|

آیا هوش مصنوعی می‌تواند اثر هنری خلق کند؟

آینده هنر در عصر هوش مصنوعی

حراج کریستیز در نمایشگاهی با عنوان «هوش افزوده»، تلاش دارد درک ما از خلاقیت را به چالش بکشد و نقش فناوری در هنر را مورد پرسش قرار دهد. این رویداد فرصتی است برای تأمل بر این موضوع که آیا هوش مصنوعی واقعا هنر را دگرگون می‌کند‌ یا صرفا به ابزاری برای بازار و سرمایه‌گذاری تبدیل شده است؟ موضوعی که همیشه جذاب و قابل تأمل بوده است.

آینده هنر در عصر هوش مصنوعی

نسترن شاهنده

 

 آیا یک ماشین می‌تواند هنر خلق کند؟

حراج کریستیز در نمایشگاهی با عنوان «هوش افزوده»، تلاش دارد درک ما از خلاقیت را به چالش بکشد و نقش فناوری در هنر را مورد پرسش قرار دهد. این رویداد فرصتی است برای تأمل بر این موضوع که آیا هوش مصنوعی واقعا هنر را دگرگون می‌کند‌ یا صرفا به ابزاری برای بازار و سرمایه‌گذاری تبدیل شده است؟ موضوعی که همیشه جذاب و قابل تأمل بوده است.

 تکامل هنر هوش مصنوعی: از آزمایش‌های اولیه تا شاهکارهای مدرن

سفر هنر هوش مصنوعی در دهه ۱۹۶۰ آغاز شد؛ زمانی که پیشگامانی مانند هارولد کوهن، AARON را توسعه دادند؛ یکی از اولین برنامه‌های کامپیوتری که قادر به تولید هنر بود. کار کوهن پایه‌های هنر هوش مصنوعی امروزی را بنا نهاد؛ جایی که ابزارهایی مانند شبکه‌های مولد تخاصمی می‌توانند آثار خیره‌کننده و اصیلی خلق کنند. در سال ۲۰۱۸، کریستیز با فروش «پرتره ادموند دِ بلامی»، ساخته گروه آبویوس (Obvious)، به‌ قیمت 432هزار‌و ۵۰۰ دلار تاریخ‌ساز شد. این حراج نقطه‌ عطفی بود که ثابت کرد هنر تولیدشده توسط هوش مصنوعی می‌تواند هم از نظر زیبایی‌شناسی و هم از نظر مالی ارزشمند باشد. امروزه، هنرمندانی مانند رفیک آنادول و ماریو کلینگمان مرزهای آنچه را هوش مصنوعی می‌تواند انجام دهد، گسترش می‌دهند و با خلق آثار تفکربرانگیز، درک ما از خلاقیت را به چالش می‌کشند.

 چشم‌انداز تاریخی: هنر و فناوری

بحث درباره اینکه آیا ماشین‌ها می‌توانند هنر خلق کنند، جدید نیست. هنگامی که عکاسی در قرن نوزدهم معرفی شد، بسیاری شک داشتند که آیا می‌توان آن را هنر دانست. منتقدان استدلال می‌کردند که عکاسی فاقد «لمس انسانی» نقاشی و مجسمه‌سازی است. با این حال، با گذشت زمان، عکاسی نه‌تنها به‌عنوان هنر پذیرفته شد، بلکه نحوه دیدن و تفسیر ما از جهان را نیز متحول کرد. در قرن بیستم، جنبش‌هایی مانند دادائیسم و سوررئالیسم از شانس و اتوماسیون در فرایند خلاقانه استقبال کردند. هنرمندانی مانند مارسل دوشان و آندره برتون با آثار «ready-made» این ایده را بررسی کردند که هنر می‌تواند از فرایندهایی فراتر از کنترل مستقیم هنرمند زاده شود. هنر هوش مصنوعی از بسیاری جهات، ادامه این سنت است؛ این بار با استفاده از الگوریتم‌ها و داده‌ها به‌عنوان ابزار برای تولید نتایج غیرمنتظره و تفکربرانگیز.

