|

«شرق» تبعات بحران‌سازی رسانه‌ای مخالفان مذاکره با غرب را واکاوی می‌کند

ترور در کلام، تخریب در واقعیت

در بحبوحه یکی از تنش‌آمیزترین دوره‌های روابط ایران و آمریکا، همچنان بخشی از جریان تندروی مخالف ارتباط با غرب و رفع تحریم‌ها نگران از احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در آینده نزدیک به فضاسازی رسانه‌ای روی آورده‌اند تا با رادیکال‌کردن فضا مانعی بر سر مذاکراتی باشند که می‌تواند سایه جنگ را از ایران دور کند و تحریم‌ها را کاهش دهد.

ترور در کلام، تخریب در واقعیت

مهدی بازرگان: در بحبوحه یکی از تنش‌آمیزترین دوره‌های روابط ایران و آمریکا، همچنان بخشی از جریان تندروی مخالف ارتباط با غرب و رفع تحریم‌ها نگران از احتمال به نتیجه رسیدن مذاکرات غیرمستقیم با آمریکا در آینده نزدیک به فضاسازی رسانه‌ای روی آورده‌اند تا با رادیکال‌کردن فضا مانعی بر سر مذاکراتی باشند که می‌تواند سایه جنگ را از ایران دور کند و تحریم‌ها را کاهش دهد. در این میان، روزنامه کیهان هم مانند همیشه به دنبال فضاسازی‌های رادیکال خود است و در ستون گفت‌وشنود خود، احتمال ترور دونالد ترامپ را مطرح کرد و نوشت: «همین روزهاست که به انتقام خون شهید سلیمانی چند گلوله به مغز پوکش شلیک شود». البته نه این ستون کیهان اعتباری دارد که بخواهد به معنای ارائه نظر بخشی از تصمیم‌سازان در کشور باشد و نه حتی اگر مطلب در بخش گزارش اصلی این روزنامه قید می‌شد به معنای اراده پنهانی برای انجام چنین امری بود، اما این اظهارات در شرایطی منتشر شد که هم‌زمان ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در هفدهم بهمن‌ماه سال گذشته، هشدار داد در صورت ترور او توسط جمهوری اسلامی، به نیروهای نظامی ایالات متحده دستور داده ایران را به‌ طور کامل نابود کنند.

ترامپ در جریان امضای یک فرمان اجرائی تهدید کرده بود: «اگر چنین کاری انجام دهند، چیزی از ایران باقی نخواهد ماند». در آن برهه نیز آسوشیتدپرس ادعا کرده بود که مقامات امنیتی آمریکا از مدت‌ها پیش تهدیدهای احتمالی از سوی ایران علیه ترامپ و دیگر مقام‌های سابق دولت او را رصد می‌کنند؛ به‌ویژه پس از دستور ترامپ برای ترور سردار سلیمانی.

گفتنی است که در جریان یکی از گردهمایی‌های انتخاباتی ترامپ در جولای گذشته در پنسیلوانیا که طی آن هدف سوءقصد قرار گرفت، منابع امنیتی آمریکا از دریافت تهدیدهایی مرتبط با ایران خبر دادند. با این حال، مقامات آمریکایی در آن زمان دخالت مستقیم ایران را تأیید نکردند. در ادامه، وزارت دادگستری آمریکا در نوامبر اعلام کرد که فردی به نام فرهاد شاکری، تبعه افغانستان و ساکن ایران، مأموریت یافته بود برنامه‌ای برای ترور ترامپ طراحی کند. طبق اسناد دادگاه فدرال، شاکری مدعی شده این دستور را از یکی از اعضای سپاه پاسداران دریافت کرده است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران همان زمان این اتهامات را «توطئه‌ای اسرائیلی» با هدف تخریب روابط تهران و واشنگتن توصیف کرد. با افزایش فشارهای سیاسی و اقتصادی علیه ایران، این تهدیدات متقابل خطر تشدید درگیری‌های دیپلماتیک و امنیتی میان دو کشور را افزایش داده‌اند؛ در حالی که هنوز واکنش عملی آمریکا در صورت بروز حادثه‌ای واقعی علیه ترامپ مشخص نیست.

از منافع ملی تا پیامدهای حقوقی بین‌المللی

در برهه‌ای که دیپلماسی منطقه‌ای و مذاکرات پشت‌ پرده میان ایران و غرب در مرحله‌ای حساس قرار گرفته، موضع‌گیری‌های شتاب‌زده و احساسی در رسانه‌های رسمی کشور، به‌ویژه درباره موضوعاتی چون ترور شخصیت‌های سیاسی خارجی، می‌تواند آثار جبران‌ناپذیری بر منافع ملی ایران بر جای گذارد. در سطح بین‌الملل، نسبت‌دادن هرگونه طرح ترور، آن هم علیه رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده، می‌تواند تبعات حقوقی گسترده‌ای داشته باشد. ایالات متحده می‌تواند بر اساس کنوانسیون‌های مبارزه با تروریسم، موضوع را به شورای امنیت سازمان ملل ببرد و از آن به ‌عنوان سندی برای افزایش فشارهای حقوقی و امنیتی علیه ایران بهره گیرد. در فضایی که پرونده‌های حقوق بشری، تحریم‌های اقتصادی و اقدامات محدودکننده علیه ایران در حال انباشت است، افزودن یک پرونده با محتوای «طرح ترور» فقط بر وخامت اوضاع خواهد افزود.

