مروری بر «نظریههای تعارض»
سیاست یک فرایند تصادفی نیست
کتاب نظریههای تعارض تألیف یوهان گالتونگ، صلحپژوه نروژی و پدر علم مطالعات صلح، بر اساس سخنرانیهای او طی سالهای تدریس در دانشگاههای زوریخ و هاوایی در کرسی استادی بوده که در سال 2009 به چاپ رسیده است.


کتاب نظریههای تعارض تألیف یوهان گالتونگ، صلحپژوه نروژی و پدر علم مطالعات صلح، بر اساس سخنرانیهای او طی سالهای تدریس در دانشگاههای زوریخ و هاوایی در کرسی استادی بوده که در سال 2009 به چاپ رسیده است. گالتونگ با توجه به تخصص نخستین خویش که رشته پزشکی است، علم صلح را به پزشکی تشبیه کرده و معتقد است این دو علم به لحاظ ارتباط نظریه–عمل وجه اشتراکی عمیق دارند؛ از اینرو طرح اولیه علم جدید و رو به توسعه صلح و حل تعارض را بر اساس الگوهای بیماری/درمان نخست با توجه به درک مستقیم و لمس واقعیتهای زندگی روزمره و سپس در بُعد آکادمیک طراحی میکند. خواننده در این کتاب با مباحث متعددی آشنا میشود؛ از قبیل روابط مجزا و مستقل در برابر همبسته، تعارضات کنشگری در مقابل تعارض ساختاری (ارزشها در مقابل منافع)، مناقشه متقارن در مقابل نامتقارن، گذار تعارض، واقعیت بالفعل در برابر بالقوه، تحقق موقعیت عالی یا ایدئال در تعارض در مقابل مصالحه، حل تعارض در مقابل سرکوب تعارض، حل تعارض با تغییر واقعیت بالقوه به واقعیت بالفعل، اهداف در مقابل پیگیری با روشهای منابع، تمرکز بر برابری و حذف مدیر تعارض که مناقشه فرد دیگر را میدزدد و شانس رشد را از آنها دریغ میکند. نویسنده در فصل اول کتاب با تعاریف و مفاهیم اولیهای مانند تعارض، تناقض، ناسازگاری یک رویکرد ساده و اولیه برای رویارویی به تعارض را طرح میکند.
گالتونگ با تأکید بر رویکردهای خلاقانه و فراروی از چارچوبهای واقعیت تجربی موجود برای دستیابی به توافق و شرایط رفع تعارض، سه سپهر از واقعیت را مطرح میکند: واقعیت تجربی، واقعیت بالقوه و ناواقعیت که با شرح مبسوط و تمثیلی واقعیت را بخش بسیار کوچکی از وضعیت واقعیت و امکانات پیشرو معرفی میکند. او در این فصل این پرسش اصلی را مطرح میکند که چگونه میتوان فرایندی را یافت که واقعیت بالقوه را بهصورت واقعیت تجربی در جهت تحقق اهداف و منافع طرفهای درگیر در یک تعارض را تبدیل کند؟ این در حالی است که تأکید و توجه افراطی و بتانگارانه بر واقعیت تجربی موجود در جهان انسانی، بهویژه در عرصه روابط بینالملل، مانند دیواری نفوذناپذیر مانع از ورود به سپهر واقعیتهای بالقوه و تولد واقعیتهای جدید برای تحقق شرایط گذار از تعارض میشود. چهبسا آنچه امروز ناسازگار و غیرواقعی است، روزی حتی لحظهای بعد خلق و یک تجربه سازگار باشد. او سپس یک رویکرد قاعدهمندتر را طرح میکند که طی آن ابعاد، هدف، انواع، عناصر و مراحل تعارض را تشریح و دو نظریه بازی و نظریه تعارض را با هم مقایسه میکند. در فصل دوم کتاب نویسنده با کمک تصاویر، جدولها و نمودارهای متعدد، ضمن بیان ابعاد تعارض و تفاوت آن با انواع تعارض، به شرح چهار متغیر مشترک در تمام تعارضات به این شرح میپردازد: کنشگران، اهداف، ناسازگاری و پیگیری و سپس برای هر یک زیرطبقاتی را معرفی میکند تا به یک الگوی قاعدهمندتر با قدرت تحلیل بالا دست یافته و امکان تفسیر مجدد صورتبندی تعارض فراهم شود. او با بیان مثالهای عادی از زندگی روزمره در روابط فردی، واقعیتهای ملموس و درکپذیر را در چنین الگویی با رسم اشکال و نمودارها تحلیل میکند تا خواننده پیچیدگیهای این الگوی نظری را در پیوند با تجربیات روزمره دریابد. در فصل سوم به تشریح وضعیتی پرداخته میشود که تعارض وجود ندارد. گالتونگ درک و شناخت این وضعیت را برای پیشروی در فرایند حل تعارض امری ضروری میداند. او مفهوم تعارض را