 فرایند خلاقیت: انسان در مقابل ماشین

هنر، در هسته خود، بیان تجربه، احساسات یا ایده‌های انسانی از طریق یک فرایند خلاقانه است. هنر هوش مصنوعی‌ با این حال‌ عمل خلاقانه را به برنامه‌نویسی، انتخاب و مفهوم‌پردازی متمرکز می‌کند. هنرمند به معمار الگوریتم تبدیل می‌شود و هوش مصنوعی این دیدگاه را به واقعیت تبدیل می‌کند. به‌ گفته نیکول سیلز گایلز، معاون رئیس و مدیر هنر دیجیتال در کریستیز، «هنر هوش مصنوعی درباره یک فرایند هنری جدید و مشارکتی با فناوری است. این فقط درباره محصول نهایی نیست، بلکه درباره فرایند خلق اثر است». هوش مصنوعی کدام است؟ یک ابزار، یک همکار یا یک هنرمند مستقل؟

 علم خلاقیت: چگونه هوش مصنوعی مغز انسان را تقلید می‌کند؟

از دیدگاه علمی، هنر هوش مصنوعی جنبه‌هایی از خلاقیت انسان را تقلید می‌کند. شبکه‌های مولد تخاصمی (Network Adversarial Generative) از ساختار مغز انسان الهام گرفته‌اند. آنها الگوها را از مجموعه‌های عظیم داده‌ها یاد می‌گیرند و بر اساس آن الگوها، خروجی‌های جدیدی تولید می‌کنند؛ فرایندی که شباهت زیادی به نحوه الهام‌گیری انسان‌ها از تجربیات و محیط اطرافشان دارد. با این حال، یک تفاوت کلیدی وجود دارد؛ هوش مصنوعی فاقد آگاهی و عمق احساسی است، در‌حالی‌که می‌تواند سبک‌ها و تکنیک‌ها را تقلید کند، اما مانند هنرمندان انسانی احساس یا قصد ندارد. این موضوع سؤالاتى را مطرح می‌کند: آیا هنر می‌تواند بدون احساس وجود داشته باشد؟ آیا خلاقیت ذاتا انسانی است یا می‌تواند توسط ماشین‌ها تقلید شود؟

 بحث‌های اخلاقی: مالک هنر هوش مصنوعی کیست؟

ظهور هنر هوش مصنوعی بحث‌های اخلاقی درخور توجهی را برانگیخته است. منتقدان استدلال می‌کنند که بسیاری از مدل‌های هوش مصنوعی با استفاده از آثار دارای حق چاپ و بدون اجازه آموزش داده شده‌اند‌ که این موضوع سؤالاتی درباره مالکیت فکری و حقوق هنرمندان انسانی مطرح می‌کند. یک دادخواست آنلاین برای لغو حراج «هوش افزوده» بیش از شش‌هزارو ‌۳۰۰ امضا جمع‌آوری کرد و کریستیز را به مشارکت در «سرقت گسترده آثار هنرمندان انسانی» متهم کرد. علاوه بر این، هنر هوش مصنوعی مفاهیم سنتی نویسندگی و مالکیت را به چالش مى‌کشد. اگر یک الگوریتم اثری هنری خلق کند، مالک آن کیست؟ برنامه‌نویس، کاربر یا خود هوش مصنوعی؟ این سؤالات هنوز بی‌پاسخ مانده‌اند و نیاز به چارچوب‌های جدیدی برای رسیدگی به پیامدهای اخلاقی هوش مصنوعی در هنر را برجسته می‌کنند.

 مطالعات موردی: هنر هوش مصنوعی در کانون توجه

پرتره «ادموند دِ بلامی» ساخته گروه Obvious با استفاده از GAN، اثر اولین هنر تولیدشده توسط هوش مصنوعی بود که در یک خانه حراج بزرگ به فروش رسید. فروش آن نقطه عطفی در پذیرش هنر هوش مصنوعی در دنیای هنر سنتی بود. توهمات ماشینی اثر رفیک آنادول، این مجموعه از آثار هنری داده‌محور، تقاطع هوش مصنوعی، معماری و ادراک انسانی را بررسی می‌کند. آنادول از هوش مصنوعی برای تبدیل مجموعه‌های عظیم داده به تجربیات بصری مسحورکننده استفاده می‌کند و مرز بین هنر و فناوری را محو می‌کند. خاطرات گذرندگان (Memories of Passersby) اثر ماریو کلینگمان، چیدمان هوش مصنوعی پرتره‌های بی‌پایانی را در زمان واقعی ایجاد می‌کند و درک ما از اصالت و خلاقیت را به چالش می‌کشد.

 هنر به‌عنوان تولید انبوه: آغاز عصر جدیدی از خلاقیت یا افول اصالت؟

در عصر حاضر، هنر با سرعتی بی‌سابقه در حال تکثیر و تولید انبوه است. ظهور پلتفرم‌های دیجیتال و پیشرفت‌های هوش مصنوعی، دسترسی به ابزارهای خلق اثر هنری را برای همگان فراهم کرده است. اکنون هر فرد، بدون نیاز به سال‌ها آموزش، می‌تواند در چند ثانیه تصویری خلق کند که در گذشته حاصل ساعت‌ها تلاش و مهارت بود. اما این تحول بنیادین، سؤالاتی مهم را مطرح می‌کند: آیا هنر در این دوران، ارزش و هویت خود را از دست می‌دهد؟ چگونه می‌توان هنر اصیل را در میان حجم انبوه تولیدات دیجیتال تشخیص داد؟ آیا هنر باید نادر و منحصربه‌فرد باشد، یا همگانی‌ شدن آن یک پیشرفت است؟

