صادق هدایت، نویسنده، مترجم و روشن فکر ایرانی
صادق هدایت متولد 28 بهمن 1281 در تهران است.
صادق هدایت، نویسنده، مترجم و روشن فکر ایرانی است.
صادق هدایت متولد 28 بهمن 1281 در تهران است.
فرزند هدایت قلیخان هدایت و عذرا زیورالملوک هدایت است.
خانوادهی او اشرافی، متمول و فرهیخته بودند و البته هر چه صادق هدایت بزرگتر شد، بیشتر با این موضوع سر ناسازگاری پیدا کرد.
صادق کوچکترین پسر خانواده بود و دو خواهر و دو برادر بزرگتر از خودش داشت.
دوران ابتدایی را در تهران در مدرسهی دارالفنون گذراند. در پانزدهسالگی بهعلت مشکل شدیدی که برای چشمهایش به وجود آمده بود، مدتی تحصیل را متوقف کرد. با وجود این، پس از دارالفنون وارد مدرسهی مبلغان فرانسوی به نام اکول سنت لوئیز شد و بیشتر وقت خود را در آنجا صرف خواندن ادبیات فرانسه کرد.
او در دبیرستان با ادبیات جهان آشنا شد و با تعلیم فارسی، به کشیش دبیرستان دانش او همواره بیشتر میشد. نویسندگی هدایت را میتوان از همین دوران اعلام کرد.
کمی بعدتر نخستین مقاله خود را در روزنامه هفتگی منتشر کرد.
صادق هدایت علاقهی عمیقی به حیوانات و طبیعت داشت؛ به همین دلیل به گیاهخواری روی آورد.
در مقطع متوسطه کتابچهای را به عنوان انسان و حیوان منتشر کرده و سه سال پس از آن کتاب فواید گیاهخواری را در برلین به چاپ رساند.
صادق هدایت تا پایان عمر گیاهخوار باقیماند و استفاده از خوراک خون را مانع از پیشرفت انسانی دانست. بزرگ علوی درباره گیاهخواری صادق هدایت می گوید: یک بار دیدم که صادق در کافه یک نان گوشتی را به قصد اینکه میان آن شیرینی است گاز زد و ناگهان چشمهایش سرخ شد، پیشانیاش عرق کرد، دستمالی از جیبش بیرون آورده و آن را روی دستمال تف کرد.
پس از فارغالتحصیل شدن صادق هدایت در مدرسه سن لویی در سال ۱۳۰۳ با اولین گروه اعزامی دانشجویان به اروپا راهی این کشور شد.
و تحصیلات خود را در رشته ریاضیات محض آغاز کرد. او علاقه زیادی به رشته خود نداشت و به دلیل جذابیت کشور فرانسه که معدن تمدن جهان غرب بود به این کشور سفر کرده بود.
صادق هدایت در سال ۱۳۰۷ به دلایلی که مشخص نشد اقدام به خودکشی کرد. او خودش را از روی پلی به نام مارن در فرانسه پایین انداخت.
کمک سرنشینان قایقی در آن مکان باعث شد که او جان خود را از دست ندهد. نزدیکان او میگویند که او این کار را به دلیل مسائل عاطفی انجام داده اما خودش به برادرش محمود هدایت میگوید یک دیوانگی کردم که بخیر گذشت.
خودکشی نافرجام او منجر به خلق آثاری همچون پروین دختر ساسان، زندهبهگور و مادلن شد.
پس از این اتفاق او تحصیلات خود را نیمهکاره رها کرده و به تهران بازمیگردد.
او در بانک ملی مشغول به کار شد تا زندگی خود را بگذراند. هدایت با انتشار چند اثر مقدمه دوستی خود را با مسعود فرزاد، بزرگ علوی و مجتبی مینوی فراهم کرد و گروه دوستی ربعه را تشکیل دادند.
پربارترین دوران فعالیت صادق هدایت سالهای ۱۳۱۰ تا ۱۳۱۴ بود.
