از بدمسکنی به بی مسکنی رسیدیم + ویدیو
مدت زمان انتظار برای خانهدار شدن در ایران به بیش از 100 سال رسیده است و خرید مسکن برای قشر جوان به رویا تبدیل شده است. در چنین شرایطی چه راهحلی برای بحران مسکن در ایران وجود دارد؟

به گزارش گروه رسانهای شرق؛ در یک دهه اخیر بحران مسکن در ایران تشدید شد و سیاستهایی مانند مسکن مهر یا مسکن ملی هم نتوانست که مردم ایران را خانهدار کند. بعد از سال 97 که تورم به اوج خود رسید قیمت مسکن هم به شدت افزایش پیدا کرد و حالا ما به نقطهای رسیدیم که از بد مسکنی به بی مسکنی رسیدیم.
از بد مسکنی به بیمسکنی رسیدیم
یک زمانی میگفتیم مردم زیر خط فقر هستند ولی امروز مساله از این حرفها گذشته است. یعنی دیگر اصلا امکان زندگی کردن نیست. یک زمانی میگفتند که افراد مسکن خود را جابهجا کردند و به محلات پایینتر رفتند. یا میگفتند عدهای حاشیهنشین شدند. ما از بد مسکنی به بیمسکنی رسیدیم. بیمسکنی یعنی فرد حتی دیگر توانایی پشت بام خوابی هم ندارد. عدهای اتوبوسخوابی یا قبرخوابی میکنند.
حالا در چنین شرایطی عدهای تقصیر را گردن مالک واحدهای مسکونی میاندازند. مالکها هم با اجاره دادن ملک خود زندگی میکنند و به نقطهای رسیدیم که دیگر آن فرد هم با کرایه دادن واحد خود نمیتواند زندگی خود را بچرخاند.
در رابطه با مسکن دولتها چه کار کردند؟ دولتها سالهای سال است که هیچ اقدامی برای این که بتوانند مشکل مسکن را حل کنند انجام ندادند. مسکن به عنوان یکی از پارامترهای بسیار بسیار مهم در جامعه، به یک معضل تبدیل شده است.
آمار میگیریم فقط برای این که کتاب شود و در طاقچه یا کتابخانه بگذاریم
کشورهای دیگر میآیند و برای مسکن برنامهریزی میکنند. ما آمار میگیریم فقط برای این که کتاب شود و در طاقچه یا کتابخانه بگذاریم. هیچ وقت به آمارها به عنوان پدیدهای که باید اصل برنامهریزی قرار گیرد، نگاه نمیکنیم. وقتی آمار موالید را یعنی بچههای متولد شده را در سال 1403 میگیریم معنای این آمار این است که 6 سال دیگر یعنی 1409، 1410 ما برای این موالید دبستان میخواهیم. پس همین الان باید بنشینیم فکر دبستان باشیم. علاوه بر دبستان باید فکر کتاب، معلم و … را هم بکنیم. این موالید در 1420، 1421 کار و دانشگاه میخواهد. بعد مسکن میخواهد. بعد ازدواج میخواهد. اینها برنامهریزی برای کوتاه مدت و میان مدت و بلند مدت میشود. این موالید امسال به ما این حرف را میزند که بروید برای آن برنامهریزی کنید، اما خب ما برنامهریزی نکردیم.
ما فکر نکردیم به این که یک روزی در انتهای دهه 60، اوایل دهه 70، تا نیمه دهه 70 ما نزدیک به 20 میلیون محصل داشتیم. در مقطع دبستان و راهنمایی و دبیرستان داشتیم. الان این عدد آمده است به 16 میلیون تبدیل شده است. یعنی این که نرخ رشد جمعیت ما کاهش پیدا کرده است. یک زمانی در همان دهه 60 نرخ رشد جمعیت ما 5/3 درصد بود. الان نرخ رشد جمعیت ما چه قدر شده است؟ نزدیک 1.5 درصد شده است. نرخ رشد جمعیت کاهش پیدا کرده است.
بحران مسکن در ایران اصلاً راه حلی دارد؟
مسکن حتماً راه حل دارد. چه چیزی در دنیا راه حل ندارد؟ مرده که بخواهید زنده کنید راه حل نداریم بقیه مسائل دنیا همه راه حل دارند. ما وقتی نمیخواهیم تن به راه حل بدهیم میگوییم راه حل ندارد. راه حل دارد.
شما نگاه کنید یک نمونه خیلی ساده آن که حالا البته در اجرای آن ما گفتوگو داشتیم، هنوز هم گفتوگو داریم همان مسکن مهر بود. آمدند در همه شهرها مختلف مسکن مهر را درست کردند. یک اشکالهایی داشت. اشکال آن این است که راه ارتباطی آن با مرکز شهر سخت بود. چون این مجتمعهای مسکونی که به عنوان مسکن مهر درست کردند اینها محل سکونت است، محل تولید و اقتصادی نیستند. به عنوان مثال شما نگاه کنید همین نزدیک دماوند، شهر جدید پردیس قرار دارد. روز اولی که کلنگ آن را زدیم باید فکر ارتباط آن را هم میکردیم اما نکردیم. یک راه آهن برای آن میکشیدیم، یک جاده درست و حسابی برای آن میکشیدیم تا این امکان باشد که آدمی که آن جا برای زندگی مستقر میشود، امکان رفت و آمد راحت و سریع داشته باشد. تمام شهرهای بزرگ دنیا، شهرکهای گوشوارهای به این معنا دارند. میآیند اطراف کلان شهرها شهرک درست میکنند برای ایام هفته و شبها که بروند در آن بخوابند و صبح بیایند بروند یک جایی کار کنند. ما این کار را نکردیم.