بر اساس ناسازگاری اهداف (ارزشها و منافع) تفسیر کرده و آن را امری کاملا عینی و تجربی میشناسد که کنشگران، رفتارها و پیگیری مشخص دارد و گذار از آن را مستلزم اصلاح یک یا چند مؤلفه در آن میداند. درعینحال اصلاح دو مؤلفه ناسازگاری و پیگیری را غیرمنطقی میداند؛ چراکه تعارض را به جای حل به سرکوب آن منتهی میکند. او در بیان اصلاحات ممکن در یک سیستم تعارض، همسویی آشکاری با روان درمانی میبیند و معتقد است تعارض در دو شکل وجود نخواهد داشت، یا حل شود یا سرکوب. در فصل چهارم نویسنده به تشریح شکلگیری تعارض میپردازد. در این فصل تلاش میشود نقشهای ساده از تعارض در جهان روابط بینالملل قرن بیستم فراهم شود و در این راستا، صرفنظر از جزئیاتی که برای زمینه تعارض، حکم کلید را دارند، چند پرسش را مطرح و سپس تشریح میکند: طرفهای شرکتکننده در تعارض، کدام واقعی و کدام بالقوه هستند؟ طرفهای سوم که هستند؟ همه آنها برای چه کاری آنجا هستند؟ بدیهی است که این گروهها لزوما کشورها نیستند و میتوانند گروههایی در کشورها مانند طبقات و گروههای قومیـنژادی و کنشگران غیربومی (Non- terrirotial actors )، سازمانهای بین دولتی، انجمنهای بینالمللی، شرکتهای چندملیتی و حتی طبیعت باشند.
درون یک شکلگیری تعارض است که ناسازگاری معنایی عینی پیدا میکند و استخوانبندی تحلیل تعارض با گوشت و خون، گرچه در شکل یک فرضیه، پوشانده میشود. نویسنده فهرستی از انواع شکلگیری تعارض را در عرصه بینالمللی به دست میدهد که در چهار طبقه کلی قرار میگیرند: الف- مرکز در مقابل پیرامون، ب- مرکز در مقابل مرکز، ج- پیرامون در مقابل پیرامون، ه- شکلگیریهای غیرسرزمینی و سپس به شرح این طبقات میپردازد.
گالتونگ در بخش جمعبندی بهصراحت فرض اصلی و نقطه عزیمت برای هرگونه مطالعه سیاسی بهطور کل و برای سیاست بینالملل یا جهانی بهطور خاص را نیازهای اولیه انسان معرفی میکند؛ چراکه معتقد است سیاست یک فرایند تصادفی نیست و همواره عنصری از جهتگیری هدف در آن وجود دارد. چه اهدافی باید بیشتر جدی گرفته شوند؟ استدلال او این است اهدافی که تا حد امکان به انسانها نزدیک باشند و واقعیت اجتماعی و احتمالا ابزارها و اهداف سیاسی را همانگونهای بیان کنند که ما انسانها آنها را تجربه میکنیم. البته نظریههای بسیاری با این مضمون وجود دارد که میگوید میان آنچه در دولت و سیستمهای انتزاعی کلانی مانند دولتها، سیستمهای میان ایالتی و جهانی و آنچه در سطح جامعه، محلی و تأمین نیازهای انسانی اتفاق میافتد، یک ارتباط تجربی خودکار وجود دارد؛ اما بهعنوان مثال وقتی شهروندان بسیاری فقیر و بیقدرت باشند و در وضعیت اسفناک زندگی کنند، ثروتمندی و قدرتمندی یک دولت چه سودی دارد؟ وقتی شهروندان جامعهای در تصمیمگیری برای وضعیت خود آزادی و توانایی ندارند، سوسیالیستبودن آن چه کمکی میکند؟