خطر شخمزنی بناها و محوطههای تاریخی
عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، بهتازگی درباره کاوشهای باستانشناسی گفته است: «کاوش به منظور دستیابی به اشیای تاریخی و دفینههای ارزشمند باستانی جزء وظایف ذاتی وزارت میراث فرهنگی است...


محمدرضا نسبعبداللهی، دانشجوی کارشناسیارشد باستانشناسی: عزتالله ضرغامی، وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی، بهتازگی درباره کاوشهای باستانشناسی گفته است: «کاوش به منظور دستیابی به اشیای تاریخی و دفینههای ارزشمند باستانی جزء وظایف ذاتی وزارت میراث فرهنگی است... بر اساس گزارشهایی که میرسد و تحقیقاتی که انجام میگیرد، اگر جمعبندی این باشد که ممکن است یک دفینه ارزشمند یا شیء تاریخی در جایی باشد، بر اساس پروتکلی که در وزارتخانه هست، یعنی با تیم متشکل از پژوهشگاه، یگان حفاظت، حراست و... اینها یک برنامهریزی مشترک میکنند تا بر اساس اطلاعاتی که به دست آمده، بتوانند با یک عملیات سونداژ و یک کاوش مقدماتی، اول راستیآزمایی کنند و در صورت صحت، اقدامات بعدی را انجام دهند».
این سخنان بالاترین مقام وزارت میراث فرهنگی است. با این «نگاه غیرعلمی وزیر میراث فرهنگی به کاوشهای باستانشناسی» باید منتظر سوراخسوراخشدن محوطههای تاریخی، بناها و... با هدف ارضای اشتهای «دفینهیابی!» آقایان باشیم.
انگار در ایران از قرن ۲۱ که کاوشهای باستانشناسی بر اساس اصول علمی انجام میشود، ناگهان پرتاب شدهایم به قرن ۱۹ میلادی؛ زمانی که عمدتا کاوشها در محوطههای باستانی نه با نگاه علمی بلکه برای دستیابی به عتیقه بوده است. اولین کسانی که در خاورمیانه کاوش غیرعلمی کردند، خارجیها بودند؛ مانند زمینشناسان، معدنچیان، مهندسان معمار، مهندسان راه و ساختمان و... . این کاوشها بدون در نظر گرفتن شکلگیری لایههای باستانی بود و خسارتهای زیادی هم به دنبال داشت.
اولین کاوش باستانشناسی که با دید و روش لایهنگاری انجام شد، توسط مورتیمر ویلر باستانشناس بریتانیایی بود و با استفاده از روشهای علمی لایهنگاری کاوشهایی انجام داد. بعدها باستانشناس بریتانیایی دیگری به نام کتلین کنیون با روش مشابه ویلر کاوش باستانشناسی انجام داد. به همین دلیل در اوایل قرن بیستم روشی در باستانشناسی به وجود آمده بود که به روش ویلر-کنیون مشهور شده بود (کاوش به روش لایهنگاری). باستانشناسی همانطور که جلو میرفت، تکامل پیدا میکرد و علمیتر میشد تا اینکه در دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ یک باستانشناس بریتانیایی به نام ادوارد هریس جدولی ارائه داد که به جدول ماتریس هریس مشهور شد. این جدول که جدیدترین و علمیترین شیوه بود برای لایهنگاری محوطههای باستانی استفاده میشد و تا امروزه هم آن را داریم. باستانشناسی از آن زمان تا به امروز مسیر طولانی را پیموده تا در چارچوب علمی گام بردارد و امروزه دیگر سخنگفتن از کاوش در محوطهها و بناها برای دستیابی به دفینه، جایگاهی در باستانشناسی علمی ندارد.
آقای وزیر! کاوش چه علمی باشد و چه علمی نباشد، یک نوع تخریب است؛ چون باعث از بین رفتن لایههای باستانی میشود. برای همین است که باستانشناسان از کاوش گزینشی که میزان تخریبش در مقایسه با کاوش گسترده کمتر است، استفاده میکنند. از سویی این محوطهها را باید برای آیندگان هم باقی بگذاریم؛ روزگاری که علم باستانشناسی پیشرفت بیشتری کرده و بهتر میتواند پاسخگوی پرسشهای پژوهشی باشد.
آقای وزیر! کاوش باستانشناسی محدود یا گزینشی معمولا برای پاسخ به سؤالهای لایهنگاری و توالی تاریخی لایههاست، نه برای «دفینهیابی!».
آقای وزیر! اگر قرار باشد کاوشهای باستانشناسی با نگاه غیرعلمی شما انجام شود، پایانش را از همین الان میتوان حدس زد: «شخمزنی تمام محوطههای تاریخی و بناها و نابودی مواریث فرهنگی»؛ شما این را میخواهید؟