ایرانیان، مهاجران همه ادوار
بر اساس دادههای مؤسسه سیاست مهاجرت، حدود 400 هزار مهاجر ایرانیالاصل در ایالات متحده وجود دارد که بیش از یکسوم آنها در منطقه شهری لسآنجلس زندگی میکنند.


بر اساس دادههای مؤسسه سیاست مهاجرت، حدود 400 هزار مهاجر ایرانیالاصل در ایالات متحده وجود دارد که بیش از یکسوم آنها در منطقه شهری لسآنجلس زندگی میکنند. اگر به مهاجران ایرانی در سطح جهان نگاه کنید، تقریبا از هر 10 نفر یک نفر در کالیفرنیای جنوبی زندگی میکند. به گزارش لسآنجلستایمز، ایمی مالک، استادیار دانشگاه ایالتی اوکلاهاما که در مورد مهاجران ایرانی مطالعه میکند، میگوید: «تنوع جمعیتی ایرانیان در لسآنجلس بینظیر است، به طوری که از نظر تئوری این ایده را میتوان بیان کرد که میشود از نظر جغرافیایی در لسآنجلس زندگی کرد اما با زبان فارسی تمام نیازهای روزانهتان برآورده شود. اتفاقی که در جاهای دیگر ممکن نیست». کوان هریس، دانشیار جامعهشناسی دانشگاه یوسیال نیز میگوید: «گاهی اوقات مردم حدس میزنند لسآنجلس برای ایرانیها جذاب بوده است؛ زیرا آبوهوا، مناظر یا حتی ترافیک تهرانمانند آن به نظرشان آشناست، اما شواهد زیادی برای اثبات این موضوع وجود ندارد». اما چه شد که لسآنجلس به تهرانجلس تبدیل شد؟ در اواخر دهه 1940، دانشجویان ایرانی برای تحصیل بهخصوص در زمینه مهندسی به ایالات متحده آمدند. جین باتالوا، تحلیلگر ارشد سیاست مؤسسه سیاست مهاجرت میگوید: «در حدود سال 1977، در حالی که اقتصاد نفتی ایران در حال شکوفایی بود، تقریبا از هر 10 دانشجوی بینالمللی در ایالات متحده یک نفر ایرانی بود. در آن زمان، یک جامعه کوچک ایرانی در لسآنجلس تشکیل شده بود که متشکل از دانشجویان و همچنین افرادی از اقلیتهای مذهبی بودند». هریس به لسآنجلستایمز میگوید که تحقیقات نشان میدهد این حضور بعد از انقلاب اسلامی فوران کرد. بسیاری از دانشجویان ایرانی که در آمریکا بودند در اینجا ماندند و خانوادههایشان به دنبال آنها رفتند. یکی از این مکانها، لسآنجلس بود. این روند مهاجرت حتی در شکلگیری و تأسیس رستورانهای ایرانی بعد از حضور خانوادههای دانشجویان گسترش یافت. نتیجه این شد که لسآنجلس حتی با افزایش مهاجرتهای بعدی در دهههای 1990 و 2000 همچون یک آهنربا ایرانیان را به خود جذب کرد. البته این اتفاق در سالهای اخیر و بهخصوص بعد از حضور ترامپ و قوانین سختگیرانه و جلوگیرانه آن، کاملا متوقف شد. در خرداد امسال مؤسسه تحقیقات افکار مستقر در آمریکا، طبق یک نظرسنجی خبر از علاقهمندی رو به افزایش ایرانیان به مهاجرت داده بود. بر اساس این نظرسنجی، ۶۶ درصد از ایرانیان فکر میکردند جوانان، رفاهی برای خود در آینده نمیبینند. این میزان ناامیدی برای گروه سنی ۱۸ تا ۲۹ سال، ۸۰ درصد بود. در همان زمان، ۶۱ درصد اعلام کردند خواستار مهاجرت هستند و ۴۹ درصد از آنها گفتند اگر فرصت مهاجرت داشته باشند، آلمان اولین انتخاب و کانادا و آمریکا مقاصد بعدی هستند. در پاسخ به سؤالی درباره دلایل اصلی خروج ایرانیان از کشور، ۵۷ درصد پاسخدهندگان علت اصلی آن را مشکلات اقتصادی دانسته و ۲۵ درصد گفتهاند به دنبال زندگی بهتر هستند.
