خطر ربوده شدن پایه ستون ۲۰۰۰ ساله
یک کنشگر میراث فرهنگی هشدار داد: پایه ستونی با قدمتی حدودی بیش از دو هزار سال، نزدیک یک دهه است در دشتی در شهرستان نورآباد مَمَسنی در استان فارس به حال خود رها شده و خطرِ رُبوده شدن آن از سوی سوداگران و قاچاقچیان اموال تاریخی و فرهنگی وجود دارد و باید فوری به موزه جابهجا شود.

به گزارش گروه رسانهای شرق ؛ سیاوُش آریا، پژوهشگر و کنشگر میراث فرهنگی گفت: پایه ستون ارزشمند که بیش از ۲۰۰۰ سال دیرینگی دارد و به دورۀ کمتر شناخته شدۀ پَساهخامنشی (پس از هخامنشیان) نسبت داده شده است، در یکی از دشتهای شهرستان نورآباد مَمَسنی، نزدیک یک دهه است به حال خود رها شده است. بخشهایی از این پایه ستون در گذشته از سوی سودجویان شکسته شده و خوشبختانه به سبب سنگینی آن، تا کنون نتوانستهاند با خود ببرند. ضرورت دارد این پایه ستون هرچه زودتر و فوری به موزۀ شهرستان نورآباد که چند سالی است، ساخته شده، جابهجا شود.
این پژوهشگر میراث فرهنگی با اشاره به غفلت مسولان میراث فرهنگی دربارۀ پایه ستونِ نورآباد اظهار کرد: به یاد دارم در بهار سال ۱۴۰۱ خورشیدی و پس از بازدید از این یادمان به ادارۀ کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان رفته و به وسیلۀ مدیر روابط عمومی وقت با مدیر وقت شهرستان نورآباد ارتباط تلفنی برقرار کردیم و موضوع رها شدن پایه ستون را بازگو کردم و بنا شد فردای همان روز، این پایه ستون از مکان کنونی جابهجا و به موزۀ تازه ساخته شدۀ نورآباد برده شود. اما پنداشتی نادرست بود. نزدیک به یک دهۀ گذشته به دو مدیر کل وقت استان، موضوع رها شدن پایه ستون را یادآوری کرده و آنها قول جابهجایی و رسیدگی را داده بودند. اما در کمال ناباوری در بازدیدی که به تازگی از این پایه ستون داشتم، همچنان به حال خود و در گوشهای رها شده و خطر رُبوده شدن و نابودی در کمین آن است و باید زودتر به موزه جابهجا شود.
این کنشگر و پژوهشگر میراث فرهنگی افزود: همچنین تابلوی معرفی یکی از یادمانهای تاریخی پیرامونی آن، در چند سال پیش از بیخ کَنده و رُبوده شده است و بخش از میلۀ آهنی یکی از پایههای تابلو هنوز نمایان است.
سیاوش آریا درباره گاهنگاری پایه ستون پَساهخامنشی نورآباد توضیح داد: باید دانست در این منطقه و دشت و در بیشتر زمینهای کشاورزی پایه ستونهای تاریخی وابسته به دوران هخامنشی به دست آمده است. زیرا این منطقه، یکی از محوطههای اَرزشمند و بزرگ باستانی است و وجود چُنین پایه ستونهایی دور از انتظار نبوده و نیست. همچنین برخی از باستانشناسان پایه ستون را از نزدیک دیده و دربارۀ دیرینگی آن، اتفاق نظر وجود دارد، چون این پایه ستون از ریزهکاریهای کمتری نسبت به پایه ستونهای هخامنشی برخوردار بوده و ساده است، آن را وابسته به دورۀ پَساهخامنشی یا همان فراهخامنشی (پس از هخامنشیان) میدانیم و نزدیکی آن به یکی از اَرزشمندترین و مهمترین یادمانهای پَساهخامنشیان در این دشت، میتواند خود گواهی بر این سخنان باشد.
