«وزن کلمات» و جامعه روشنفکری ایران1
برخی کلمات فارسی در این چند دهه اخیر نهتنها وزن یا معنای واقعی خود را بهتدریج از دست دادهاند، بلکه به هر علت از آنها سلب حیثیت هم شده است، مثلا کلمه «انقلاب» و به دنبال آن کلمه «روشنفکر» و غیره و غیره... . در این موارد شاید بهترین راه برای بازگرداندن معنای دقیق کلمات به آنها و اعاده حیثیت از آنها، رجوع به مصداق واقعی یا نمونه اعلای آنها باشد، بهویژه اگر مصداقی و نمونه اعلایی هم داشته باشند!


امید طبیبزاده
برخی کلمات فارسی در این چند دهه اخیر نهتنها وزن یا معنای واقعی خود را بهتدریج از دست دادهاند، بلکه به هر علت از آنها سلب حیثیت هم شده است، مثلا کلمه «انقلاب» و به دنبال آن کلمه «روشنفکر» و غیره و غیره... . در این موارد شاید بهترین راه برای بازگرداندن معنای دقیق کلمات به آنها و اعاده حیثیت از آنها، رجوع به مصداق واقعی یا نمونه اعلای آنها باشد، بهویژه اگر مصداقی و نمونه اعلایی هم داشته باشند! «انقلاب» را نمیدانم اما به گمانم یکی از بارزترین مصادیق کلمه «روشنفکر» در ایران، استاد ابوالحسن نجفی است که فیلم «وزن کلمات» به شرح زندگی و افکار او اختصاص دارد. نجفی که نمونه اعلای روشنفکر در جامعه ماست، چه در زمان شاه و چه بعد از آن، بیسروصدا در خلوت خود، جانانه و بیهیچ ادعایی، برای اعتلای زبان فارسی و فرهنگ این مملکت کار میکرد و همواره نیز مورد احترام و وثوق اهل قلم و کتابخوانهای جامعه بود. باری آنان که تحت تأثیر برخی القائات بدطینتانه، روشنفکران را عامل بدبختی خود میدانند، شایسته است فیلم «وزن کلمات» را ببینند تا دریابند روشنفکر کیست و چه میکند و چرا روشنفکران ما مایه پیشرفت فرهنگ جامعه خود بودهاند؛ شاید از این طریق تجدیدنظری هم در تعاریف خود از معنای کلمات دیگر بکنند!
مرحوم ابوالحسن نجفی در دوم بهمن 1394 از دنیا رفت و پسر ایشان شبلی که یکی، دو سال پیش از فوت استاد نجفی به ایران آمده بود و سه ماهی در خانه پدری اقامت داشت، توانست در آن ایام پدرش را قانع کند تا فیلمی از زندگی ایشان بسازد. با اینکه ابوالحسن نجفی بیزار بود از اینکه مقابل دوربین عکاسی و به طریق اولی دوربین فیلمبرداری قرار بگیرد، عاقبت درخواست فرزندش را پذیرفت و این فیلم ساخته شد. شبلی نجفی کارش را در خرداد ماه 1401 تمام کرد و متأسفانه آقای نجفی نتوانست فیلم را ببیند. این فیلم که بیش از دوسالونیم از ساختهشدنش میگذرد، عاقبت همین اواخر در فضای مجازی منتشر شد و با استقبال عجیبی روبهرو شد. «وزن کلمات» درباره یک روشنفکر ایرانی، و در وهله اول درباره رابطه این روشنفکر با فرزندش است.
همچنین در این فیلم دوستان و شاگردان نجفی درباره ایشان صحبت کرده و هریک به بخشی از شخصیت ابوالحسن نجفی اشاره کردند که به واسطه آنها میتوانیم به گستردگی و تنوع دانش ایشان پی ببریم. دکتر حسین معصومیهمدانی درباره اهمیت ترجمه به زبان فارسی و دشواری کار ترجمه در زبان فارسی در مقایسه با زبانهای اروپایی گفت و از اهمیت فرهنگنویسیِ استاد نجفی، و اینکه «فرهنگ عامیانه» ابوالحسن نجفی به لحاظ روششناسی و ریزهکاریهای فنی بهترین فرهنگ زبان فارسی است. او همچنین اشاره کرد که ابوالحسن نجفی مکتب جدیدی را در حوزه ادبیات مدرن فارسی بنا نهاد که امروزه آن را «جنگ اصفهان» مینامیم. دکتر عباس میلانی از اهمیت ابوالحسن نجفی در جامعه روشنفکری ایران سخن گفت و به این نکته مهم اشاره کرد که پیش از انقلاب به ادبیات بیشتر بهعنوان ابزاری برای مبارزه سیاسی نگاه میشد و کمتر ادبیات را بهمثابه ادبیات، و بهعنوان پدیدهای دارای نقش زیباییشناختی مورد توجه قرار میدادند. نقش ابوالحسن نجفی در شناخت این کیفیت ادبیات در آن ایام ایران بسیار اهمیت دارد.
