی بزرگ سبب این فاصله شده است؟
بخشی به خاطر این است که در لایه سوم نیازمند تقاضای فعال از سمت شرکت‌های سنتی هستیم. تا صنایع فولاد، صنایع خودروسازی و پتروشیمی‌ها پای هوشمندسازی تولید نباشند، انتشار فناوری‌های هوشمند در این صنایع اتفاق نخواهد افتاد. تا بخش کشاورزی ما تقاضایی برای استفاده از ظرفیت‌های هوشمندسازی نداشته باشد، این لایه نیز توسعه نخواهد یافت. 
‌ چرا با وجود بالا‌بردن بهره‌وری و کاهش هزینه‌های تولید و خدمات آن‌طور که خودتان گفتید، هنوز هم اقبالی به این تغییر وجود ندارد؟
چون صنایع بالغ و سنتی ما در فضای رقابتی نیستند و موضوع نوآوری و بهره‌وری خیلی مسئله جذاب و مهمی برای آنها نیست. همین موضوع سبب شده است که لایه سوم در کشور ما به‌خوبی شکل نگیرد و در این زمینه داریم از دنیا عقب می‌افتیم؛ اما بدون‌شک مهم‌ترین مسئله در رقابت‌پذیری کشورها همین لایه سوم اقتصاد دیجیتال است که اساس آن هم همان لایه‌های یک و دو هستند. 
در یک جمع‌بندی می‌توان گفت که در لایه یک در دنیا در سطح متوسط هستیم، در لایه دو به نظر من خوب هستیم و هم‌تراز با بسیاری از کشورهای دنیا جلو می‌رویم. در این لایه اگر نگوییم جزء بهترین‌ها هستیم، جزء دسته دوم کشورهای توسعه‌یافته هستیم و حتی در منطقه جزء بهترین‌ها هستیم. کمتر پلتفرمی در ابعاد آپارات و نماوا و دیجی‌کالا در منطقه فعالیت می‌کنند؛ اما در لایه سوم، ضعیف هستیم و هنوز توسعه پیدا نکرده‌ایم. 
‌ به گفته شما صنایع سنتی گرایشی به این تغییر ندارند؛ اما آیا در بخش حاکمیتی، سیاست‌گذاری یا برنامه‌ای برای ترغیب این صنایع بالغ سنتی برای ورود به عرصه اقتصاد دیجیتال وجود دارد؟
این اتفاق یک فرایند نوآورانه است؛ مثلا صنایع فولاد باید سیستم تولیدش را هوشمند کند، صنایع کشاورزی بروند سیستم نگهداری و داشت خود را هوشمند کنند که این فرایند نوآوری است. نوآوری جرقه می‌خواهد، تلنگر می‌خواهد.
‌ این تلنگر یا جرقه چطور ایجاد می‌شود؟
مهم‌ترین عنصر تلنگر برای نوآوری در همه اعصار و قرون یا احساس نیاز بوده یا رقابت؛ یعنی شما یا باید با یک چالش مواجهه شده‌ باشید یا یک نیازی را احساس کرده‌ باشید تا برای رفع آن نوآوری کنید. مثلا بشر می‌خواست نیازی را برطرف کند و برای همین هواپیما را ساخت تا بتواند با آن پرواز کند. یا چکش ساخته شد تا با آن سنگ را بشکنند. این فرایند نوآوری هم همین است. تا شرکت‌های مهم ما احساس نیاز نکنند یا رقابت به آنها فشار نیاورد، تغییری ایجاد نمی‌شود؛ یعنی یک شرکت خودروساز خارجی مثل بنز باید به کشور بیاید، بعد شرکت ایران‌خودرو هم می‌بیند که نمی‌تواند با آن رقابت کند، پس  فناوری‌های جدید را می‌آورد و از آن استفاده می‌کند؛ یعنی ناچار است نوآوری کند. پس تا مسئله و نیاز به‌درستی شکل نگرفته باشد یا رقابت به این صنایع فشار نیاورد، تقاضایی برای استفاده از این فناوری‌ها ایجاد نمی‌شود؛ اما به صورت کاذب نیز می‌شود تقاضا ایجاد کرد.
‌ و امروز این تقاضای کاذب ایجاد شده است؟
در این زمینه کارهایی انجام داده‌ایم. تلاش‌هایی کرده‌ایم که این صنایع را آگاه کنیم یا برای آنها مشوق گذاشته‌ایم. مثلا در یک تفاهم سه‌جانبه میان ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری، فولاد مبارکه و دانشگاه تهران مرکز صنعت نسل چهارم را راه‌اندازی کرده‌ایم که نخستین مرکز نوآوری صنایع نسل چهارم است. در واقع ما در ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی تمرکزمان روی هوشمندسازی صنایع است. همچنین در حال توافق با ایدرو (سازمان گسترش و نوسازی صنایع ایران) هستیم تا نخستین مرکز را در حوزه صنعت خودرو راه بیندازیم. با وزارت جهاد کشاورزی و شهرداری هم برای هوشمندسازی خدمات و فعالیت‌ها برنامه‌هایی داریم. 
