ضرورت شفافیت درباره 2 رویداد نوروزی
در روزهای ابتدایی سال جاری و در حالی که رسانههای مهم و روزنامهها تعطیل بودند، دو اتفاق در دو بازه زمانی متفاوت در صدر موضوعات جنجالی درآمد. موضوع اول مربوط به سفر تفریحی یکی از شخصیتهای سطح بالای دولت و موضوع دوم مربوط به ادعای هکشدن یک بانک بود.


در روزهای ابتدایی سال جاری و در حالی که رسانههای مهم و روزنامهها تعطیل بودند، دو اتفاق در دو بازه زمانی متفاوت در صدر موضوعات جنجالی درآمد.
موضوع اول مربوط به سفر تفریحی یکی از شخصیتهای سطح بالای دولت و موضوع دوم مربوط به ادعای هکشدن یک بانک بود.
این دو قضیه به لحاظ مواضعی که مسئولان مربوطه در قبال آن اتخاذ کرده بودند، شباهتهایی دارند.
اولین و مصداقیترین موضعگیری، بالطبع تکذیب است. مسئولان روابطعمومی در هر دو نهاد مذکور در ابتدا موضوع را از بیخ و بن تکذیب کردند. در لحظهای که متن تکذیبیه نگاشته میشود، به احتمال زیاد هم مدیران محترم بانک و هم مسئولان محترم معاونت پارلمانی میدانستند که واقعیت ماجرا چه بوده است، اما به روال جاری باید هرگونه نقص و کاستی تکذیب شود.
طبعا این وظیفه بر دوش روابطعمومی است که به نحو مقتضی انجام وظیفه کردند.
روابطعمومی بانک در یک اظهارنظر ناسنجیده گفت سیستمهای آنها غیرقابل هک و نفوذ هستند؛ صحت این ادعا به لحاظ فنی زیر سؤال است. به گواه متخصصان امر، عملا امنیت در فضای سایبری مقولهای صددرصدی نبوده و هیچ ساختار فناوریمحور دراینباره غیرقابل نفوذ نخواهد بود.
به طور مشخص، بسیاری از مخاطبان با این مواضع تکذیبی قانع نشده بودند. واکنشهای بعدی اما بیشتر مایه تأسف بود.
معاون رئیسجمهور متنی را در فضای مجازی با ادبیات غیررسمی منتشر کرد. انتظار بر این است که معاون محترم رئیسجمهور با کاربست مفاهیمی همچون «سرگرمی»، «جلب توجه»، «هزینه شخصی» و خیلی واژههای دیگر آشنایی داشته باشد.
مورد مشابه برای بانک هم اتفاق افتاد. در اطلاعیه مربوطه، ذکر شده که هرگونه بازنشر اطلاعات ادعایی مربوط به حسابهای اشخاص حقیقی و حقوقی، بهویژه نهادهای نظامی، بهمنزله نقض اصل محرمانگی اطلاعات منتسب به نیروهای مسلح محسوب شده و میتواند مشمول پیگرد قضائی قرار گیرد. تنها بخش دقیق اطلاعیه مذکور، آنجاست که از همه همکاران رسانهای درخواست کرده از انتشار، تحلیل یا دامنزدن به این موضوع تا زمان روشنشدن ابعاد دقیق آن، اکیدا خودداری کنند.
اکنون هر دو رویداد (یعنی سفر معاون رئیسجمهور و قضیه ادعای هکشدن بانک) در مجموع از خود فراتر رفته و به مسائل دیگری همچون شفافیت، اعتماد، عملکرد و چند مسئله دیگر نزدیک شده است. با این حساب اما، مؤلفهای به نام «شفافیت» چه جایگاهی پیدا میکند؟
«بیونگ چول هان»، فیلسوف کرهای-آلمانی، در مصاحبه با یک مجله در برابر این سؤال قرار میگیرد که آیا ما ایمان به شفافیت را جایگزین ایمان به استعلا نکردهایم؟ «هان» پاسخ میدهد رازها اموری از جنس منفیت هستند. استعلا نیز از جنس منفیت است، اما درونماندگاری از جنس ایجابیت است. به این ترتیب فزونی ایجابیت به شکل وحشت درونماندگار پدیدار میشود و بنابراین جامعه شفافیت، همان جامعه ایجابیت است.