 هنر در عصر وفور: سقوط یا دگرگونی؟

هنر همواره بازتابی از جامعه بوده است. در گذشته، مهارت‌های هنری تنها در اختیار گروه‌های خاصی از افراد قرار داشت که سال‌ها برای تسلط بر تکنیک‌ها و سبک‌ها تلاش می‌کردند. اما امروزه، هر فردی با دسترسی به نرم‌افزارها و هوش مصنوعی می‌تواند به خلق اثر بپردازد. تکثیر و همگانی ‌شدن هنر باعث شده‌ تولید اثر از حیطه نخبگان خارج شود و به بخش جدایی‌ناپذیری از زندگی روزمره مردم تبدیل شود. اما از سوی دیگر، همین فراوانی ممکن است یافتن هنر اصیل را دشوار کند و ارزش دست‌سازها را کاهش دهد.

 چالش‌های هنر در دوران تولید انبوه

در دنیایی که هزاران تصویر و نقاشی دیجیتال با کمک هوش مصنوعی و تکنولوژی‌های دیگر تولید می‌شوند، آثار خلاقانه و پرزحمت کمتر مورد توجه قرار می‌گیرند. این روند نه‌تنها به سطحی ‌شدن محتوا منجر می‌شود، بلکه روح و هویت آثار هنری را نیز تهدید می‌کند. هوش مصنوعی، با تکیه بر داده‌های گذشته، قادر به بازآفرینی نبوغ و احساسات انسانی نیست و نتیجه آن، اشباع بازار از تصاویری زیبا اما فاقد عمق است. در این میان، هنرمندان مستقلی که سال‌ها برای یادگیری و خلق آثار اصیل تلاش کرده‌اند، با چالش اقتصادی بزرگی روبه‌رو هستند. وقتی خریداران می‌توانند با هزینه‌ای کمتر یک تصویر دیجیتال یا چاپ ماشینی تهیه کنند، حمایت از هنرهای سنتی دشوارتر می‌شود.

 مسیرهای گوناگون در هنر: از تأمل تا سرعت

در دنیای امروز، هنر در مسیرهای متنوعی جریان دارد. برای برخی، هنر ابزاری است برای بیان احساسات، بازتاب گذشته و فرهنگ، روایت تجربه‌های انسانی، نقد اجتماعی و حتی شکلی از درمان، آموزش یا اعتراض. این نوع هنر اغلب نیازمند تأمل، مهارت و درک عمیق است، ابزارهای دیجیتال و هوش مصنوعی می‌توانند به این فرایند کمک کنند، اما جوهره انسانی آن همچنان غیرقابل جایگزین باقی می‌ماند. در مقابل، برخی دیگر از تولیدات هنری بیشتر بر سرعت و کاربرد متمرکز هستند. طراحی‌های تبلیغاتی، محتوای بصری شبکه‌های اجتماعی و حتی برخی از آثار دیجیتالی که با هوش مصنوعی تولید می‌شوند، نمونه‌هایی از این رویکرد هستند. در این فضا، هنر بیش از آنکه ابزاری برای بیان احساسات باشد، به‌عنوان وسیله‌ای برای ارتباط سریع، بازاریابی و جذب مخاطب عمل می‌کند. در این فضا کیفیت و عمق، اغلب جای خود را به کمیت و تولید انبوه می‌دهند و هنر، بیشتر ابزاری تجاری می‌شود تا یک بیان عمیق احساسی. هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان یک ابزار مفید در سرعت بخشیدن به فرایند خلق اثر عمل کند. این دو مسیر به‌طور هم‌زمان در دنیای امروز گسترش یافته‌اند و هرکدام بسته به نیاز و هدف، جایگاه خاص خود را دارند.