این پژوهشگر تاریخ ایران اضافه کرد: به باور علیرضا جعفری زند، باستانشناسی که سراسر این دشت را در گذشته بررسی و پیمایش کرده است، چنین پایه ستونهایی که بیشتر وابسته به دورۀ هخامنشی و پَساهخامنشی بوده، در همین زمینهای کشاورزی جای داشته و از جایی دیگر آورده نشدهاند. همچنین درگذشته در پیرامون همین محوطه دو پایه ستون تاریخی دیگر وجود داشته است. این دشت و منطقه از دید تاریخی دارای اَرزش بسیار فراوانی در درازای تاریخ بوده و وجود چنین آثاری در زمینهای کشاورزی اَمری طبیعی است. هرچند شاید سودجویان اموال فرهنگی و تاریخی به بهانههای گوناگون آن را چند متری جابهجا کرده باشند، ولی جای این پایه ستون در همین دشت و منطقه بوده است. از سویی، در بررسیهایی که در گذشته در این منطقه انجام دادهام، نشان میدهد که این محوطه در دورۀ باستان بسیار آباد و دارای ارزش فراوان بوده است که بیگمان کاخها و ساختمانها و سازههای تاریخی دیگری در آن منطقه وجود داشته است که با گذشت زمان از میان رفته است یا همچنان در زیر خاک پنهان مانده و به عنوان رازی سر به مُهر برجای مانده و روزی از دل خروارها خاک بیرون آمده و همه را شگفتزده خواهد کرد. این منطقه، هنوز هم دارای تپههای تاریخی فراوانی است که برخی از آنها از سوی کشاورزان از میان رفته و هموار و تخت شده است!
آریا همچنین گفت: این منطقه شوربختانه هنوز هم مورد مطالعۀ باستانشناختی و پژوهشهای تاریخی هدفمندی جای نگرفته است. این منطقه، یک شهر آباد و بزرگ هخامنشی بوده که در دورۀ پس از آن یعنی پَساهخامنشی هم زیست خود را دنبال کرده و تا دورۀ ساسانیان نیز امتداد داشته است و وجود آثار فراوان و ارزشمند تاریخی وابسته به دورههای گوناگون باستانی در شهر نورآباد، گواهی است بر این سخنان. همچنین در دورۀ ساسانیان شهر نورآباد از ارزش و اهمیت ویژهای برخوردار بوده و سنگنگارۀ ساسانی «سَراب بهرام» نماد اَرزشمند همین دوره است.
این پژوهشگر بیان کرد: نیاز به یادآوری است که، پِروفسور «اِرنست هِرتسفِلد» آلمانی، منطقۀ تاریخی «جِن جان» یا همان لیدوما در نورآباد را یک پایگاه هخامنشی میداند. اما با نگرش به یافتهها و وجود یادمانهای تاریخی فراوان در بخشها و روستاهای گوناگون شهر نورآباد و به ویژه همین منطقه مورد نظر، باید با یک شهر بزرگ و آباد در دوران هخامنشیان رو به رو باشیم. اگر کاوشهای باستانشناسی در آینده در این منطقه انجام شود، بیگمان تحولی شِگرف در زمینۀ تاریخی و باستانشناسی روی خواهد داد. از سویی، باید دانست ارزش این پایه ستون به گونۀ تنها (منفرد) نیست، بلکه آن محوطه دارای ارزش بسیار فراوانی بوده است. همچنین پایه ستونهای پراکنده در این منطقه باید حفظ و نگهداری شوند؛ زیرا هویت منطقه به شمار میآید و از دید دادههای باستانشناسی و فرهنگی و تاریخی سودمند و لازم است.
این کنشگر میراث فرهنگی یادآور شد: شاید این پایه ستون از دید هنری نسبت به دورۀ هخامنشی ضعیفتر بوده و کار چندانی روی آن انجام نشده باشد، ولی از دید تاریخی و هویتی باید حفظ و نگهداری شود. روی این پایه ستون تراش سادهتری نسبت به دورۀ هخامنشیان از سوی معماران انجام گرفته است. همچنین بیشتر پایه ستونهایی که در سالهای گذشته در این منطقه به دست آمده است، شوربختانه به اَنگیزۀ غفلت و بیتوجهی و کمکاری مسئولان وقت میراث فرهنگی از سوی سودجویان و قاچاقچیان شکسته و آسیب دیده است.