آمار پلیس نشان میدهد هر روز حدود 40 نفر در تصادفات جادهای کشته و 912 نفر مصدوم شدند
جادههایی که فلج میکنند
تعطیلات نوروزی به پایان رسید و مثل هر سال، در کنار هزاران تصویر و خاطره زیبا و دوستداشتنی، برخی سیاهپوش شدند و زندگی برخی دیگر به طور جبرانناپذیری دگرگون شد؛ چیزی شبیه به توفان.


شرق: تعطیلات نوروزی به پایان رسید و مثل هر سال، در کنار هزاران تصویر و خاطره زیبا و دوستداشتنی، برخی سیاهپوش شدند و زندگی برخی دیگر به طور جبرانناپذیری دگرگون شد؛ چیزی شبیه به توفان.
بر اساس آخرین آمار گزارششده از سوی رئیس پلیس راهور فراجا، در بازه زمانی ۲۵ اسفند تا ۱۴ فروردین، ۸۳۸ نفر در جادههای کشور جان باختند؛ یعنی هر روز حدود 40 ایرانی جانش را میان جادهها جا گذاشته است. از سوی دیگر، در این مدت ۹۷هزارو ۱۴۴ تصادف ثبت شد که شامل ۶۹۸ تصادف فوتی، ۱۵هزارو ۱۷۶ تصادف جرحی با ۱۹هزارو ۱۶۶ مصدوم و ۸۱هزارو ۵۷۱ تصادف خسارتی بود.
اگرچه آمار کشتههای ناشی از تصادفات در نوروز 1404 حدود 12 درصد نسبت به سال قبل کاهش داشت، اما خسارات کلی سوانح جادهای نسبت به سالهای گذشته تغییر محسوسی نکرد تا مثلث بحران رانندگی پرخطر، خودرو و جادههای غیراستاندارد به قرار گذشته ماندگار باشد. بر اساس اعلام حسینی، رئیس فراجا، اوج تصادفات فوتی در بازه زمانی ساعت 16 تا 20 رخ داده که 27 درصد از کل تصادفات را شامل میشود. به گفته این مقام ارشد انتظامی، استان کرمان با 76 نفر، فارس با 72 نفر، خراسان رضوی با 53 نفر و خوزستان با 51 نفر، رتبههای اول تا چهارم را بین استانهای دارای بیشترین تعداد جانباختگان به خود اختصاص دادهاند. بر اساس اعلام حسینی، آمار نهایی تصادفات و جانباختگان پس از پایان طرح ترافیک نوروزی، توسط سازمان پزشکی قانونی جمعبندی و اعلام خواهد شد.
دست و پای جامانده در جادهها
در این میان اما از میان بازماندگان تصادفات، گروهی دیگر به زندگی قبلی بازنمیگردند؛ آنها از مصیبتی جان سالم به در بردهاند، ولی در مقابل با معلولیتی مادامالعمر زندگی میکنند. بر اساس اعلام سازمان بهزیستی کشور، حدود چهار درصد از معلولیتها ناشی از حوادث ترافیکی است؛ معلولیتهایی که سالانه تعداد درخور توجهی را زمینگیر میکند. فاطمه عباسی، معاون امور توانبخشی سازمان بهزیستی کشور، پیشتر با اشاره به آمار تصادفات جادهای و بروز معلولیتها گفته بود: «جادههای ناایمن، خودروهای غیراستاندارد، خیابانهای غیراستاندارد و بیاحتیاطی در رانندگی، چرخهای برای مرگ و معلولیت در جادهها و شهرها ایجاد کرده است.
سالانه بیش از 17 هزار نفر در تصادفات جادهای جان خود را از دست میدهند و حدود 60 هزار نفر به معلولان کشور اضافه میشود که سه هزار نفر از آنها دارای آسیب نخاعیاند». به گفته او، یعنی سالانه 60 هزار نفر از نیروی انسانی فعال برای مدتی از عرصه کار و تولید کنار میروند و سه هزار نفر از این افراد نهتنها دیگر نقشی در چرخه اقتصاد کشور ندارند، بلکه خودشان نیازمند دریافت خدمات توانبخشی و حمایتی هستند. نکته شایان توجه در گفتههای عباسی آنجا بود که توضیح داد براساس پیمایش شیوعشناسی ناتوانی و آسیب در ایران و بررسی اتیولوژیک آسیبها که توسط سازمان بهزیستی طی سالهای 1397 تا 1403 انجام شده، برآورد میشود حدود چهار درصد از افراد دارای معلولیت به علت حوادث ترافیکی دچار معلولیت شده باشند.