منظور «هان» این است که هر امر، مادام که نفی را واگذار کند، شفاف میشود. خودش در جای دیگری میگوید که جامعه شفافیتمدار، جهنمی از چیزهای یکسان است. شاید چنین به نظر برسد که ما باید از آن نهاد مالی انتظار داشته باشیم که بلافاصله همه چیز را بازگو کند و همگان را در جریان امر قرار دهد، اما به تعبیر این فیلسوف، هرگاه شفافیت را فقط با فساد و آزادی اطلاعرسانی مرتبط بدانیم، آنگاه در فهم دامنه شفافیت وامانده خواهیم شد. نظام اجتماعی در جهان معاصر از آن حیث مطالبه و تقاضای شفافیت را بر همه فرایندهایش حاکم کرده که آنها را عملیاتی و پرشتاب کند. اینجا پرشتابشدن یعنی برانداختن نفیاندیشی که ملازم حذف دیگرگونگی و دیگربودگی است.
هان در جای دیگری میگوید که اجبار به شفافیت، بشر را راکد میکند. شفافیت یک جور اجبار نظاممند است که بر همه عرصههای اجتماعی چنگ میاندازد. یک بار درباره سفر معاون رئیسجمهور و بار دیگر بر سر موضوع هکشدن یک بانک. این به معنای تأیید عملکرد روابطعمومی بانک و معاونت ریاستجمهوری نیست، بلکه بحث بر سر این است که اطلاعات بیشتر لزوما به تصمیمهای بهتر نمیانجامد. به تعبیر «هان» وقتی یک جامعه به ایجابمحوری خو کند، آنگاه دیالکتیک و هرمنوتیک از آن جامعه دور میشود. چنین جامعهای فقط به «لایک» علاقه پیدا میکند. به همین دلیل است که کمتر رسانهای حاضر میشود دکمه «دیسلایک» را در کنار «لایک» قرار دهد.
در عرصه سیاست هم موضوع شفافیت همواره مطرح بوده است؛ گویی هر اتفاق یا رویداد یا تصمیمی که اتخاذ میشود باید در کمال شفافیت اطلاعرسانی شود. «هان» معتقد است سیاستورزی یعنی کنش استراتژیک و لذا باید در قلمروی راز باقی بماند و شفافیت تام باعث فلجشدن سیاست است.
باید دانست که شفافیت و حقیقت شاید همارز باشند، اما بههیچوجه «اینهمان» یا معادل یکدیگر نیستند.
چرا همه دستگاهها، ارگانها و سازمانها وقتی در برابر یک رویداد رازآمیز قرار میگیرند، ابتدابهساکن و در وضعیتی که ابعاد قضیه هنوز بهطور کامل برای خودشان هم مکشوف نیست، همه چیز را تکذیب میکنند؟
احتمالا قضیه به «حقیقت» مربوط میشود. وجه «منفیت» در حقیقت خیلی زیاد است؛ زیرا برای ارائه و تأیید خود، هرچیز دیگر را کذب اعلام میکند. جامعه آن زمانی وقیح میشود که همه چیز بیرحمانه شفاف میشود.
در وضعیتی که رسانههای جریان اصلی در تعطیلات نوروزی به سر میبرند، گویی جامعه ایرانی قرار است جامعه شفافیتمدار باشد. شفافیت هیچ استعلایی ندارد. شفافیت یعنی تبدیلشدن به شیشه و خشونت این پدیده نیز در همین است.
«هان» معتقد است شفافیت برای ما تبدیل به ایدئولوژی شده است که یک هسته مثبت (ایجابی) رازآلود و مطلق دارد. خطر شفافیت در این است که بخواهیم از آن ایدئولوژیسازی کنیم. گویی میخواهیم بتوارگی شفافیت را در همه عرصههای زندگی خودمان به جریان بیندازیم.