|

چه فسونی است در فسانه تو؟

شش سال پیش در آن روز سرد دی‌ماه، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در شب شهادت امیرکبیر، ناگهان از میان ما رفت. خبر این حادثه غم‌بار، برای مردم باورکردنی نبود. امروز جایش بسیار خالی است. همواره به فکر توسعه و رفاه مردم و اعتلای ایران عزیز بود و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد.

چه فسونی است در فسانه تو؟

عماد هاشمی‌رفسنجانی

شش سال پیش در آن روز سرد دی‌ماه، آیت‌الله هاشمی‌رفسنجانی در شب شهادت امیرکبیر، ناگهان از میان ما رفت. خبر این حادثه غم‌بار، برای مردم باورکردنی نبود. امروز جایش بسیار خالی است. همواره به فکر توسعه و رفاه مردم و اعتلای ایران عزیز بود و در این راه از هیچ کوششی دریغ نمی‌کرد. یکی از کارهای ارزشمند و ماندگار او، ثبت روزانه خاطرات و کارنامه‌اش بود. آیت‌الله، به توصیه بزرگان دین، کارهای هر‌روز خود را مرور می‌کرد و بد و خوب آن را با صداقت در دفتری می‌نگاشت. این کار مستمر، به مدت 35 سال- از اول بهار 1360 تا یک روز پیش از رحلت- بدون وقفه ادامه یافت؛ سندی منحصر‌به‌فرد در تاریخ معاصر ایران، حاوی ناگفته‌های فراوانی از کارنامه او و انقلاب اسلامی که نقاط قوت و ضعف نحوه مدیریت جامعه ایران را به‌خوبی مشخص می‌کند تا برای آیندگان درس‌آموز و سودمند باشد. اینک دفتر نشر معارف انقلاب، بیستمین دفتر کارنامه و خاطرات، مربوط به سال 1379 را آماده انتشار کرده است.

در این شش سال نبود ایشان، میهن عزیزمان التهابات و بحران‌های بزرگی به خود دیده و در همه بحران‌ها، جای خالی آن دلسوز امت اسلامی، به‌خوبی برای همه نمایان بوده و هست. هنوز صدای بغض‌آلود و چشمان خیس و نگرانش در آخرین خطبه نماز جمعه از یادها نرفته که چطور راه برون‌رفت از آن بحران را نشان داد و اگر عمل می‌شد و البته به هشدارهایش درباره خطرات برآمدن جریان انحرافی، به‌موقع توجه می‌کردند، شاید امروز نظام مستحکم‌تر از پیش در مسیر توسعه و تعالی پیش می‌رفت  و دلسوزان نظام، نگران و دلواپس آینده نبودند.

مطالعه خاطرات آیت‌الله، نه‌فقط برای لذت‌بردن از خواندن پشت‌ پرده‌های دنیای سیاست بلکه برای عبرت‌گرفتن از حوادث و به‌‌کارگرفتن آن در تصحیح و بازنگری در سیاست‌های کلان کشور و نیل به هدف‌‌های بزرگ ملی و رهایی از معضلات تمام‌نشدنی و خسته‌‌کننده کشور اهمیت دارد. خاطرات سال 1379، روایت دست اول از سالی پرالتهاب و پرحادثه است که دولت اصلاحات در کنار مجلس ششم با اکثریت طرفدار دولت، درون بحران‌های پیاپی گرفتار آمده‌اند. در این سال نیز طبق رسم مألوف، او نقش وزنه تعادل را ایفا می‌کرد و همه تلاشش صرف حفظ اعتدال در فضای سیاسی و تعدیل تندروی‌های چپ و راست می‌شد.