اگر دره حصار داشت، پایم را از دست نمیدادم
«مادرم از وقتی سن خیلی کمی داشتم، میگفت یک دردهایی در دنیا هست که از مرگ هم بدتره. لحظهای که روی تخت بیمارستان چشمانم را باز کردم، چند ثانیه بیشتر نگذشت تا فهمیدم یکی از پاهایم هیچ حسی ندارد. بعد از چند دقیقه بود که زیر پتو را نگاه کردم و متوجه شدم اساسا دیگر پای چپی ندارم. ولی حدود یک سال طول کشید تا بفهمم از دست دادن یک پا از مرگ بدتر نیست و خوب است که هنوز میتوانم زندگی کنم. حالا و بعد از پنج سال هم میگویم که خوب است زنده ماندم، اما معلولیت برای بعضی از آدمها میتواند از مرگ هم بدتر باشد». اینها جملات «نرگس» است، دختری که خردادماه سال 99، وقتی از تعطیلات دلچسبش در شمال به تهران برمیگشت، دچار سانحه تصادف شد و از آن روز تا به حال، بدون پای چپ به زندگیاش ادامه داده است؛
زندگیای که به گفته خودش سخت بوده و بسیار زمان برده تا بتواند خودش را با شکل جدید زیستش تطبیق دهد. اما بعد از گذشت پنج سال معتقد است مجددا به کیفیت سابق زندگیاش برگشته است، البته با تمام دشواریهای معلولیت. نرگس در گفتوگو با «شرق» از روز حادثه میگوید: «من راننده محتاطی هستم. همیشه با سرعت مطمئن رانندگی میکردم و قوانین رانندگی هم برایم اهمیت دارند. آن روز مثل همیشه رانندگی مطمئنی میکردم، اما ریزش کوه در جاده هراز باعث شد خودروی دیگری مسیرش را عوض کند و با توجه به اینکه در نقطهای از جاده بودیم که دره داشت، وضعیت برایمان پرخطر شد. در واقع نه من و نه راننده آن خودرو هیچکداممان رانندگی پرخطری نمیکردیم، اما اوضاع در جاده به سمتی پیش رفت که این اتفاق برای من رخ داد. یعنی اگر در آن بخش جاده حصاری در مقابل دره وجود داشت که خودروی من سقوط نمیکرد، این تصادف با کمی آسیب خودروهایمان و شاید کمی کوفتگی به پایان میرسید، اما خب اینطور نشد».
در مرحله اول مدیران باید نگران جان مردم باشند
«پویا» هم اگرچه به دلیل خوابآلودگی در جاده قم دچار معلولیت دائمی شد، اما معتقد است آن تصادف هم میتوانست به شکل دیگری به پایان برسد. 10 سال پیش خودرو از جاده منحرف شد و با برخورد به یک خودروی دیگر و گاردریل، دستش را تا آرنج از دست داد: «هرچند خودم در آن حادثه نقش داشتم، اما بعد از آن حادثه خیلی درباره وضعیت جادهها و تصادفات در سایر کشورها مطالعه کردم. اینکه وزارت راه چطور میتواند با طراحی جادهها از چنین تصادفاتی جلوگیری کند، موضوعی است که کشورهای دیگر روی آن کار کردهاند.
در شرایطی که در کشور ما آسفالت جادهها غیراستاندارد است، خطکشی درستی وجود ندارد، حاشیه جاده فضای کافی برای فرار از خطر را تأمین نمیکند، دیگر حرفزدن درباره اینکه جاده را طوری طراحی کنند که برای رانندگان کسالت نداشته باشد شاید خیلی فانتزی به نظر برسد. بااینحال، میخواهم بگویم اینکه همه بار تصادفات را روی مردم بگذاریم هم درست نیست. در مرحله اول مدیران مربوطه هستند که باید مقابل این حجم بالای آمار تصادفات بایستند و نگران جان مردم باشند». رانندگی پرخطر، جاده ناایمن و خودروی غیراستاندارد، همواره مسببان اصلی سوانح رانندگی در ایران معرفی میشوند. با بالارفتن آمار فوتیهای تصادفات، از اسفند سال گذشته پویشی با عنوان «نه به تصادف» از سوی دولت برگزار شد تا با ایجاد حساسیت بیشتر نسبت به سوانح رانندگی، آمار تصادفات جادهای نوروز امسال را کاهش دهد. فارغ از میزان موفقیت این طرح، به نظر میرسد باز هم تمام عاملیت این بحران جدی در کشور به مردم نسبت داده شده و آن دسته از متغیرهایی که از قضا حکومت باید با وضع قانون و اختصاص بودجه برطرف کند، تغییر چندانی نداشته است؛ این نکتهای است که دغدغهمندان این حوزه بر آن تأکید کردهاند.