‌ اما با این فعالیت‌ها گرایش به اقتصاد دیجیتال که به گفته شما این لایه سوم بخش اصلی آن است، ایجاد نمی‌شود. آیا ایجاد می‌شود؟
برای تبدیل‌شدن به جریان غالب نیازمند یک فضای رقابتی‌تر و تلنگرهای درون‌سازمانی هم هستیم؛ یعنی خود وزارت کشاورزی باید این موضوع را به‌عنوان یک مسئله و دغدغه ببیند، نه یک مسئله لاکچری. وزارت صنایع و وزارتخانه‌های دیگر هم به همین شکل. البته الان در بعضی وزارتخانه‌ها به خاطر وجود برخی از مدیران جوان و تحصیل‌کرده این جریان در حال شکل‌گیری است.
ستاد توسعه فناوری‌های حوزه اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی معاونت علمی و فناوری ریاست‌جمهوری مشوق‌هایی در نظر گرفته است. ما در ستاد شرکت‌های مرتبط با این حوزه را نیز شناسایی کرده‌ایم. شرکت‌هایی را که می‌توانند در صنایع مختلف در حوزه‌های مختلف به هوشمندسازی و در نهایت توسعه اقتصاد دیجیتال در این زمینه کمک کنند، به یکدیگر معرفی می‌کنیم؛ مثلا شرکت‌هایی را که می‌توانند در هوشمندسازی به صنایع فولاد و پتروشیمی‌ها و صنایع کشاورزی کمک کنند، به آنها معرفی کرده‌ایم. مشوق‌هایی هم وجود دارد که اگر این صنایع بزرگ نیازشان را از این شرکت‌های دانش‌بنیان و شرکت‌های صاحب دانش فناوری اطلاعات هوشمندسازی کنند، حاضریم سوبسیدهایی برای آنها در نظر بگیریم؛ اما اگر بخواهیم یک جریان پایدار بلندمدت ایجاد کنیم، به جز دو تلنگری که پیش‌تر گفتم، هیچ راهی نداریم. 
‌ در لایه دوم هم که به نوبه خود می‌تواند آورده چشمگیری در حوزه اقتصاد دیجیتال داشته باشد، ما همچنان ملی عمل می‌کنیم.
دو موضوع وجود دارد؛ یکی اینکه بدون‌شک تحریم‌ها در این محدودیت تأثیر گذاشته است. نه‌تنها برای این حوزه، بلکه برای برخی شرکت‌هایی که واردات و صادرات انجام می‌دهند، هم این مشکلات و محدودیت‌ها وجود دارد. تحریم و نبود امکان تعاملات بین‌المللی برای ورود به بازارهای بین‌المللی موضوع مهمی است. بعضی از این شرکت‌ها را می‌شناسم که برای ورود به فضای بین‌المللی تلاش هم کرده‌اند؛ اما به خاطر شرایط تحریم به مشکلاتی برخورده‌اند و موفق نشده‌اند.
در بحث رقابت نیز، چون پای پلتفرم‌های بین‌المللی را به کشور باز نکرده‌ایم، فضای رقابتی شکل نگرفته است. چون اینجا یوتیوبی وجود ندارد، آپارات یکه‌تازی می‌کند و به همان نسبت در بازار نسبتا بزرگی مثل ایران اشباع می‌شود. چون پای نتفلیکس را به کشور باز نکرده‌ایم، به همان نسبت هم می‌بینید که نماوا و فیلیمو در بازار داخلی اشباع می‌شوند. همان‌ قدری که آمازون در بازار ایران فعال نیست، دیجی‌کالا احساس نیاز به رقابت نمی‌بیند، بازار انحصاری این فضا را به دست می‌گیرد و به خاطر همین لزومی نمی‌بیند که بیشتر از این فعالیت‌های خود را گسترش بدهد. همان‌طوری که اوبر وجود ندارد، به همان نسبت هم اسنپ و تپسی نیازی به رقابت نمی‌بینند. پس عنصر رقابت که می‌تواند موتور محرک لایه دوم برای بین‌المللی‌سازی باشد، وجود ندارد. 
با این حال بعضی از این شرکت‌ها به خاطر اینکه هم سرمایه‌گذار خارجی دارند و هم اینکه بچه‌هایی هستند که دنیا را دیده‌اند، خودشان استراتژی‌های بین‌المللی‌سازی دارند. به نظر می‌رسد اگر کمی فضای تحریم‌ها برداشته شود و فضای بین‌المللی مساعد بشود، این شرکت‌ها حداقل پتانسیل خوبی برای ورود به بازارهای منطقه دارند و می‌توانند به‌خوبی عمل کنند.
