مسئولیت رئیسجمهور در سیاست خارجی
در یکی از جلسات تاریخ شفاهی سیاستگذاری در جمهوری اسلامی، یکی از مقامات سابق نقل میکرد که «در ابتدای دهه 70 که همراه با وزیر خارجه وقت به اروپا رفته بودیم، فرانسوا میتران، رئیسجمهور فرانسه، از ما پذیرایی بسیار گرمی کرد و آنچنان راغب به توسعه روابط با ایران بود که گفت من تا دو هفته دیگر به تهران سفر میکنم...؛ البته که نیامد. چون هفته بعد از آن جلسه، شاپور بختیار ترور شد و روابط به هم خورد».
در یکی از جلسات تاریخ شفاهی سیاستگذاری در جمهوری اسلامی، یکی از مقامات سابق نقل میکرد که «در ابتدای دهه 70 که همراه با وزیر خارجه وقت به اروپا رفته بودیم، فرانسوا میتران، رئیسجمهور فرانسه، از ما پذیرایی بسیار گرمی کرد و آنچنان راغب به توسعه روابط با ایران بود که گفت من تا دو هفته دیگر به تهران سفر میکنم...؛ البته که نیامد. چون هفته بعد از آن جلسه، شاپور بختیار ترور شد و روابط به هم خورد».
رئیسجمهور باید در «تصمیمسازی» و مقابله با «تصمیمبازی» در سیاست خارجی نقش ایفا کند. «تصمیمسازی» را در این مقاله به مفهوم تمهیدات کارشناسی برای نظام تصمیمگیری و «تصمیمبازی» را برای اشاره به بازیگران پیدا و پنهانی که از سر جهالت یا توطئه با سرنوشت کشور بازی میکنند، به کار گرفتهام. اگر رئیسجمهور نقش خود را ایفا نکند، حسرت فرصتهای ازدسترفته بیهوده است.
این یک مسئولیت قانونی، وجدانی و اخلاقی است تا نگذارد نظام تصمیمگیری، خیمه بر خراب جهالت بزند. دولت کارشناس، «دولت بیدار» است که در خواب غفلت و سایه جهالت دیگران نیاساید. دولت باید مسئولیت حقوقی و اخلاقی خود را در حوزه کارشناسی به عهده بگیرد و چنین نشود که از پس سالها خطرات را در خاطراتی بخوانیم که پرچم تخریب و تعرض بر سردر سفارتخانههای خارجی برافراشتهاند. یا چنان نشود که سرکشی در پایتختهای اروپایی را با «خط» عبری به شرح «خدمت» بنویسند و ملت هزینه آن را پرداخت کرده باشد.
«تصمیمسازی» در جمهوری اسلامی ترکیبی از دخالت نهادها و سازمانهای داخلی حکومتی است که هر یک به اشکال گوناگون و به «روش» خود در تصمیمگیریها مؤثرند. گاه، سازوکارهای کارشناسی خرد جمعی را بهدرستی طی میکند؛ گاه، نظام در مقابل عمل انجامشده قرار میگیرد (تصمیمبازی) و البته گاهی نیز گزارشها و تحلیلهای گمراهکننده به مسئولان تصمیمگیر ارسال میشود تا به «خودفریبیها» دامن زند.
پرسش این است که مسئولیت رئیسجمهور، وزارت خارجه و قوه مجریه چیست؟ برآورد کلی از گرایش بخش مهمی از مردمی که به آقای پزشکیان رأی دادهاند، این است که با توجه به تکثر نهادی ساختار بوروکراتیک و بازیگران پیدا و پنهان در جمهوری اسلامی، «قوه مجریه منتخب» در سیاست خارجی نقشی اثرگذار در «تصمیمسازی» داشته باشد و فرایندها را از بازیهای گروههای بیمسئولیت و خودسر پالایش کند. اینکه درون نظام تصمیمگیری چه میگذرد، مردم عادی و حتی نخبگان و فعالان سیاسی نمیتوانند ببینند اما مسئولیت قوه مجریه در پیگیری خواست عمومی مبنی بر نظارت بر روندهای تصمیمسازی و مهمتر از آن مشارکت در تصمیمسازی را نباید نادیده گرفت. اینکه «تصمیمگیری با نهادهای بالادستی است» نافی مسئولیت قوه مجریه و شخص رئیسجمهور در «تصمیمسازی» و پایش هوشمندانه این فرایندها نیست. تاریخ روابط خارجی جمهوری اسلامی نشان میدهد این امر که مسئولیت «پرونده آمریکا» در شورای عالی امنیت ملی یا دیگر نهادهای مرتبط با چه کسانی است، مسئله مهمی بوده و هست؛ اینکه بیرون از این شورا چه نهادها یا چه گروههایی (از جمله گروههای فشار پیدا و پنهان) در این فرایند تأثیرگذارند، همواره مسئله مهمی بوده است و بالاخره اینکه در بزنگاههای تاریخی، افراد یا گروههایی با اقداماتی خودسر یا غیرخودسر بر جریان روابط خارجی تأثیرگذار بودهاند، همواره مهم بوده است.