تکلیف 2500 نقطه حادثهخیز کشور چه شد؟
در کاوش درباره موضوع معلولان، همواره یکی از برجستهترین مطالبه فعالان این عرصه، فقدان آمار شفاف درباره جمعیت معلولان کشور است. بهروز مروتی، مدیر کمپین معلولان، در گفتوگو با «شرق» با تأکید بر این موضوع از ارسال نامهای به رئیسجمهوری پیرو همین مسئله اعلام میکند: «رئیسجمهوری بهتازگی نامهای به سازمان آمار زد و خواستار سرشماری مجدد کشور شد. پیرو همین موضوع بود که ما هم نامهای به نهاد زدیم و خواستیم سرشماری معلولان کشور هم در دستور کار قرار گیرد. چرا آمار ما باید مربوط به سال 95 باشد؟ من هشت سال است در حوزه معلولان فعالیت میکنم و از آن موقع تعداد معلولان در ایران هنوز همان عدد قبل است.
درحالیکه شما تصور کنید وقتی از تصادفات سالانه 20 هزار نفر فوت میشوند، 400 هزار نفر دچار مصدومیت میشوند و 60 تا 70 هزار نفر هم با معلولیتهای مادامالعمر روبهرو میشوند، پس قطعا عدد نهایی معلولان کشور بیش از یک میلیون و خوردهای است که سازمان بهزیستی اعلام میکند. بههیچوجه اغراق نخواهد بود اگر بگوییم پنج برابر این آمار، افراد دارای معلولیت در کشور داریم. شاید بپرسید که چرا اینهمه روی این اعداد حساسیت وجود دارد. باید بگویم چون بر اساس تعداد جمعیت است که میتوان توجه عموم و مدیران کشور را به این موضوع جلب کرد. امکاناتی که یک معلول برای زندگی نیاز دارد، چیزی نیست که به سادگی قابل دستیابی باشد. همین امروز اگر فردی به واسطه قطع نخاع شدن به سازمان بهزیستی مراجعه کند، ماهی یکمیلیونو 400 هزار تومان مستمری دریافت خواهد کرد و اگر خیلی خوششانس باشد و بتواند حق پرستار را هم بگیرد، چهارمیلیونو 200 هزار تومان دیگر هم به او میدهند. حالا شما به من بگویید یک معلول چطور میتواند با کمتر از شش میلیون در این وضعیت اقتصاد تورمی کشور ما زندگی کند؟».
مروتی با اشاره به پویش اخیر «نه به تصادف» که از سوی دولت برگزار شد، میگوید: «برگزاری چنین پویشی بد نیست اما اینکه تمام مسئولیت را بر گردن مردم و فرهنگ رانندگی بیندازیم، در حالی که کاری برای متغیرهای دیگر انجام نمیدهیم، یعنی عزم جدی در کار نیست. حدود هشت سال پیش وزیر بهداشت دولت روحانی اعلام کرد که دوهزارو 500 نقطه حادثهخیز در ایران وجود دارد. خب برای این مناطق چه کردهاند؟ کرمان یکی از استانهایی است که آمار بالایی در زمینه تصادف دارد. چه اقدامی برای حل معضل جادههای این استان انجام شده است؟ چرا کسی با خودروسازها جدی برخورد نمیکند؟
شما تصور کنید امکانی وجود داشت و هرکسی که به دلیل خودروی ناایمن دچار معلولیت میشد، شرکت خودروساز ملزم به پرداخت غرامت میشد و هزینه زندگی آن معلول را پرداخت میکرد. چنین جریمهای قطعا بر رفتار تولیدکننده خودرو هم تأثیر میگذاشت. از سوی دیگر، نگاه نیروی انتظامی و پلیس راه، نظارت عملی نیست. این حرف را میزنم چون میبینم که سیاستگذاریها مبتنی بر دادههای موجود رخ نمیدهد. مثلا وقتی ما میدانیم که حدود 70 درصد از تصادفات جادهای در 30کیلومتری مانده به مبادی شهرها اتفاق میافتد، چرا با افزایش نیروی پلیس در آن نقاط مواجه نمیشویم؟ سالهاست مشخص شده نصب دوربین و جریمه چندان کارساز نیست. در مقابل ما تجربه خوبی در زمینه کمربند ایمنی داشتیم. چرا نمیتوانیم آمار تصادفات را کاهش دهیم؟ چون آن عزم جدی برای مقابله با متغیرهای دیگر بروز تصادف که همان جادههای ناایمن و خودروهای غیراستاندارد است، وجود ندارد».
