|

گفت‌وگوی احمد غلامی با احسان شریعتی و موسی اکرمی

شریعتی در هجوم منتقدان

زندگی دکتر علی شریعتی حکایت حیرت‌انگیزی است. او که زمانی عکس‌هایش بر در و دیوار شهر بود و نوار سخنرانی‌هایش دست به دست می‌گشت، بعد از گذشت چند دهه از انقلاب، سخنانش یکباره از طرف جریان‌های بی‌نام‌ونشان دستمایه شوخی و خنده قرار گرفت و به‌ صورت پیامک‌ در عرصه عمومی رایج شد. در این پیامک‌ها هر چیز با ربط و بی‌ربطی را به دکتر شریعتی نسبت می‌دادند. طرح آنها شکستنِ اسطوره شریعتی بود که موفق از آب درآمد. کار به اینجا ختم نشد و طیف‌های مذهبی مانند گذشته به او حمله کردند و در مسلمانی او شبهه وارد کردند و تفکر او را التقاطی خواندند.

احمد غلامی نویسنده و روزنامه‌نگار

به گزارش شرق، گروهی از مردم گفتند هرچه می‌کشیم، از دست او است که معلم انقلاب بود! اینک با پدیده تازه‌ای روبه‌رو شده‌ایم؛ شریعتی با این اتهام مواجه است که با ساواک همکاری کرده. اما پرسش اساسی اینجاست که چطور یک نفر در آنِ واحد می‌تواند هم معلم انقلاب باشد، هم سوسیالیست یا چریک‌پرور، هم با ساواک همکاری کرده باشد، و بعد از انقلاب نیز یکی از خیابان‌های اصلی تهران به نام او باشد. از‌این‌رو با احسان شریعتی و موسی اکرمی درباره تلقی اخیر از شریعتی و جریان چپ به گفت‌وگو نشسته‌ایم.