دکتر ضیاء موحد به بحث درباره مباحث زیباییشناسی و فلسفه هنر در کار استاد نجفی پرداخت. یونس تراکمه از نویسندگان «جنگ اصفهان» و فرزانه طاهری از مترجمان صاحبنام و همسر هوشنگ گلشیری نیز از تأثیر ابوالحسن نجفی بر «جنگ اصفهان» و تکتک نویسندگان آن، بهویژه گلشیری سخن گفتند. منوچهر بدیعی نیز درباره نقش نجفی در هدایت ایشان به کار ترجمه سخن گفت و عبدالحسین آذرنگ به کار استاد نجفی در حوزه ویرایش پرداخت و من هم که سالها افتخار داشتم در حوزه وزن شعر در محضر ایشان تلمذ کنم، در این حوزه نکاتی را مطرح کردم. و بالاخره بهمن فرمانآرا، فیلمساز معروف، که نقش مهمی در راضیکردن نجفی برای حضور در این مستند داشت، از اهمیت نجفی در جامعه روشنفکری ایران سخن گفت.
شبلی نجفی، با این فیلم سفر مکاشفهآمیزی به گذشته خود کرده است. او در ششسالگی ایران را ترک کرد، و وقتی بعد از حدود 30 سال برای دیدار پدر به ایران برگشت، کوشید با ساختن این فیلم از هویت خودش سر دربیاورد. در گزارش مطبوعاتی فیلم، شبلی اشاره میکند که نجفی چقدر از قرارگرفتن جلوی دوربین بیزار بود و میگوید: «پدر هشتادوسه سالهام، که نبودنش در کنار من در ایام نوجوانی و بزرگسالیام مانند باری بر وجدانش سنگینی میکرد، از این آخرین فرصت استفاده کرد تا همان فرصتی را که برای برخی از فعالترین نویسندهها و شاعرهای ایرانی فراهم آورده بود، در اختیار من نیز بگذارد تا اثر خودم را خلق کنم؛ و این کار را با انجام بزرگترین ازخودگذشتگیِ زندگیاش انجام داد و آن اینکه حاضر شد در بیحفاظترین حالت ممکن در مقابل دوربین قرار بگیرد و از خودش سخن بگوید. این عمل او را باید به منزله هدیه خداحافظی او به پسرش دانست».
وجه دیگر فیلم «وزن کلمات» به جامعه روشنفکری ایران برمیگردد. متأسفانه کلمه روشنفکر در سالهای اخیر با هاله مبهمی احاطه شده و نگاهی منفی درباره این کلمه وجود دارد. تصور میکنم اگر کسی بخواهد جامعه روشنفکری ایران را بشناسد، تماشای این فیلم بیشترین اطلاعات را در اختیار او بگذارد؛ جمعی از مردمانی که با فروتنی و بردباری تمام سرشان به کار خودشان مشغول است و به چیزی جز رشد فرهنگی جامعه خود نمیاندیشند، نه چشمداشتی دارند و نه دنبال ثروت و شهرتاند. مانند خود نجفی که در تمام عمرش حاضر نشد از او عکسی بگیرند یا مانند خود شبلی که این فیلم را ساخت و امروزه صرفا بر حسب تصادف به نمایش درآمده است. او میتوانست با پخش آن در یک رسانه خارجی یا ایرانی ثروت بسیاری کسب کند، اما چنین نکرد و این فیلم بدون هیچ پشتیبانی از جانب هیچ رسانهای، تنها از طریق فضای مجازی راه خودش را باز کرد و دیده شد. شاید اگر بنده از او خواهش نمیکردم که اجازه پخش این فیلم را به من بدهد، این فیلم برای سالها همچنان نادیده باقی میماند. در بخشی از فیلم دکتر میلانی میگوید ابوالحسن نجفی از آن روشنفکرانی است که زمان با او دوست است؛ یعنی هرچه زمان میگذرد او معروفتر و شناختهشدهتر میشود.
حال میبینیم که چگونه دست شفقت این پدر، سالها پس از مرگش، همچنان فرزندش و شاگردانش را نوازش میکند. یکی از دیگر نکاتی که از فیلم «وزن کلمات» میتوان دریافت، عبارت است از توجه روشنفکران ایرانی به زبان فارسی و نقش عظیم آنان در اعتلای این زبان و توانمند ساختن آن برای بیان مفاهیم مدرن. جایی از فیلم نیست که به این مسئله توجه نشود و از نقش مهم نجفی در پروراندن این ویژگی سخن نگوید.
1. بخشی از سخنرانی امید طبیبزاده که در مراسم اهدای هشتمین جایزه استاد ابوالحسن نجفی برای بهترین ترجمه رمان و داستان کوتاه در 30 بهمن 1403 در شهر کتاب مرکزی در تهران ایراد شد.