این واقعیتی فراموشنشدنی است که برای هزاران سال مهاجرت ابزار مهمی برای کمک به مردم برای جابهجایی در سراسر جهان بوده است. مهاجرت از لحاظ تاریخی مزایای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی را برای کشورها فراهم کرده است. در نهایت، باعث ایجاد جوامع چندفرهنگی در سراسر جهان شده است. هرچند ایرانیان کمتر در الگوهای مهاجرتی جهانی میگنجند. الگوهای مهاجرتی در طول زمان به دلایل مختلف ازجمله تقاضای استعمار و تلاش برای آزادیهای اقتصادی و مذهبی تغییر کرده است. پس از جنگ جهانی دوم، جنبش پناهندگان در طول یک دهه، به شدت بر الگوهای مهاجرت انسانی تأثیر گذاشت. مهاجرت به اروپا به شدت افزایش یافت که منجر به دوقطبیشدن دیدگاهها درباره مهاجرت در میان کشورهای اروپایی شد. برخی از کشورها از مهاجران استقبال کرده و برخی دیگر به شدت محدودیت ایجاد میکنند. به گزارش اینوی که در زمینه مهاجرت و وضعیت مهاجران در جهان فعالیت میکند، دولتها در سراسر جهان
به طور مستمر سیاستهای مهاجرتی خود را اصلاح و آنها را بر اساس نیازهای خود تنظیم میکنند. برخی از تغییراتی که آنها ایجاد میکنند شامل افزایش سهمیه مهاجران مبتنی بر اشتغال، مهاجران خانوادهمحور یا هر دو است. با گذشت زمان، کشورهایی با ایدئولوژیهای مهاجرتی مشابه، خود را در رژیمهای مهاجرتی مختلف دستهبندی کردهاند. مفهوم رژیمهای مهاجرت اگرچه پیچیده است، اما میتواند برای متخصصان منابع انسانی مفید باشد تا عمیقتر به آن بپردازند. در حال حاضر یکی از محبوبترین کشورها برای مهاجرت در بین رژیمهای نئولیبرال، کانادا است. دولت کانادا مهاجرت مبتنی بر اشتغال را راهحلی بهینه برای جمعیت سالخورده و نیروی کار خود میداند. دولت کانادا در کنار استقبال از مهاجران، سیاستهایی را نیز وضع کرده است که به افراد آزادی بیشتری برای زندگی و کار در هر نقطه از کانادا میدهد. ارائه تعداد بالای ویزاهای مرتبط با کار، اعم از موقت و دائم و بازبودن مسیر برای مهاجرت از دیگر ویژگیهای کشورهایی نظیر کاناداست. اما برخی کشورها در هیچ دستهبندی رژیم خاصی قرار نمیگیرند؛ در عوض، آنها سیاستهای خاص خود را در مورد مهاجرت مبتنی بر خانواده و اشتغال دارند. برای مثال، کلمبیا برای افرادی که در یک شرکت دولتی یا خصوصی کار میکنند ویزای استخدامی صادر میکند یا آرژانتین یکی از بزرگترین اقتصادهای آمریکای جنوبی را دارد و به افراد اجازه میدهد پس از دو سال اقامت دائم، شهروند شوند و اتباع خارجی میتوانند پس از ورود با ویزای توریستی در این کشور کار کنند. شیلی از استعدادهای خارجی استقبال میکند و کارگران خارجی عموما به دنبال کار در آنجا در زمینههای حرفهای هستند. بیشترین استعدادهای خارجی در شیلی از اسپانیا میآیند. هند، یکی دیگر از این کشورهاست که در سال 2020 دارای 4.9 میلیون تبعه خارجی بوده و در همان سال چهاردهمین مقصد مهاجرتی جهان بود؛ با این حال، نرخ مهاجرت در این کشور در حال کاهش است. در سال 2019، یک قانون در هند به اجرا درآمد که شهروندی مبتنی بر مذهب را الزامی میکند. آفریقای جنوبی نیز یکی دیگر از کشورهایی است که در گزارشهای جهانی به عنوان مقصدی جذاب برای کارفرمایان و استعدادها معرفی شده است. در نهایت اینکه امروزه مهاجرت به اندازه 20، 30 و صد سال پیش اهمیت دارد. کشورهایی که نرخ مهاجرت بالایی دارند، مزایای اقتصادی و تنوع اجتماعی زیادی را تجربه میکنند.