قابی بهیادماندنی از قطر ۲۰۲۲
جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر با تمام شادیها، غصهها و درسهای ماندگارش به پایان رسید. من هم به عنوان یک «تماشاکننده مشاهدهگر» این رویداد بزرگ جهانی را دنبال کردم. صحنهای را در پایان این رویداد یعنی فینال فرانسه و آرژانتین دیدم که برایم درسهای زیادی داشت و مطمئن هستم این قاب عکس از ذهنم زدوده نخواهد شد و برای سالها در گوش و دل و جان و ذهنم طنین خواهد داشت.
جام جهانی فوتبال ۲۰۲۲ قطر با تمام شادیها، غصهها و درسهای ماندگارش به پایان رسید. من هم به عنوان یک «تماشاکننده مشاهدهگر» این رویداد بزرگ جهانی را دنبال کردم. صحنهای را در پایان این رویداد یعنی فینال فرانسه و آرژانتین دیدم که برایم درسهای زیادی داشت و مطمئن هستم این قاب عکس از ذهنم زدوده نخواهد شد و برای سالها در گوش و دل و جان و ذهنم طنین خواهد داشت. حتما کنجکاوید بدانید که این کدام صحنه است که اینقدر مرا تحت تأثیر خود قرار داده و مجموعهای از حسرتها، غمها، افسوسها، تلخکامیها و درعینحال یادگیری عمیق را در وجود من به جا گذاشته است.
تصــویر اینگونه است؛ کیلیان امباپه لوتان (Kylian Mbappe Lottin) رنگینپوست و بازیکن تیم ملی فوتبال فرانسه و فوقستاره جهان، در بازی فینال با وجود بهثمررساندن سه گل بهتنهایی و دریافت کفش طلای جام جهانی، تیمش نتیجه را به تیم ملی آرژانتین واگذار کرده و او روی زمین نشسته و زانوی غم بغل گرفته است. رئیسجمهور، امانوئل مکرون که خود سیاستمداری صاحبنام است و کشوری چون فرانسه را رهبری میکند، به نزد امباپه میآید و وی را دلداری میدهد. امباپه نهتنها از جایش بلند نمیشود بلکه سرش را هم به سمت او برنمیگرداند -البته نه از سر عمد و به قصد بیحرمتی و بیاحترامی- برعکس، رئیسجمهور از سر فروتنی در کنار وی بر زمین چمباتمه میزند و با وی سخن میگوید و سر او را نوازش میکند، بدون آنکه انتظار داشته باشد -چون رئیسجمهور است- بازیکن به پا خیزد و کرنشی کند. همبازی امباپه که دروازهبان است، به پیش آنها میرود و بدون آنکه توجهی به رئیسجمهور کند که این کار هم عامدانه و از سر بیاحترامی نیست، همبازیاش را بغل میکند، او را دلداری میدهد، از جایش بلند میکند و سپس در کمال احترام آن سه از یکدیگر جدا میشوند.
آنچه میتوان از این صحنه آموخت، این است که ما بهعنوان بشر صرفنظر از رنگ پوست، نژاد، جنسیت، مذهب، مقام و طبقه اجتماعی یا قومیت باید بیش از هر زمان دیگری فروتن، مقید به اصول انسانی، مسئولیتپذیری همدلانه و پاسخگو در قبال دیگرانی که ما را بهعنوان کارگزار انتخاب کردهاند، باشیم. باید یاد بگیریم اگر مردم قدرت تصمیمگیری در مسائل ملی را به کارگزاران واگذار و تفویض کردهاند، معنایش این نیست که اینان نسبت به دیگران برتر هستند و همه باید در مقابل آنان کرنش کنند؛ بلکه آنان وظیفه دارند فرصتهای برابر را برای همگان فراهم کنند تا همه تلاشها در یک مسیر مشترک به حرکت درآید و همآفرینی آینده به بهترین شکل صورت پذیرد. درس دیگری که این صحنه به سیاستمداران میدهد، این است که بدانند مردم آنان را بهعنوان کارگزاران سیاسی، اقتصادی و اجتماعی انتخاب کردهاند تا با فروتنی و بدون امر و نهی کردن در خدمت جامعه باشند و از طریق مشارکت همگانی کشور را به سمت توسعه و پیشرفت هدایت کنند. آنان باید اطرافشان را با دقت و نگاه انسانی بنگرند و دیگرانی را ببینند که بر اساس رأی آنها انتخاب شدهاند تا با آنها و داستانهایشان ارتباط برقرار کنند و قادر باشند تا همه چیز را با دید جدیدی بنگرند و در جهت مؤثرشدن برای جامعه و مردم تلاشهایشان را به کار گیرند. باید بپذیرند اینکه یک اتاق پژواک را ترک کرده و به اتاق دیگری بروند، راهحل درستی نیست. باید مدام یاد بگیرند، خود را در زاغههای فرهنگی یا ذهنی محدود نکنند و زمان بیشتری را نه در مرکز بلکه در حاشیهها صرف کنند؛ جایی که تغییر واقعی همیشه از آنجا حاصل میشود. اگر این ذهنیت را داشته باشند که تمام دوستان و آشنایانشان طرز فکری شبیه خودشان داشته باشند، مانند آنان رأی دهند و مانند آنان سخن بگویند، اگر تنها از کتابها، روزنامهها و مجلاتی تغذیه کنند که با آنچه پیشتر خواندهاند همراستا باشد، اگر تنها وبگاههایی را دنبال کنند که با پیشفرضهای ذهنیشان همخوانی دارد، اگر تنها برنامههایی را تماشا کنند که اساسا دیدگاه آنان را به تصویر میکشد و اگر تمام اطلاعاتشان از منابع محدود و مشابه به دست آید، معنایش این است که در اعماق وجودشان دوست دارند تمام روز تصویرشان در آینه آنها را محاصره کند. این نهتنها محیطی کلاستروفوبیک (تنگناهراس) است بلکه آنها را به موجودی تبدیل میکند که فروتنی، تواضع و معنابخشیدن به زندگی را از آنان میگیرد.