تصادف؛ نخستین علت مرگ 18 تا 29سالهها
به تازگی خبری قابل توجه درباره آمار تصادفات جادهای و سن افراد درگیر در آن منتشر شد. کوروش اعتماد، سرپرست مرکز مدیریت شبکه وزارت بهداشت، عنوان کرده بیشتر مرگومیرهای ناشی از تصادف در سنین ۱۸ تا ۲۹ سال اتفاق میافتد. یعنی نخستین علت مرگ در این سنین ناشی از تصادف است: «در سال گذشته ما روزانه ۳۰ مورد تصادف و هر ماه حدود ۹۰۰ مورد تصادف داشتیم که آمار بالا و نگرانکنندهای است و با توجه به اینکه در رخداد تصادف چهار عامل انسانی، وسایل نقلیه، جاده و عوامل محیطی دخیل است، ضرورت دارد درک مردم از این عوامل افزایش یابد».
محمود کاری، مدیر انجمن ندای معلولان ایران است و میگوید سیاستگذاریها در حوزه مقابله با آمار تصادف و حفظ جان و سلامت انسانها باید مبتنی بر دادههای موجود باشد. او فراجا را مخاطب اصلی حرفهای خود قرار میدهد و به «شرق» میگوید: «داشتن یکسری از اطلاعات پایهای در سیاستگذاریهای ما میتواند بسیار نقش ایفا کند. مثلا ما میدانیم که جوانان تازه گواهینامه گرفته آمار قابل توجهی از تصادفات جادهای را به خود اختصاص میدهند.
بنابراین ساده است که قوانین سفتوسختی در این باره داشته باشیم و به افرادی که گواهینامه رانندگی خود را گرفتهاند تا یک سال اجازه رانندگی در جادهها داده نشود. شاید بگوییم همین الان هم چنین قانونی وجود دارد اما تقاضای من از فراجا نظارت جدی بر قانون است. در حال حاضر تماشای تردد یک موتورسیکلت به شکل یکطرفه و خلاف جهت در اتوبان به امری عادی بدل شده است. موضوعی که در یک کشور دیگر برای مردم باورپذیر نیست. چرا این اتفاق میافتد، چون ناظر جدی بر تخلف وجود ندارد. در حالی که ما نیاز داریم بهجای تمرکز بر دوربینها و جریمههای نقدی نظارت حضوری نیروهای مربوط به حفظ امنیت در این زمینه را در سطح شهر و جادهها بالا ببریم».
این فعال حوزه معلولان هم به موضوع نبود آمار درست درباره تعداد معلولان کشور اشاره میکند و آمار حقیقی را بسیار بیش از اینها میداند: «براساس اعلام سازمان بهزستی در سال 95 یک میلیونو 160 هزار معلول در کشور وجود دارد. نکته اول اینکه چرا باید آمار کشور درباره تعداد معلولان اینقدر قدیمی باشد و نکته بعدی این پرسش است که چنین عددی تا چه اندازه با آنچه امروز در کشور در جریان است تطبیق دارد؟ اگر نگاهی ساده به آمار تصادفات جادهای و تعداد سانحههای مرگبار و مصدومیتهای آن داشته باشیم، به سادگی میتوان فهمید که حدود هشت تا 10 درصد جمعیت کشور مبتلا به معلولیت هستند که دست پایین این عدد را هم اگر بگیریم با جمعیت امروز ایران به عدد هشت میلیون معلول در کشور میرسیم. معلولیت هم بحرانی نیست که فقط برای آن تأسف بخوریم؛ معلولان در جامعه به حمایتهای همهجانبه نیاز دارند. فقط جنبه مادی این مسئله میتواند بهتنهایی زندگی یک خانواده کامل را مختل کند. در نتیجه موضوع تصادفات و معلولیتهای ناشی از آن چیزی نیست که بهسادگی از آن عبور کنیم و موضوع داشتن آمار درست در این حیطه نه یک موضوع ساده، بلکه بسیار حیاتی است».
