آقای پزشکیان به کجا چنین شتابان؟
در شرایطی که بحران انرژی، آلودگی فاجعهآمیز هوا و نبود تناسب دیگر اقلام ریز و درشت ضروری با روند طبیعی زندگی، روزهای کاری را در تقویم سال جاری پررنگتر از ایام تعطیل کرده است، رئیسجمهور محترم با گذر بیفرجام از بسیاری فوریتهای وعده دادهشده در ایام انتخابات خود، در جلسه ستاد ملی جمعیت فرمودند: «دولت برای حمایت و تسهیل شرایط فرزندآوری منتظر تصویب یا اصلاح قانون نخواهد بود.
در شرایطی که بحران انرژی، آلودگی فاجعهآمیز هوا و نبود تناسب دیگر اقلام ریز و درشت ضروری با روند طبیعی زندگی، روزهای کاری را در تقویم سال جاری پررنگتر از ایام تعطیل کرده است، رئیسجمهور محترم با گذر بیفرجام از بسیاری فوریتهای وعده دادهشده در ایام انتخابات خود، در جلسه ستاد ملی جمعیت فرمودند: «دولت برای حمایت و تسهیل شرایط فرزندآوری منتظر تصویب یا اصلاح قانون نخواهد بود. نگرانی از روند پیرشدن جمعیت 90میلیونی حال حاضر کشور، بحث دامنهداری است که متأسفانه از منظر کارشناسی و در ابعاد مختلف تاکنون کمتر به آن پرداخته شده است، اما در محدوده اندک بررسیهای انجامشده، راهحلهای ارائهشده نیز فاقد وجاهت اجرائی و دور از درک عوامل محدودکننده و واقعیتهای فرهنگی جامعه بوده است.
به نظر میرسد اگر صاحبان نظر و اندیشه هم به اجماعی برای افزودن بر شمار جمعیت حاضر و ارائه علمی نقشههای راه برسند، قطعا این شتاب مورد تأکید رئیسجمهور از اعتبار آنها میکاهد که این رشته سر دراز دارد. بهعنوان یک کارشناس که از منظر پایداری محیط زیست و منابع به توسعه کشاورزی بهمثابه اولین خوشآمد برای افزونی بیشتر جمعیت مینگرم، دورنمای روشنی را در این شتاب حیرتآلود و در تنگناهای کنونی کشورمان نمیبینم. پیشبینیها در کلان جهان حاکی از افزایش جمعیت انسانی کره زمین به 9.5 میلیارد نفر در نیمه قرن میلادی حاضر است. آینده نزدیکی که طنین گامهای آن همراه با دورشدن هراسناک عدالت اجتماعی از لابهلای مجادلات سیاسی و اغلب غرش جنگافزارها بهخوبی شنیده نمیشود.
با توجه به کاهش منابع آب شیرین، تغییر کاربری اراضی کشاورزی، پیامدهای حادتر تغییرات اقلیمی، افزایش منابع مصرف و... در دو، سه دهه آینده، سطح مبادلات بینالمللی محصولات کشاورزی کاهشی معنیدار پیدا کرده و جوامعی که درحالحاضر هم با مشکل گرسنگی روبهرو هستند، در معرض نابودی قرار میگیرند. اکنون هم پیوند قدرتهای سیاسی و انباشت سرمایه جهانی را میبینیم که با پشتپا زدن و خروج از معاهدات و کنوانسیونهای محیطزیستی بر تیرگی این آینده میافزایند، اما آنچه در کشورمان در حال رخدادن است، فوریتهای بیشتری را میطلبد. بخش کشاورزی با وجود اسراف در مصرف ذخایر آب زیرزمینی و کاربرد فناوری موجود تنها حدود 60 درصد از نیاز غذایی سالانه کشور را تولید میکند. قطعا اگر متولیان این بخش از حساب آیندگان برداشت نکرده و در قالب توسعه پایدار مدیریت کنند، با توجه به میزان آبِ در دسترس، حداکثر امکان تولید 40 درصد از نیاز محصولات پایه برای جمعیت حال حاضر (حدود 40 میلیون نفر) وجود دارد. اگر که بر این محدودیتها کارنامه نامقبول چند دهه اخیر در صیانت از عرصههای طبیعی و زمینه حیات را هم بیفزاییم، بیش از آنکه سراسیمه به سمت جوانسازی جامعه آینده خیز برداریم، باید در تلاش برای امانتداری و زمینهسازی زیست مناسب برای آیندگان باشیم.
باور کنیم دخالت بیش از حد لازم در معادله نرخ جمعیت و ایجاد مشوقهای احساسی و زودگذر تنها دستبردن در سازوکار طبیعی جامعهای است که در خلال چند دهه اخیر بسیاری از گلهای سرسبدش مبادرت به هجرتی هزیمتوار کردهاند. گلهایی که اکنون در دوگانه «گام بر دیار غربت» و «دل در گرو سرزمین خود»، گوهر عمر هزینه میکنند. باور کنیم در جهانی که به تسخیر توسعه هوش مصنوعی درمیآید، بیم آن میرود که بسیاری از مشاغل وابسته به نیروی فیزیکی انسانی جای خود را به قابلیتهای نوین بدهند. در چنین بزنگاهی، نظامهای مدیریتی کشورها بهعنوان پیشنیاز ورود به این فضای جدید، باید در تدارک افزایش کیفی نیروی انسانی موجود باشند، وگرنه واماندن از این قافله جهانی و پرداختن به افزایش کمّی جمعیت، چهبسا فراخواندن آیندگان بیگناه بر سر سفره خالی باشد که برای آنان گسترانیدهایم.