‌ زیرساخت‌های قانونی چطور؟ آیا زیرساخت‌های قانونی و مقررات کشور برای ورود به عرصه اقتصاد دیجیتال دست‌و‌پا‌گیر به نظر نمی‌رسند؟
واقعیت این است که وقتی می‌گوییم تحریم‌ها دارد تأثیر می‌گذارد، می‌دانیم که این یک نکته صرفا سبب عقب‌ماندگی ما در اقتصاد دیجیتال نیست. بله، ما مشکلات قانونی هم داریم. ما برای این گذار آمادگی چندانی نداریم. دقت کنید که به صورت سنتی از دهه 1340 به این سو ساختار صنعتی در ایران به سمت صنایع سنگین پیش رفت و رانت‌های اقتصادی ما هم به صنایع سنگین معطوف شد. متأسفانه پس از انقلاب هم به خاطر مصادره‌ها و بعد هم به خاطر شرایطی که شکل گرفت، اتفاق دیگری هم افتاد و آن این بود که همان صنایع سنگین هم عمدتا دولتی شدند. هنگامی که این صنایع دولتی شدند، منافع دولت با منافع این شرکت‌ها به هم پیوند خورد؛ یعنی اگر این شرکت‌ها زمین بخورند، منافع دولت زمین می‌خورند. وقتی این اتفاق می‌افتد، پس دولت شروع می‌کند به اعطای مجموعه‌ای از رانت‌ها به این شرکت‌ها که بتواند آنها را سر پا نگه دارد. هر روز به فولاد وام تزریق می‌کنیم، به خودرو وام تزریق می‌کنیم تا این صنایع سر پا بمانند و در نهایت بتوانند منابع درآمدی برای دولت ایجاد کنند.
‌ همان داستان همیشگی رانت‌های سنتی؟
حالا دقت کنید که در چنین فضایی ما با مجموعه‌ای از رانت‌های سنتی، قواعد سنتی و قوانین سنتی مواجه هستیم؛ هم در تأمین مالی و هم حتی در قواعد مالکیت فکری و سایر قواعد. همه قوانین و مقررات هم با همین قواعد و پارادایم سنتی تطبیق پیدا می‌کنند. پارادایم سنتی صنایع سنگین و صنایع مبتنی بر سرمایه که شامل خودرو و فولاد و پتروشیمی و اینهاست. رانت‌های ما به صورت سنتی به آن سو معطوف شده است و اصلا در این سو و برای اقتصاد دیجیتال و هوشمندسازی صنایع، منابع یا بهتر است بگویم رانتی تزریق نکرده‌ایم که بخواهیم آن را توسعه بدهیم. 
هنوز حاکمیت و دولت ما متوجه نشده است که باید رانت‌ها و منابع را به این حوزه تزریق کند تا فعالان را به این فضا ترغیب کرده و در آن سرمایه‌گذاری کنند؛ درست برخلاف رویکرد سنتی که قبلا از صنایع حمایت می‌کردیم و به‌عنوان مثال در یک شب یا یک هفته سه هزار میلیارد پول به یک صنعت تزریق می‌شد تا مردم بروند پراید یا پرشیای با تکنولوژی سه نسل قبل را خریداری کنند. این چه کاری است؟ اگر ما همین سه هزار میلیارد را به صنعت ICT تزریق کرده بودیم، اکنون تحولی در فضای اقتصاد دیجیتال کشور اتفاق افتاده بود.  ببینید ما به‌راحتی برای سر پا نگه‌داشتن صنعت خودرو سال‌هاست که میلیاردها دلار تزریق کرده‌ایم؛ اما حاضر نیستیم یک میلیارد دلار منابع، رانت یا می‌توانم بگویم تأمین مالی مناسب برای این صنعت در نظر بگیریم. تأمین مالی که اتفاقا نمی‌گوییم در قالب وام باشد؛ بلکه در قالب وی‌سی یا همان ونچر کپیتال (سرمایه‌گذاری خطرپذیر) باشد. اگر این اتفاق بیفتد و دولت بفهمد که باید رانت‌ها و منافعش را یا بهتر است بگویم حمایت‌هایش را به صنایع نوظهوری مثل حوزه ICT معطوف کند، شاهد تحولی در هر سه لایه و اقتصاد دیجیتال خواهیم بود. 
‌ چرا این تغییر رخ نمی‌دهد؟ مقصودم تغییر رویکرد سنتی حمایتی از صنایع بالغ به رویکرد پیشران برای صنایع نسل چهارم است.
متأسفانه هم قواعد مالی، هم سیستم‌های تأمین مالی، هم سیستم‌های مالکیت فکری‌مان و هم سیستم‌های حفاظت از دارایی‌های‌مان معطوف به دارایی‌های سنتی است، نه دارایی‌های نوین مثل دارایی‌هایی که در حوزه دیجیتال دارند پر‌رنگ می‌شوند.

 

ارسال دیدگاه شما