سال 1379 درحالی آغاز شد که فضای سیاسی ملتهب بود. آیت‌الله هاشمی در خاطرات اول فروردین نوشت: «نامه دیشب و پیام امروز، علامت بدی از روابط رهبری و رئیس‌جمهور تفسیر می‌شود». رهبری در نامه 28 اسفند 1378 به سیدمحمد خاتمی، با اشاره به حادثه ترور سعید حجاریان، از آینده امنیت کشور ابراز نگرانی‌کرده و خواسته بودند که تعقیب عاملان ترور، جدی و سریع‌تر انجام شود و مثل ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، دچار تأخیر نشود و به نحوی از پیگیری ایشان در این مسئله انتقاد کرده و نیز خواسته بودند که با بروز شایعات، اشخاص و سپاه و بسیج، تضعیف نشوند. رهبری در پیام نوروزی هم سال 1378 را سالی دانسته بودند که «همه در آن، بروز توطئه دشمنان را مشاهده کردند و تهدید امنیت ملی را که با سلسله‌جنبانی دشمنان انجام می‌گرفت، به چشم خود دیدند. مردم از لحاظ وضع معیشت و مسائل اقتصادی، دشواری‌های بزرگی داشتند و تلاش‌هایی که انجام گرفت، نتوانست این مشکل را برای مردم، آن‌گونه که شایسته و مورد انتظار بود، برطرف کند». طرفداران اصلاحات، در انتخابات مجلس ششم که 29 بهمن 1378 انجام شد، پیروزی بزرگی را به‌ دست آورده بودند. شورای‌ نگهبان درباره سلامت انتخابات در برخی حوزه‌ها، ازجمله حوزه انتخابیه تهران، مطمئن نبود و گروه‌های بازرسی و بازشماری آرا تعیین‌ کرده بود. پیروزی اصلاح‌طلبان در مجلس ششم، نیروهای راست سنتی را نگران کرده بود. در اغلب ملاقات‌ها، جریان راست سنتی به آقای هاشمی پناه برده و نقد دولت را داشتند و از تضعیف ارزش‌های اسلامی و انقلابی سخن می‌گفتند، چاره‌جویی می‌کردند و درخواست نقش‌آفرینی داشتند. بعد از تشکیل مجلس ششم بدون حضور آیت‌الله، طرح جنجالی اصلاح قانون مطبوعات و نیز طرح حذف نظارت استصوابی، در اوایل همین سال 1379 ناکام ماند و حاصلی در پی نداشت. با احساس خطر جناح راست و نیروهای سنتی‌ که در هسته اصلی قدرت حضور داشتند و فعال‌‌شدن برخی نهادها، بخش مهمی از این رسانه‌ها در اردیبهشت 1379 به محاق توقیف و تعطیلی افتادند. آیت‌الله با مشاهده شکاف فزاینده جناح‌های سیاسی، تلاش می‌کرد اعتدال را به فضای سیاسی بازگرداند.

روابط قوای مقننه و مجریه با قوه قضائیه، در پی اوج‌گیری کشکمش میان دو جناح رقیب سیاسی، روز‌به‌روز تیره‌تر می‌شد و نتیجه آن محاکمه‌ها، دستگیری‌ها و محکومیت‌ها و بحران‌هایی برای دولت و مجلس اصلاحات بود. وقایع دیگری ازجمله، مطالبه مقامات برای تعریف حدود و ثغور اصلاحات، توقیف و تعطیلی تعدادی از روزنامه‌های طرفدار دولت به‌عنوان پایگاه دشمن، برخورد با شرکت‌کنندگان کنفرانس برلین و محاکمه آنها و ایراد اتهام ارتداد و محاربه به حسن یوسفی‌اشکوری، فعال ملی-مذهبی، به دلیل مواضعش در این کنفرانس، کناره‌گیری عطاءالله مهاجرانی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، بر اثر فشار بیرونی، جنبش دانشجویی و حوادث خرم‌آباد در جریان سمینار دفتر تحکیم وحدت و ممانعت از بعضی سخنرانی‌ها از‌جمله عبدالکریم سروش و محسن کدیور و بروز ناآرامی‌ها، محاکمه مصطفی تاج‌زاده، معاون سیاسی وزارت کشور، به‌‌عنوان متهم پرونده وقایع خرم‌آباد و نیز تخلف در انتخابات تهران، انتشار اینترنتی کتاب خاطرات آیت‌الله منتظری و طرح مواضع ایشان در مصاحبه با رسانه‌های فارسی‌زبان، حکم دادگاه 13 یهودی در استان فارس به اتهام جاسوسی، اعلام حکم دادگاه متهمان قتل‌های زنجیره‌ای، درگیری بی‌سابقه قوه قضائیه و وزارت کشور و نیز نامه‌نگاری رسانه‌ای و تخریب‌های دامنه‌دار مجلس ششم با قوه قضائیه، در خاطرات بازتاب یافته است.

آیت‌‌الله در سال 1379 به‌عنوان رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، به دور از مسئولیت‌های مستقیم اجرائی دولت، فرصت افزون‌تری برای پرداختن به ثبت جزئیات در خاطرات روزانه داشت. ویژگی کارنامه و خاطرات دوران پساریاست‌جمهوری، علاوه بر ثبت جزئیات، تحلیلی‌شدن نسبی خاطرات است. در این خاطرات گرچه سبک مختصرنویسی و اشارات ضمنی و گاه رمزگونه، هنوز وجه غالب یادداشت‌‌ها را تشکیل می‌‌دهد؛ اما مشخص است که او مانند فردی که از خارج گود، عملکرد کنشگران اجرائی کشور را پایش می‌‌کند، به بیان تحلیلی و دقیق از وقایع و رویدادها می‌‌پردازد.

کتاب «اصلاحات در بحران»، مجموعه کارنامه و خاطرات 1379 هاشمی‌رفسنجانی، بخش تازه‌ای از مجموعه ارزشمند تاریخیِ نابغه عرصه دین و سیاست است و ارزش این گنج مسلم و بی‌بدیل را مورخان و محققان بهتر می‌دانند. قطعا این خاطرات در روشنگری از واقعیت‌‌های تاریخ انقلاب اسلامی، دستمایه مفید و ارزشمندی برای پژوهشگران خواهد بود.