البته کاری، نگاه مثبتی به پویش نه به تصادف دارد: «از نگاه من این پویش بیتأثیر هم نبود. یک ایراد بزرگش این است که بسیار دیر شروع به کار کرد. اما به هر حال سبب میشود که میزان حساسیت مردم و خانوادهها در این زمینه بالاتر برود. خود اعضای یک خانواده بیشتر به همدیگر تذکر بدهند و همین فرهنگ عمومی را هم به مرور بالاتر میبرد. اما رویکردهای اینچنینی برای تثبیتشدن در اذهان عموم باید استمرار داشته باشند. از یک بنر و تابلو به تیزرهای تبلیغاتی جالب و تماشایی در صداوسیما بدل شوند. ما در زمینه کمربند ایمنی تجربه خوبی داشتیم و باید همان دست فرمان را ادامه دهیم. مردم باید در رسانه عمومی بیشتر فرهنگ عمومی را یاد بگیرند تا تماشای تبلیغات چیپس و پفک».
راهاندازی پویش نه به مدیران بیکفایت
هستند فعالانی که مشخصا مدیران را مسئولان اصلی این بحران میدانند. شهرام مبصر، مدیر مؤسسه پیامآوران ساحل امید و از فعالان حوزه معلولان است و درباره تأثیر وضعیت جادهها در بالا رفتن میزان تصادفات و معلولیتها توضیح میدهد. او به «شرق» میگوید: «من تمام تصادفات و تبعات جسمی و روانی و حتی مالی را که افراد متحمل میشوند، مستقیما ناشی از نحوه مدیریت مسئولان میدانم. مدیریت شهری، جادهای و بینراهی و بخش کمتر این مسئولیت را بر گردن خود مردم میگذارم. وقتی جاده حادثهخیز باشد، خطکشی نداشته باشد، روکش آسفالت سالمی نداشته باشد، مدام خودروها مجبور به فرار از دستاندازها و کمتر خسارت واردشدن به کمکها و جلوبندی خودروهای خود باشند، مگر میشود انتظار داشته باشیم که این خودروها دچار سانحه نشوند؟ چه ماشینهای سنگین و چه سبک همیشه در جادهها مجبور میشوند که به خاطر همین عوامل مارپیچ رانندگی کنند. قاعدتا چنین شکلی از رانندگی آمار تصادفها را بالا میبرد».
او خودروسازان را هم بیتقصیر نمیداند: «از سوی دیگر شما به نقش خودروهای ناایمنی فکر کنید که این روزها دیگر رقمهای میلیاردی هم پیدا کردهاند. خودرویی که ایربگش در زمان تصادف باز نمیشود. خودرویی که شاسی و بدنه ضعیفی دارد و از استانداردهای جهانی برخوردار نیست طبعا میتواند عامل حادثه باشد و مجددا هم مسئولیت تولید این خودروها و وجود بازار فعال برایشان در کشوردر دست مدیران است». براساس اعلام پلیس راهور، دو خودروی پراید و پژو 405، در درصد بالایی از تصادفات منجر به فوت و جرح نقش دارند. مثلا در نوروز ۱۴۰۳، بیش از ۶۲ درصد از تصادفات مرگبار مربوط به این خودروها بوده است.
آنطورکه این گزارش تأکید میکند، عوامل متعددی در بالابودن سهم این خودروها در تصادفات نقش دارند، از جمله تیراژ بالا و گستردگی استفاده، ایمنی پایین به دلیل طراحی قدیمی و ضعف ساختاری و دسترسی گسترده به این خودروها به دلیل قیمت اقتصادی. این عوامل باعث شدهاند خودروهای پراید و پژو ۴۰۵ همچنان در صدر آمار تصادفات مرگبار کشور قرار داشته باشند. پیش از این کمیسیون اصل 90 مجلس در سال 97 اعلام کرده بود که این دو خودرو عامل بیش از 9 هزار مرگ ناشی از تصادفات بودند. حالا مبصر معتقد است این پویش، چندان راهگشا نیست: «کافی است نگاهی به آمار تصادفهای امسال و خسارات جانی و مالیاش بیندازیم. مگر فقط خستگی راننده عامل تصادف است؟ در این صورت آیا در سایر کشورها رانندگان دچار خستگی نمیشوند؟
چرا در آن کشورها آمار تصادف اینقدر بالا نیست و افراد جانشان را به خاطر خستگی پشت فرمان از دست نمیدهند؟ پویش به عزم جدی و تغییر سیاست و برنامه نیاز دارد. اما ما شاهد چنین تغییراتی نبودیم. پیشنهاد من این است که بهجای پویش نه به تصادف، پویشهای مؤثرتر دیگری راه بیندازیم. مثل پویش نه به مدیران بیکفایت و انتصابهای ناشایست، نه به تولید خودروهای بیکیفیت، نه به جادههای ناامن و فرسوده، نه به ترافیک، نه به بیتفاوتی به جان انسانها».