مختل‌کردن مسیر دیپلماسی و مذاکره

در شرایطی که نشانه‌هایی از بازشدن پنجره‌ای محدود برای گفت‌وگو میان تهران و واشنگتن دیده می‌شود، اظهارات تند و تحریک‌آمیز همچون آنچه در رسانه‌ها و برخی محافل رسمی به ترور ترامپ اشاره شد، می‌تواند همچون یک مین سیاسی عمل کند. این مین‌ها با هر حرکت دیپلماتیک که به سمت کاهش تنش و افزایش تعامل حرکت کند، به‌ طور ناگهانی منفجر می‌شوند و هرگونه پیشرفت را به‌سرعت خنثی می‌کنند. در این موقعیت حساس، احتمال اینکه این اظهارات نه از روی بی‌خبری، بلکه با هدفی خاص انجام شود، وجود دارد. این اقدام‌های تحریک‌آمیز به‌ویژه از سوی جریان‌های تندرو که در داخل ایران و ایالات متحده تأثیرگذار هستند، نه‌تنها به معنای تهدید علیه امنیت و ثبات کشور است، بلکه در واقع یک استراتژی پنهان برای جلوگیری از هرگونه بهبود روابط است. این گروه‌ها همواره از فضای تنش بهره‌برداری می‌کنند و ترجیح می‌دهند روابط ایران و آمریکا در وضعیت سرد و درگیر باقی بماند تا بتوانند از آن برای تقویت جایگاه خود استفاده کنند. هر زمان که دو طرف به آستانه مذاکره نزدیک شده‌اند، چنین اقداماتی به ‌طور عمدی یا غیرعمدی انجام شده است تا فضای گفت‌وگو و فرصت‌های دیپلماتیک را از بین ببرد.

در این شرایط، مسئولیت نهادهای رسمی، رسانه‌ها و کسانی که در فضای عمومی کشور تأثیرگذار هستند، بیش از هر زمان دیگری سنگین می‌شود. اگر این افراد یا گروه‌ها از روی بی‌اطلاعی یا به قصد تخریب فضای دیپلماسی، به گونه‌ای عمل کنند که حساسیت‌های داخلی یا خارجی را تحریک کنند، نه‌تنها فرایند گفت‌وگوهای احتمالی را از بین می‌برند، بلکه در نهایت به زیان منافع ملی تمام خواهد شد.

لزوم اقدام فوری و هوشمندانه

در شرایط کنونی که ایران درگیر پیچیدگی‌های سیاسی و دیپلماتیک حساس است، خطای استراتژیک در اظهارنظرهای عمومی یا رسانه‌ای می‌تواند پیامدهای جبران‌ناپذیری داشته باشد. در چنین موقعیتی، سکوت و انکار از سوی نهادهای رسمی، نه‌تنها راه‌حلی مؤثر نیست، بلکه می‌تواند به گسترش بحران و تشدید تنش‌ها منجر شود. از این رو، نیاز به واکنشی سریع، قاطع و اصولی از سوی سازوکارهای نظارتی و حقوقی کشور بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. این واکنش‌ها باید بدون مماشات و به‌ طور مؤثر نسبت به هرگونه اظهارنظر یا اقدام بحران‌زا، به‌ویژه در حوزه رسانه‌ای، انجام شود. در شرایط کنونی، با توجه به اوضاع حساس سیاسی و دیپلماتیک ایران، به‌ویژه در عرصه روابط بین‌الملل، این واقعیت که کیهان با داشتن سابقه‌ای طولانی از مواضع ضد امنیت ملی، همچنان بدون برخورد جدی و بازخواست از سوی نهادهای مسئول فعالیت می‌کند، جای تأمل دارد. این روزنامه که در موارد متعددی در گذشته به اظهارات تحریک‌آمیز و حتی تخریبگر پرداخته، عملا نقشی غیرمستقیم در افزایش تنش‌های داخلی و خارجی ایفا کرده است. با این حال، وضعیت جاری کشور و حساسیت‌های موجود نشان می‌دهد که احتمال برخورد جدی با آن بسیار کم است.

این در حالی است که اگر سایر رسانه‌های مستقل و آزاد کشور حتی به‌ طور غیرمستقیم یا در قالب لحن شوخی چنین مطلبی را مطرح می‌کردند، قطعا با شدیدترین واکنش‌های قضائی و سیاسی مواجه می‌شدند. این تضاد در برخورد با رسانه‌ها و نحوه برخورد با اظهارنظرهای مشابه، نشان‌دهنده فضای تبعیض‌آمیز رسانه‌ای در کشور است. در حالی که برخی رسانه‌ها از امتیازات ویژه‌ای برخوردار هستند و می‌توانند آزادانه مواضع خود را بدون نگرانی از پیگرد بیان کنند، دیگر رسانه‌ها به‌سرعت با فشارهای قضائی و سیاسی مواجه می‌شوند که این خود بر تنش‌ها افزوده و منجر به تضعیف فضای رسانه‌ای آزاد و عادلانه در کشور می‌شود.

در نتیجه، حتی با وجود اینکه برخی از اظهارات این روزنامه به‌وضوح می‌تواند بر امنیت ملی و منافع کشور آسیب وارد کند، به‌نظر می‌رسد‌ در کوتاه‌مدت اقدامی مؤثر برای بازخواست و پاسخ‌گویی از سوی مسئولان انجام نخواهد شد. این امر باعث می‌شود‌ هزینه‌های چنین اقدامات رسانه‌ای برای کشور به طور غیرمستقیم افزایش یابد، بدون اینکه هیچ پاسخ قانونی و اجرائی در پی داشته باشد.