پیوستن به نظم جهانی؛ ضرورتی برای بقا و توسعه ایران
در شرایطی که جهان با سرعتی بیسابقه در حال تغییر و تحول است، ملتها و دولتها بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابسته شدهاند. امروز، موفقیت یا شکست کشورها دیگر فقط به منابع طبیعی یا ظرفیتهای داخلی آنان وابسته نیست، بلکه به میزان توانایی آنها در تعامل سازنده با نظم جهانی و بهرهبرداری هوشمندانه از سازوکارهای بینالمللی بستگی دارد.


در شرایطی که جهان با سرعتی بیسابقه در حال تغییر و تحول است، ملتها و دولتها بیش از هر زمان دیگری به یکدیگر وابسته شدهاند. امروز، موفقیت یا شکست کشورها دیگر فقط به منابع طبیعی یا ظرفیتهای داخلی آنان وابسته نیست، بلکه به میزان توانایی آنها در تعامل سازنده با نظم جهانی و بهرهبرداری هوشمندانه از سازوکارهای بینالمللی بستگی دارد.
متأسفانه ایران در سالهای اخیر، بهجای همگرایی با جهان، مسیر واگرایی را در پیش گرفته و نتیجه این سیاست، چیزی جز انزوای اقتصادی، تشدید تحریمها، محرومیت از فرصتهای بینالمللی و در نهایت، فقیرترشدن مردم نبوده است.
ایالات متحده آمریکا با همه نقدهایی که به سیاستهای بینالمللیاش وارد است، همچنان بازیگر اصلی اقتصاد جهانی است. بیش از ۲۵ درصد تولید ناخالص داخلی جهان متعلق به این کشور است، دلار همچنان ارز غالب در مبادلات جهانی است و بیشتر مسیرهای انتقال سرمایه، فناوری، بیمههای کلان و نقل و انتقال بانکی از زیرساختهایی عبور میکند که آمریکا یا متحدانش در آن نقش دارند. در چنین شرایطی، حتی کشورهای رقیب یا منتقد آمریکا، از چین و روسیه گرفته تا هند و ترکیه، چارهای جز تعامل اقتصادی با این کشور ندارند.
برای مثال، چین با وجود تنشهای سیاسی و نظامی گسترده با آمریکا، همچنان یکی از بزرگترین شرکای تجاری واشنگتن است و سالانه بیش از ۶۰۰ میلیارد دلار مبادله با این کشور دارد. این واقعیتها نشان میدهد که در دنیای امروز، هیچ کشوری نمیتواند صرفا با اتکا به همپیمانان سیاسی یا همسایگان منطقهای، مسیر توسعه اقتصادی را طی کند. اقتصاد، نیازمند دسترسی به بازارهای بزرگ، فناوریهای نوین، سرمایهگذاری خارجی و اعتماد نظام مالی بینالملل است.
تحریم؛ فشار بر مردم، فرصت برای رانت
از این گذشته، در ایران، تحریمها به عنوان یکی از پیچیدهترین چالشهای اقتصادی چند دهه اخیر، نهتنها دسترسی کشور را به بازارهای مالی و نظام بانکی جهانی مختل کرده، بلکه ساختار اقتصادی را نیز بهشدت آسیبپذیر کرده است.
تحریمها در عمل، طبقه متوسط را تضعیف کرده، زندگی اقشار کمدرآمد را به بحران کشانده و در مقابل، جیب رانتخواران و دلالانی را پر کرده که از دورزدن تحریمها به ثروتهای نجومی دست یافتهاند.
در چنین شرایطی، ادامه این روند نهتنها ناعادلانه و غیرقابل توجیه است، بلکه آینده کشور را نیز به خطر میاندازد. اگر این مسیر ادامه یابد، در آیندهای نهچندان دور، ما با کشوری مواجه خواهیم بود که در میان همسایگانی ثروتمند –حتی کشورهایی نظیر عراق– به یک جزیره فقیر و منزوی بدل خواهد شد.
پیوستن به FATF و نهادهای بینالمللی؛
گامی ضروری برای بازگشت به نظم جهانی
یکی از مهمترین الزامات برای بازگشت ایران به نظام اقتصادی بینالمللی، پذیرش و پیوستن به سازوکارهای مورد توافق جهان است. از جمله این نهادها، کارگروه اقدام مالی FATF است که به عنوان نهاد ناظر بر شفافیت مالی، مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم، نقشی حیاتی در تعیین سلامت نظامهای بانکی دارد.
عدم پیوستن به FATF به این معناست که حتی اگر تحریمها نیز روزی کاهش یابند، همچنان بانکها، سرمایهگذاران و حتی شرکای تجاری به ما اعتماد نخواهند کرد. حضور در لیست سیاه این نهاد، عملا ایران را به عنوان یک بازیگر غیرقابل اطمینان در نظام مالی بینالملل معرفی میکند و این مسئله بهتنهایی کافی است تا جلوی هرگونه توسعه اقتصادی پایدار گرفته شود.
پیوستن به نهادهایی مانند FATF، کنوانسیونهای بینالمللی گمرکی، سازمان تجارت جهانی و نهادهای همسو، نه از سر ضعف، بلکه یک تصمیم راهبردی و ملی برای حفاظت از منافع اقتصادی و تجاری کشور است. همانطور که عضویت در نهادهایی چون سازمان ملل، یونیدو یا ایکائو به ما در تعامل جهانی یاری رسانده، FATF نیز چارچوبی است برای افزایش شفافیت، مقابله با فساد و بازسازی اعتماد بینالمللی.
سنت اسلامی؛ عقلانیت، صلح و مدارا
در این میان، برخی تلاش دارند هرگونه مذاکره یا تعامل با جهان را برابر با عقبنشینی از اصول یا تسلیم در برابر دشمن تصویر کنند. این تصویرسازی، نه با واقعیتهای جهان امروز سازگار است و نه با سنت سیاسی و دینی ما. پیامبر اسلام(ص)، در اوج اقتدار و پیروزی، دست به مذاکره با ابوسفیان زد. او حتی هند جگرخوار، دشمن دیرینه و قاتل حمزه را نیز به دلیل مصلحت امت اسلامی بخشید. صلح حدیبیه، از نمونههای تاریخی درخشان عقلانیت سیاسی در سنت اسلامی ماست.
اگر پیامبر اسلام میتوانست برای حفظ و گسترش منافع امت، گفتوگو با دشمنان دیرینه را بر تقابل ترجیح دهد، چرا ما نتوانیم در جهانی اینچنین پیچیده، واقعبینانه تصمیم بگیریم و منافع ملی را بالاتر از نزاعهای جناحی و شعارهای احساسی قرار دهیم؟
سخن پایانی
امروز، ایران در یک بزنگاه تاریخی ایستاده است. راه نخست، ادامه وضعیت فعلی، با انزوای بینالمللی، گسترش فقر، تعمیق بحرانهای اجتماعی و افزایش فاصله با کشورهای همسایه است. راه دوم، بازگشت به عقلانیت، آغاز گفتوگوهای جدی با جهان، پیوستن به نهادهای بینالمللی و تلاش برای بازسازی اعتماد ازدسترفته است.
مذاکره، تعامل و حضور فعال در نظم جهانی، نهتنها به معنای حفظ عزت و منافع ملی است، بلکه شرط لازم برای بقا، توسعه و رفاه ملت ایران است. ما باید امروز تصمیم بگیریم تا فردا شرمنده آیندگان نباشیم.
* مشاور عالی و رئیس سابق کمیسیون حملونقل، لجستیک
و گمرک اتاق بازرگانی ایران