مسئولیت رئیسجمهور در چنین مواردی غیرقابل انکار است. «تصمیمسازی» عبارت است از تمهید مقدمات فکری در چارچوب استراتژیهای کلان کشور. البته این تصمیمسازی میتواند نقش فعالانهتری بیابد و با ارائه اطلاعات و تحلیلهای لازم در تغییر استراتژیهای جدید مؤثر و تعیینکننده باشد. آیا وزارت خارجه نقشی در تصمیمسازی (و نه ضرورتا تصمیمگیری) ایفا میکند؟ آیا نقش آن فعال است یا منفعل؟ در فرایندهای سیاست خارجی گاه نقش جهالت بازیگران غیرمسئول بیش از «نفوذی»ها بوده است. جهل در اینجا در دو معنا به کار رفته است؛ یکی در برابر علم و دیگری در برابر عقل (یعنی حماقت، سفاهت و بیاعتنایی) این دومی مهمتر از اولی بوده است؛ جهالتی که در زیر غبار غلیظی از ایدئولوژی سیاسی یا سبکسریهای افراد یا آرمانهای به ظاهر انقلابی پنهان شده است. دستگاه دیپلماسی کشور مهمترین وظیفهاش غلبه بر جهالت است و نه حفظ «موقعیت»های مأموریت خارجی. «جاهلان را فخر میباید ز جهلِ خود که دهر/ انتقام جرم نادان را ز دانا میکشد».
مسئولیت کارشناسی قوه مجریه و رئیسجمهور در تمهید مقدمات برای عبور از بحران، در اجتناب از جنگ و در تمهید مذاکرات مسئولیت مهمی از منظر امنیت ملی است. نمیتوان آن را به قول یک طنزنویس در حد معرفی ویراستار برای متن نامههای دیپلماتیک محدود کرد. کارشناسیهای فعالانه، تخصصی و شرافتمندانه گاه سرنوشت کشور را تعیین میکند. فقدان اقتدار و اختیار در «تصمیمگیری» به معنای بیمسئولیتی در «تصمیمسازی» نیست.
آقای رئیسجمهور! در زمانه سرکشیهای افسارگسیخته ترامپ و نتانیاهو مراقب بیمسئولیتیهای خودسرانه و تحلیلهای جنگطلبانه در داخل باشید؛ شاید «صلح قدرتمند» در دسترس باشد.
تذکر:
عزیزانی در رسانههای خبری هستند که مقالههای نویسندگان را با «تیترهای موشکی» به «هوای فضای مجازی» میفرستند و سبب میشوند که ارجاع به منبع فرعی بیش از منبع اصلی شود؛ البته این خدمتی است به انتشار افکار. اما گاهی قلمی که بر سبیل نصیحت و پند رفته است، فدای «کلیک»های انفجاری میشود. توصیهام به این دوستان این است که لااقل عنوان اصلی را در کنار عنوانی که تولید میکنند، حفظ کنند. شاید که لحن نویسنده اصلی اثر پند و اندرز خود را از دست ندهد و دَمِ گرم نصیحت به زبان آتشین مذمت دگرگون نشود. بهتر است معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد دستورالعملی یا توصیهای به این رسانهها با مضمون فوق داشته باشد که حقوق نویسنده محفوظ باشد.