|

رویارویی نظامی امریکا با ایران؛ خیلی دور، خیلی نزدیک

ترامپ؛ تاجر یا سیاستمداری کارکشته؟!

اکنون شاید ترامپ، به‌عنوان یک تاجر، تمایل به مذاکره و توافق داشته باشد، اما شرایط سختی را برای ایران تعیین کرده که غیرقابل‌قبول به نظر می‌رسد. هرچند او به دنبال تغییر رژیم ایران نبوده، اما هدفش تضعیف اقتصادی و سیاسی ایران است و تا حدودی هم در این مسیر موفق بوده است.

ترامپ؛ تاجر یا سیاستمداری کارکشته؟!
وحیده کریمی دبیر گروه سیاست روزنامه شرق

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق ؛حجت‌الاسلام محمد ابطحی در  اظهارنظری در نقد عملکرد ترامپ در قبال ایران گفته است:«رویارویی نظامی به نفع بیزینس ترامپ نیست»دیدگاهی بر امده از تاکید بر تاجر بودن ترامپ است و  اگرچه اشتباه نیست اما دقیق هم نیست. 

ابطحی گفته است: از نگاه بنده هم ایران و هم آمریکا می دانند که رویارویی نظامی به  نفع هیچ کدام از دو کشور و به نفع اقتصاد دو کشور و به نفع بیزینس آقای ترامپ نیست.این فعال سیاسی اصلاح طلب، تصریح کرد: «طبیعی است که هر دو طرف علاقه مند باشند که از مسیر دیپلماسی این اختلافات را کاهش دهند. مسیری که امروز پیش می رود، یعنی ارسال نامه از سوی ترامپ و پذیرش پاسخ نامه از سوی ایران، نشانگر این است که دو طرف نیز به این جمع بندی رسیدند که باید از طریق دیپلماسی پیش بروند نه از طریق مسیر رویارویی نظامی.»

دیدگاه سیدمحمدعلی ابطحی درباره عدم تمایل ترامپ به جنگ با ایران به دلیل منافع اقتصادی و تجاری، بارها  از زبان چهره‌های مختلف سیاسی هم مطرح شده؛ هرچند این دیدگاه دور از واقع نیست اما ساده‌سازی شده است زیرا برامده از نگاه تک بعدی به ترامپ‌ است.  ترامپ پیش از ورود به سیاست، یک تاجر و سرمایه‌گذار بود. این پیشینه باعث شد که بسیاری از تصمیمات او در دوران ریاست‌جمهوری، از جمله سیاست خارجی، با نگاه اقتصادی تحلیل شود. در رابطه با ایران در دور نخست ریاست جمهوری‌اش؛او تمایل داشت که از طریق فشار اقتصادی و تحریم‌ها، ایران را به میز مذاکره بکشاند، بدون اینکه وارد جنگی شود که می‌توانست هزینه‌های سنگینی برای اقتصاد آمریکا و حتی وجهه سیاسی او داشته باشد.

البته با شروع دوره دوم ریاست جمهوری ترامپ بازهم ایران به یک اولویت برای ترامپ تبدیل شد و همزمان مذاکره و جنگ روی میز رییس جمهور امریکا قرار گرفت  اما جنگ و مذاکره دو کف ترازو برابر هم نبودند و‌نیستند نه فقط به دلیل تاجرمسلک بودن ترامپ که به دلایل زیادی  فعلا مذاکره گزینه محتمل‌تری است.

اکنون شاید ترامپ، به‌عنوان یک تاجر، تمایل به مذاکره و توافق داشته باشد، اما شرایط سختی را برای ایران تعیین کرده که غیرقابل‌قبول به نظر می‌رسد. هرچند او به دنبال تغییر رژیم ایران نبوده، اما هدفش تضعیف اقتصادی و سیاسی ایران است و تا حدودی هم در این مسیر موفق بوده است.