پس از همکاری در نگارش مجموعه انیران به همراه بزرگ علوی و علی شیراز پورپرتو، نمایشنامه مازیار و مجموعه سایه روشن را منتشر کرد.
انتشار کتابی به نام وغ وغ ساهاب که کتابی طنزگونه و سیاسی بود منجر شد که از طرف وزیر ممنوعالقلم شود. صادق هدایت اولین نویسنده ایران بوده که اسیر تیغ سانسور میشد. او در این بازه زمانی کتابهای زیادی شامل گرداب، سه قطره خون، علویه خانم و سفرنامه اصفهان را منتشر کرد.
در سال ۱۳۱۵ به دعوت علی شیرازپورپرتو صادق هدایت به بمبئی سفر کرد و در منزل او ماند. در آنجا با فراگیری زبان پهلوی نزد دانشمندان پارسی موفق شد کارنامه اردشیر بابکان را از زبان پهلوی به فارسی ترجمه کند.
مهمترین فعالیت هدایت در این دوران انتشار نسخه خطی به نام بوف کور بود که شاخصترین اثر او محسوب میشود. انتشار بوف کور برای اولین بار در هند صورت گرفت.
او در دوران سکونت خود در هند مشکلات مالی بسیار زیادی داشت و از مهماننوازی شیرازپور بهره میبرد.
صادق هدایت در این دوران در آثار طنز خود، تلخی و تاریکی دوران خود را نمایش میدهد.
او در سال ۱۳۱۹ به تهران بازگشت و پس از استعفا از بانک ملی در وزارت فرهنگ مشغول شد. فعالیت ادبی و نگارش خود را ادامه داد اما ممنوعالکاری او هنوز ادامه داشت.
در زمان جنگ جهانی دوم و اشغال ایران توسط متفقین، فضای سیاسی کشور گشایش یافت. این موضوع فرصتی برای اهل قلم و روشنفکران بود که وظایف اجتماعی خود را ایفا کنند. و هدایت هم کتاب مشهور سگ ولگرد را منتشر کردکه روح انتقادی شدیدی داشت.
در زمان جنگ جهانی دوم افراد زیادی مانند بزرگ علوی به حزب توده پیوستند اما صادق هدایت هرگز به عضویت این حزب در نیامد.
پس از پایان جنگ جهانی دوم ورود به سالهای بلوا، انحراف حزب توده و ماجرای کردستان و آذربایجان باعث شد که صادق هدایت آرمانهای خود را از دست رفته ببیند.
او در نامههایی به حسن شهید نورایی و محمدعلی جمالزاده نوشته بود که خیلی زیاد خسته است و به همه چیز بیعلاقه است و فقط روزها را میگذراند.
اوج ناامیدی هدایت را میتوان در اثری به نام توپ مرواری مشاهده کرد، کتابی که با نام مستعار هادی صادق بود و تا پس از مرگ او به چاپ نرسید.
صادق هدایت در سال ۱۳۲۹ برای فروش کتابهای خود به پاریس رفت و چند روز در این کشور اقامت داشت. آخرین روزهای زندگی هدایت در آپارتمان اجارهای در پاریس گذشت. او داستانهای ناتمام و چاپ نشده خود را سوزاند و در ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ با باز گذاشتن شیر گاز و بستن تمامی منافذ منزل خود، به زندگی خود پایان داد. مرگ صادق هدایت ابهامات فراوانی دارد زیرا او به عنوان یک روشنفکر اجتماعی دشمنهای فراوانی در تیمهای زیادی داشت.
جسد صادق هدایت توسط یکی از دوستان ارمنی او در آپارتمان اجارهای وی پیدا شد. تحقیقاتی که بر شیوه مرگ او صورت گرفته ابهامات بسیار زیادی دارد. پیکر صادق هدایت با حضور اندکی از ایرانیان مقیم فرانسه و شهروندان فرانسوی در گورستانی به نام پرلاشیز پاریس به خاک سپرده شد. این آرامستان از مشهورترین آرامستانهای پاریس بوده که نویسندگان سرشناس و هنرمندان نامدار را در آن به خاک میسپردند.