 بازار هنر: خلاقیت یا ابزار سرمایه‌گذاری؟

امروزه، بسیاری از آثار هنری نه بر اساس اصالت و خلاقیت، بلکه به دلیل بازی‌های اقتصادی و سیاسی به معاملات می‌پردازند. حراجی‌های بزرگ مانند کریستیز و ساتبیز به مکانی برای سرمایه‌گذاری میلیاردرها تبدیل شده‌اند؛ جایی که ارزش هنری برخی آثار در سایه تبلیغات و سرمایه‌گذاری‌های کلان از اهمیت اصلی خود فاصله می‌گیرد. این پدیده شباهت زیادی به صنعت موسیقی پاپ دارد؛ جایی که برخی ستاره‌ها به‌جای اینکه به دلیل استعدادشان شناخته شوند، از راه تبلیغات و سرمایه‌گذاری‌های عظیم به شهرت می‌رسند. در این بازار، برخی مجموعه‌داران و سیاست‌مداران از آثار هنری به‌عنوان ابزاری برای افزایش اعتبار اجتماعی، پول‌شویی یا انتقال دارایی‌ها استفاده می‌کنند. به همین دلیل، بسیاری از آثار هنری با قیمت‌های نجومی فروخته می‌شوند، اما نه به دلیل ارزش زیبایی‌شناختی‌شان، بلکه به‌عنوان بخش‌های مهمی از یک بازی اقتصادی پیچیده.

 هنر هوش مصنوعی: خلاقیت یا سرمایه‌گذاری؟

با ظهور ابزارهای هوش مصنوعی مانند DALL•E ،Midjourney‌ و Diffusion Stable، تولید آثار هنری دیجیتال به‌مراتب ساده‌تر از گذشته شده است. این تحول به‌ویژه در دنیای هنرهای دیجیتال یک سؤال مهم را پیش می‌آورد: آیا این آثار بر اساس ارزش زیبایی‌شناختی خود ارزیابی می‌شوند یا صرفا به کالایی برای تجارت و سرمایه‌گذاری تبدیل شده‌اند؟ در سال‌های اخیر، برخی آثار هنری تولیدشده توسط هوش مصنوعی در حراجی‌های معتبر مانند کریستیز و ساتبیز به فروش رفته‌اند؛ جایی که برخی از این آثار با قیمت‌های میلیون‌دلاری به فروش رسیده‌اند. اما آیا این خریدها واقعا نشان‌دهنده ارزش هنری این آثار هستند‌ یا بیشتر بخشی از تلاش‌های سرمایه‌گذاران برای افزایش قیمت‌ها و جلب‌ توجه رسانه‌ها به این حوزه‌اند؟ ظهورNFTها نیز به این چرخه دامن زده است. بسیاری از آثار NFT‌ که برخی از آنها توسط هوش مصنوعی تولید شده‌اند، به‌جای آنکه به دلیل نوآوری هنری خود برجسته شوند، به ابزارهایی برای سرمایه‌گذاری و حتی پول‌شویی تبدیل شده‌اند. این همان پدیده‌ای است که در صنعت هنر و موسیقی پاپ دیده می‌شود؛ جایی که سرمایه‌گذاران و مجموعه‌داران برای گردش سرمایه و افزایش ارزش دارایی‌هایشان روی این آثار سرمایه‌گذاری می‌کنند. در نهایت، این سؤال باقی می‌ماند که آیا هنر در دنیای هوش مصنوعی همچنان اصالت و خلاقیت دارد یا صرفا به ابزار مالی تبدیل شده است؟

 آینده هنر در عصر هوش مصنوعی

ظهور هنر هوش مصنوعی، اگرچه مرزهای خلاقیت و تکنولوژی را گسترش داده است، پرسش‌های عمیقی را در مورد ارزش، اصالت و هدف هنر مطرح می‌کند. آنچه مسلم است، هنر انسانی هیچ‌گاه جایگاه خود را از دست نخواهد داد. تاریخ نشان داده است که تکنولوژی‌ها، از عکاسی گرفته تا دیجیتال‌آرت، هرگز باعث نابودی هنر نشده‌اند، بلکه مسیرهای جدیدی برای بیان آن گشوده‌اند. اما چالش امروز، یافتن تعادلی میان بهره‌گیری از ابزارهای نوین و حفظ هویت و روح هنر است. در آینده، هنر نه صرفا در دست ماشین‌ها خواهد بود و نه محدود به روش‌های سنتی است، بلکه می‌توان چشم‌اندازی را تصور کرد که در آن تکنولوژی به‌عنوان ابزاری برای گسترش خلاقیت انسانی به کار گرفته شود، نه جایگزینی برای آن. این دوران فرصتی برای بازتعریف هنر، خلق روش‌های نوین بیان‌ و یافتن راه‌هایی برای حمایت از هنرمندان مستقل است. در نهایت، پرسش اساسی این نیست که آیا هنر هوش مصنوعی می‌تواند جایگزین هنر انسانی شود، بلکه این است که چگونه می‌توان از آن برای تقویت، گسترش و حفظ اصالت هنری استفاده کرد. آینده هنر در تلفیق سنت و تکنولوژی رقم خواهد خورد؛ جایی که ماشین‌ها می‌آموزند، اما این انسان‌ها هستند که تصمیم می‌گیرند چگونه با هنر ارتباط برقرار کنند.