از اینرو تهدیدات نظامی ترامپ بیشتر برای فشار روانی و سیاسی بوده تا اقدام عملی. ایران نیز با نمایش قدرت نظامی و رونمایی از شهرهای موشکی به این تهدیدات پاسخ داد و اکنون همه نگاه‌ها به عمان و مذاکرات غیر مستقیم دوخته شده تا شاید منتج به مذاکرات مستقیم و توافقاتی شود که نتیجه اش رفع تحریم ها و بازگشت ایران به بازارهای بین المللی و ثبات منطقه و دور شدن سایه جنگ از ایران و منطقه باشد.

بنابراین جنگ با ایران، به دلیل موقعیت استراتژیک ایران و توانایی‌های نظامی، می‌تواند پیامدهای گسترده‌ای برای منطقه و جهان داشته باشد. این امر نه تنها به اقتصاد جهانی آسیب می‌زد، بلکه می‌تواند به افزایش قیمت نفت و بی‌ثباتی بازارهای مالی منجر شود، که برای ترامپ به‌عنوان رئیس‌جمهوری که به رشد اقتصادی آمریکا افتخار می‌کند، مطلوب نیست.

از طرفی همان‌طور که ابطحی اشاره کرده، ارسال نامه‌ها و تلاش برای مذاکره نشان‌دهنده تمایل ترامپ به حل اختلافات از طریق دیپلماسی است. این امر با سیاست‌های او در قبال کره شمالی نیز همخوانی دارد، جایی که او به جای جنگ، به دنبال توافق رفت.

در نهایت هم اگرچه گشایش چشمگیری در روابط امریکا و کره شمالی رخ نداد و توافقی پایدار حاصل نشد اما وضعیت وخیم تر نشد و کره شمالی خود را از سیبل حملات ترامپ دور کرد.

همچنین تحلیل‌هایی که بر تاجر بودن ترامپ تکیه دارند؛ اگرچه منطقی به نظر می‌رسد، اما نمی‌توان نادیده گرفت که تهدیدات ترامپ علیه ایران گاهی فراتر از فشار روانی بود و به نمایش قدرت نظامی نیز کشیده شد. این تهدیدات می‌تواند به درگیری‌های ناخواسته منجر شود. بنابراین، دیدگاه ابطحی و سایر همفکرانش ممکن است تا حدی ساده‌سازی شده باشد، زیرا سیاست‌های ترامپ ترکیبی از فشار، تهدید و دیپلماسی است.

در این بین فشار بر ایران با خروج  یک‌جانبه ترامپ از برجام و اعمال تحریم‌های گسترده آغاز شد، با هدف محدود کردن برنامه هسته‌ای ایران و کاهش نفوذ منطقه‌ای ایران ادامه یافت؛ همه این اقدامات بیشتر به تنش‌ها دامن زده و ایران را به سمت تقویت توان دفاعی سوق داده است.

از سویی دیدگاه‌هایی که بر تاجر بودن ترامپ تاکید دارند در حقیقت تجاری بودن ترامپ را عاملی برای جلوگیری از جنگ با ایران می‌دانند، معتقدند ترامپ به‌طور کلی به دنبال کاهش هزینه‌ها و افزایش سود است.

اما نباید از تظر دور داشت که  ترامپ در داخل آمریکا با فشارهایی از سوی کنگره و افکار عمومی مواجه است  که تمایلی به ورود به جنگ ندارند. همچنین، متحدان آمریکا در اروپا و منطقه نیز از پیامدهای جنگ نگران هستند و خواستار راه‌حل‌های دیپلماتیک هستند.

بنابراین تجاری بودن ترامپ ممکن است یکی از عوامل جلوگیری از جنگ با ایران بوده باشد، اما نمی‌توان آن را تنها عامل دانست. سیاست‌های او ترکیبی از فشار اقتصادی، تهدید نظامی و تلاش برای مذاکره است. همچنین، واکنش‌های ایران و متحدان آمریکا نیز نقش مهمی در جلوگیری از جنگ دارد.